[چارلی] "چاپلین" فیلم سگ اندلسی را دست‌کم ده بار در خانه‌ی خودش دیده بود. اولین بار همین که نمایش فیلم شروع شد، از پشت سر صدای بلندی شنیدیم. پیشخدمت چینی خانه که کار آپاراتچی را هم انجام می‌داد، ناگهان بی‌هوش به زمین افتاده بود. بعدها "کارلوس سائورا" [فیلمساز اسپانیایی که زمانی همسر "جرالدین چاپلین"بود] برایم تعریف کرد، زمانی که "جرالدین چاپلین" [دختر چارلی چاپلین و همسر سابق کارلوس سائورا] دختر کوچکی بود، پدرش برای ترساندن او صحنه‌هایی از فیلم سگ اندلسی را برایش تعریف می‌کرده است. (با آخرین نفس‌هایم، لوئیس بونوئل - ترجمه‌ی علی امینی‌نجفی، صفحات 221-220)