از اخراج شدن، مربی مشهور دنیای فوتبال تا امضای قرارداد با تیمی که رقیب سرسخت او در چلسی بود، یک سوال مهم برای طرفداران منچستر یونایتد ایجاد شده بود، چرا پس از مویس و فن خال که مربیهای هجومی شناخته میشدند، باشگاه به سمت مورینیو قدم برداشت؟ علت انتخاب او چیست؟ شاید جواب این سوال رو بتوان در تاثیر روانی و تاکتیکی تیم بررسی کرد، اما هدف از این مقاله بررسی پروژه مشترک و مالی این دو شخصیت فوتبالی میباشد.
باید به صراحت گفت، روش مورینیو باب میل منچستری ها نیست! دفاع الویت تیم من یو نبوده اما اکنون به رکن اصلی تیم مورینیو تبدیل شده است. من یو استاد گلزنی های پرتعداد بود اما اکنون دیگری خبری از گل های زیاد نیست. دست آورد بزرگ مربیان پس از فرگوسن و مورینیو، در نتیجه بوده است. بی ثباتی در کسب نتیجه و روند سینوسی بدشکل و غیرقابل درک، عاملی بوده که مورینیو را در فصل دومش نسبت به دیگر مربیان این باشگاه پس از دوران با شکوه فرگوسن افتراق میدهد. پروژه مشترک مورینیو و منچستر چیست؟ پروژه ای که ووداورد و مورینیو هر دو به آن اشاره داشته اند.
پس از جذب سانچز بود که اد وودوارد پس از تبادل میخیتاریان با سانچز و تمدید قرارداد خوزه مورینیو، در مصاحبه ای عنوان کرد" به جا به جایی بازیکنان بزرگ و ستاره به تیم های اسپانیایی پایان خواهد داد". ممکن است مبالغه آمیز باشد امد، به نظر میرسد ووداورد و مدیران باشگاه پس از کسب دو تجربه دیگه خسته شده اند. خسته از رشد و پرورش ستاره ها و فروختن آنها به تیم های اسپانیایی و رئال و خسته از خریدهای بد و نامناسب که ناشی از نبود درک کافی مربی از تیم و شرایط روز بازار و استعدادها میباشد. میتوان عنوان کرد، در تجربه فوتبال اثبات شده است، خوزه مورینیو، مربی که بعنوان پیشرفت فنی یک بازیکن باشد، نیست. اما مورینیو فاکتورهای دیگری دارد، فاکتورهایی که باعث شده او در دنیای فوتبال یکی از بهترین ها باشد. میل به پیروزی و جنگندگی، آموزش کنترل بازی، ذهنیت قوی در نبرد 90 دقیقه ای و تاکتیک مند کردن بازیکنان و رشد آنها از بعد درک تاکتیکی! اما مورینیو فاکتوری دیگری دارد که او را با هم ردیفان خود متفاوت تر میکند. اقای خاص توانایی شناخت و آنالیز بازیکن ها را دارد. میتوان عنوان کرد، مورینیو توانایی قابل توجه ای در شناخت و جذب بازیکنان متسعد و بااستعداد دارد. بازیکن هایی که میتوانند در آینده ستاره فوتبال باشند یا اینکه تحت نظر او به رشد بیشتری برسند. در کنار شناخت درست مورینیو از بازیکن ها و نبود درک جهت خریدهای بد، میتوان به توانایی او در هماهنگی سازی بازیکن ها نیز اشاره کرد. اما این مربی پرتغالی با توجه به الویت های تاکتیکی اش خرید میکند. ابتدا دفاع و میانه را قدرتمند میسازد و سپس به خط حمله رجوع میکند. البته این فرایند در باشگاه من یو و توسط مورینیو به شکل پخش صورت گرفته تا هدف گذاری مربی برای دیگر باشگاه ها قابل لمس نباشد و همچنین تیم تنها در یک بخش قدرتمند نباشد و به مرور بخش های مخالفی از آن پوشش داده شود.
پروژه باشگاه و مربی پرتغالی، تغییر ساختار باشگاه میباشد. اتفاقی که در دوران پس از فرگوسن در باشگاه های بسیاری رخ داد. فن خال نیز با این رویکرد به باشگاه آمد تا تیمی هجومی و مهره هایی هجومی تهیه کند اما مشکل این مربی هلندی در درک و ناتوانی او در شناخت و تفکیک بازیکن های ستاره و بااستعداد با پدیده های سال بوده! مشکل فن خال این بوده که نمیتوانست بازیکن هایی که آینده روشنی دارند یا بازیکن های موفقی هستند را در ساختار تیم خود، استفاده درست و بجایی کند. مورینیو که خود این پروژه را در رئال مادردید رهبری میکند، این بار به سراغ باشگاه من یو آمده بود اما با دسترسی و تغییرات بسیار اساسی تر! از جمله تغییرات مورینیو در رئال، خرید دیماریا، واران، مودریچ، اوزیل و کوئنترائو و همچنین تغییر پست سرخیو راموس بود. راموسی که با تغییر مورینیو به یکی از بهترین مدافعان اسپانیا در مرکز تبدیل شد. کارکتر و شهرت مورینیو در کنار تاریخچه باشگاه سبب شد تا با پشتیبانی عظیم باشگاه در بخش مالی، منچستر به سمت تغییر تیم بازیکنان تیم برود. تعجب نکنید که منچستر بازیکنی نمیفروشد و تنها خرید میکند. زیرا در مسیر "پوست اندازی" میباشد. باشگاه باور دارد در برابر انتقادهای عظیم رسانه ها از مورینیو، باید با او تمدید کرد تا منچستر شالوده کلی اش تغییر کند. فرایندی که با انتخاب های نادرست فن خال به بی راه کشیده شد و اکنون با حضور این مربی پرتغالی مسیر درستی به خود گرفته است. بگذارید به ترکیب احتمالی (احتمالی، متذکر میشوم، احتمالی) منچستر یونایتد برای فصل بعد نگاهی بیندازیم: (ترکیب بر اساس اخبار نقل و انتقلالی طراحی شده است)
.................................................................داوید دخیا
الکس ساندرو / دنی رز ................جونز/الدرویرلد.......................بایی/لیندلوف ..................والنسیا/یانگ
..................................................... ماتیچ / مک تومنی
..................... پوگبا.....................................................................فرد/ساویچ/هررا
سانچز/مارسیال................................................................................................... ماتا/لینگارد/ویلیان
................................................................. لوکاکو/رشفورد
سیستم 4 3 3 ای که با تغییرات اعمال شده، شکل تازه تری به خود گرفته است. با نگاه به خط دفاع میتوان به زوج جونز-بایی و لیندلوف-الدرویرولد اشاره کرد. همچنین حل مشکل دفاع چپ که اساسی ترین مشکل تیم من یو در فصل گذشته از دفاع بوده است. البته در سمت راست، والنسیا پا به سن گذاشته است و همچنین به عنوان بازیکن فیزیکی شناخته میشود که باید برای او نیز جانشینی تهیه کرد. در خط میانی، ماتیچ حضور دارد که مک تومنی با نمایش بازی های بسیار درخشانی، نشان داده است، دلیل خرید ماتیچ با آن قیمت قابل توجه تنها نمایش او در زمین نبوده و مورینیو به روش کلاسیکی عمل کرده و با ورود یک بازیکن تمام عیار هافبک دفاعی سعی در رشد سریع بازیکن جوان خود داشته است که این تغییرات در مک تومنی به وضوح قابل روئیت است. در سوی دیگر پوگبا در کنار زوج های احتمالی خود قرار خواهد گرفت.
مهم ترین نکته در تغییرات تیم، خریدهای مورینیو در ساخت تیمی متفاوت است ازسه سال گذشته میباشد. "پوگبا، ماتیچ، لوکاکو، سانچز، لیندلوف" بازیکنانی هستند که به شکل قابل توجه ای استعداد و ستاره های روز فوتبال هستند که در مسیر اصلاحات مورینیو و مدیران باشگاه، شکل تازه ای به تیم داده اند.
مسیر حرکت و تغییر ساختاری باشگاه من یو اگرچه با توجه به سبک مربی و هزینه بوده است، اما فرایندی تدرجی بوده که متفاوت از دیگر مربیان عصر خود است. سبک رو به رویی و خرید تیم من یو، به شکلی بوده که به سمت ستاره های فوتبال حرکت میکند. امید است که مورینیو در تغییر ساختاری تیم و پروژه مشترک خود با باشگاه، در مسیر مثبت خود حرکت کنند و این رویه درست را همچنان ادامه دهند تا تیم و شالوده اش، تغییر اساسی به خود ببیند! در آخر توجه شما رو به تقابل چند خرید اخیر و تقابل آن با خریدها مورینیو و پروژه مشترکش جلب میکنم:
فالکائو: لوکاکو و زلاتان
آنخل دیماریاو ممفیس دیپای: سانچز
مروان فلینی: نمانیا ماتیج
مارکوس روخو: ویکتور لیندلوف
هررا: پل پوگبا
قضاوت مسیر پروژه مشترک باشگاه منچستر یونایتد با خوزه مورینیو در قالب 5 سال، با شما!