به جدول که نگاه میکنیم قهرمانی لیگ را برای سیتی یا لیورپول میبنیم.برای سومین سال پیاپی دست لندن از لمس جام قهرمانی لیگ برتر دور ماند.لندنی ها سال را با هزاران امید و ارزو شروع کردند ولی باز هم ناکامی در زمان نوشتن مقاله فینال جام حذفی هنوز برگزار نشده ولی قهرمانی ارسنال هم نمیتواند امار بد لندنی ها را التیام ببخشد. اگر ارسنال جام حذفی را ببرد از 16 جام اخیر داخلی انگلستان تنها 2 تای آن به لندنی ها رسیده.اماری که نمیتوان توجبهش کرد.نمیتوان هضمش کرد و فقط میتوان درستش کرد. لندنی ها در ابتدای سال فصلی رویایی را متصور میشدند.ولی به راستی چه شد؟ ارسنال امسال با سال های دیگر یک فرق داشت.امسال ونگر هیچ بازیکن کلیدی اش را از دست نداده بود و هواداران ارسنال از این بابت حس خوبی داشتند و امید های زیاد. تنها چیزی که میخواستند یک خرید بزرگ بود.زیرا در ابتدای فصل تنها سانوگو به امارات امده بود.و امدن فلامینی هم پاسخگوی بلند پروازی هوادارن نبود.اضطراب بیشتر میشد وقتی من سیتی و چلسی و تاتنهام باشگاه های فروشنده را شناسایی کرده و تیمشان را مجهز میکردند ولی ارسنال کم فروغ بود.گوستاوو خیلی راحت از دست رفت و مهلت رو به پایان بود.اما در اخرین روز اوزیل با مبلغی بالا ارسنالی شد تا روحیه به جمع ارسنالی ها باز گردد. ارسنال خروجی مهمی نداشت و کسی نگران جدایی مانونه ژروینهو شاماخ اسکیلاچی و... نبود فصل عالی پیش میرفت.ارسنال با قدرت پیش میرفت و در صدر قرار گرفت و حذف شدن از جام اتحادیه هم برای تیمی که سودای قهرمانی لیگ را در سر داشت فاجعه تلقی نمیشد. اما ژانویه لعنتی از راه رسید.فشردگی بازی ها بیشترین اسیب را به فانتزی ترین مدعی لیگ زد.مصدومیت ها زیاد شد و کیفبت تیم رو به افول نهاد و عملکرد ناامید کننده ی ان ها در نقل و انتقالات توشه ای مناسب برای ادامه راه نداشت.ارسنال امتیازات را پشت هم از دست داد تا در پایان لیگ باز هم برای سهمیه بجنگد و داستان قهرمانی راوی دیگری داشته باشد. عده ای از خط حمله تیم ایراد میگیرند عده ای از دروازه بان و... ولی نباید فراموش کرد که همین تیم نیم فصل اول در صدر بود و فشردگی بازی ها و مصدومیت ها توپچی ها را از پای دراورد. اما همه میدانند ارسنال همین عملکرد را هم مدیون ونگر است و باشگاه باید ابزاری را که او و تیم و هواداران لایقش هستند در اختیار پروفسور فرانسوی قرار دهند به امید فصلی بهتر تاتنهام لوی در ابندای فصل بسیار بلند پرواز بود.او بهترین ها را میخواست و تاتنهامی رویایی را متصور میشد. او لاملا را گرفت که در رم فوق العاده بود.سولدادو را گرفت که به لطف او والنسیا سهمیه لیگ اروپا را گرفت. اریکسن را از تیم بازیکن ساز اژاکس گرفت.ستاره جام کنفدراسیونها پائولینهو را خرید. او متوقف نشد و چادلی و کاپوئه را هم خرید و بزیکن بی کیفیتش مانند پارکر و دفو و هادلستون را به در های خروجی راهنمایی کرد و تنها خروجی مهمش مهم ترین خروجی نقل وانتقالات یعنی بیل بود. ولی باز هم خرید های پرشمار تاتنهام نوید از فصلی خوب را میداد. ولی شرایط به گونه ای دیگر رقم خورد.ویلاش بواش در استفاده از ابزارش سر در گم بود.سولدادو فقط از روی نقطه پنالتی گل میزد.لاملا سایه ای از ستاره رم بود.تاتنهام در بازی های بزرگ تحقیر شد و شکست 5 گله از لیورپول حکم اخراج ویلاش بواش را صادر کرد.مربیگری شروود هم خیلی خوب نبود و تیمی که مدعی قهرمانی تلقی میشد حالا باید به فکر لیگ اروپا باشد تا چوب ضعف مربیگری و عدم هماهنگی تیمی اش را بخورد. لوی میداند مشکل از مهره ها نیست و مسلما عملکردی بهتر را در سال بعد جستجو میکند. چلسی اقای خاص به خانه برگشته بود و همه خوشحال بودند.اساطیر استمفورد بریج میخواستند لیگ را به لندن برگردانند.چلسی در نقل و انتقالات تابستانی عملکرد بدی نداشت.اما خرید قابل اتکایی در خط حمله نداشت و حفره اش در مرکز میدان را پر نکرد. چلسی در بازی های بزرگ فوق العاده بود.ان ها در دو بازی رفت و برگشت لیورپول و سیتی دو رقیب اصلیشان در راه قهرمانی را شکست دادند.ارسنال و تاتنهام همشهری را در خارج از خانه کنترل و در خانه سلاخی کردند. اما جام اتحادیه را به طرزی بچگانه از دست دادند و جام حذفی را با نمایشی افتضاح وداع گفتند. مورینیو فکرش را نمیکرد که تیم های کوچک جزیره بتوانند دردسر ساز شوند.مربی های نابغه جزیره ضعف چلسی را در خط حمله میدانستند و سعی میکردند گل نخوردند.دفاع را میبستند و کار را برای چلسی سخت میکردند.هر چند چلسی در اخرین هفته ها هم مدعی بود ولی انگار در این فصل جامی در کار نیست. چلسی ضعفش را میداند و میداند که از نظر مهره هنوز ویژگی تیم قهرمان را ندارد. ضعف خط حمله را کنار بگذاریم ذهنیت بازیکن ها هنوز خوب نیست.بازیکنانی که تا چندی پیش در باشگاه هایی مانند لورکوزن مارسی لیل شاختار و ...بازی میکردند هنوز ذهنیت بازیکن تیم درجه 1 را ندارند و این مشکل بارها خودش را در این فصل نشان داده و مسلما اقای خاص به دنبال درمان این مشکل است. در اخر:لندنی ها دیگر نمیتوانند ادعا کنند که قدرت فوتبال انگلیس در دست ان هاست.امسال همه ی ان ها مشکلاتی داشتند که دست ان ها را از موفقیت ها کوتاه کرد.اما همه ی آن ها قابل حل است.از اشتباهات باید درس گرفت.لیگ انگلیس لیگی است که برای قهرمان شدن در ان باید فوق العاده بود.لندنی ها میتوانند در فصل بعد فوق العاده باشند.اما ایا فوق العاده خواهند بود؟زمان پاسخگوست.