من مرد شکسته و بی پول شهرم من جغد تنهای شب گنجشک روزهای سرد من سنگ سخت ، کوه درد من دست های ناتوان پیرمردم من اشک سرازیر و دل شکسته ی عاشق من سرباز زخمی جبهه های جنگم من دیوانه تر از انم ک مرا زنجیر کنند من حس تلخ ، من جسم بی جان پسرک من زاده ی بدبختی ، پدر تمام مشکلاتم من مرد تنهای شهرم