سلام
لطفا هرچقدر که حوصله خوندن متن طولانی رو ندارید،این مطلبمو هرچقدرم طولانی باشه بخونید چون فکر میکنم حداقل 10 نفر بخونند شاید یک نفر بهتر رفتار کنند در جامعه
دوتا خاطره از چیزی که تو زندگیم از نزدیک دیدم براتون تعریف میکنم
البته در دو بخش
اولین خاطره:
18 سالم که بود و تازه گواهینامه گرفته بودم
یه دستم رو فرمون بود یه دستم رو گوشی
یه چشم یه خیابون یه چشم به گوشی
به یک تقاطع رسیدم که چون حواسم به گوشی بود ندیدم تقاطع رو که از مسیر عمود برمن یک ماشین دیگه داره میاد
تصادف کردم
بدم تصادف کردم،ماشین زیر دستم شاید نزدیک به 7 متر پرتاب شد
راننده ماشین مقابل یک دختر هم سنو سالم بود که از وجناتش مشخص بود اونم تازه گوهی نامه گرفته
من سرم کوبیده شد به شیشه کناریم
سرگیجه داشتم و منگ بودم،پیاده شدم،دختره عصبانی بود،چندتا سرم داد زد که ای داد بیداد مگه خیابون ارث پدرته که نگاه نمیکنی
منم منگ بودم نه حرفشو درست شنیدم نه خودشو درست میدیدم
افسر اومد،مقصرو همون دختر نوشت چون از فرعی پیچید به اصلی با سرعت زیاد
ولی بین تصادف تا اومدن افسر مردم خیلی به دختر کمک کردن
یکی براش اب اورد از خونش
یه خانم برد مغازش که راحت باشه
یکی براش اب قند اورد
چه قشنگ...مردمه اماده به کمک
خاطره دوم:
این خاطره نیست نقل قوله،نقل قول از مادرم
من تو اورمیه زندگی میکنم تو این شهر تقریبا ترکیب جمعیتی 75% ترک و 25% کرد داریم
مادرم یه همکار کرد داشت در ادارش
خانم خیلی محترم و دوست داشتنی هست
وقتی سر پل ذهاب زلزله اومد مادرم میگفت این خانم به کمک فک و فامیلای کردشون کلی کمک از پس اندازشون جمع کردن و چندتا کانکس بزرگ خریدنو فرستادن مناطق زلزله زده(در بخش دوم میگم چرا اینقدر اصرار داشتم بگم همکار مادرم کرد بود)
چه ادم های خوبی
اماده کمک به دیگران
اماده از خود گذشتگی برای دیگران
در نگاه اول هر دو انسان هایی که من در داستان هام تعریف کردم کارهای خوبی رو انجام دادن
کمک به دختر تصادف کرده
کمک به مردم بی گناه و بی پناه زلزله زده
ولی من میخوام یه بعد دیگه برای داستان هام تعریف کنم
یه بخش تکمیلی که در قسمت اول نگفتم
تکمیلی داستان اول:
همه به اون دختر کمک کردن،ولی کسی بمن نکرد....
منم انسان بودم و از اون دخترم بیشتر اسیب جسمی دیده بودم
ولی کسی حتی بمن یک لیوان اب هم تعارف نکرد
من از اون دختر بیشتر شایستگی دریافت کمک داشتم ولی یک صدم همون دخترم کمکی دریافت نکردم
دلیلش خیلی سادست،چون پسر بودم،چون جنسیتم مذکر بود
بخش تکمیلی داستان دوم:
همکار مادرم خیلی به ابو اتش زد برای کمک به مردم کرمانشاه،ولی وقتی تقریبا 8 سال پیش در ورزقان زلزله اومده بود،حتی یک هزار تومنیم همکار مادرم کمک نکرد،نه خودش نه فامیلاش،کسانی که برای مردم ورزقان هزار تومنیم خرج نکردن برای مردم کرمانشاه کانکس های چند میلیون تومنی تهیه کردن.....
دلیلش قومیت و نژاد افراد بود،مردم ورزقان کرد نبودند،ولی مردم کرمانشاه کرد بودند
............
میخوام از این دو داستان که تعریف کردم نتیجه گیری بکنم
نمیخوام عقاید خودمو اینجا بگم که کمک کردن به دیگران وقتی تواناییشو دارید لطف نیست،وظیفه هست و شما حق ندارید این وظیفه رو بخاطر جنسیت و نژاد و مذهب افراد تقسیم ناعادلانه بکنید
فقط میخوام بگم وقتی خاطره مادرمو شنیدم قلبم شکست...
تصور کردم یکروزی در شهر من زلزله اومده،خانواده من نیاز به کمک دارند
و این وسط افرادی هستند که به خانواده من و خود من کمک نخواهند کرد چون من و خانواده من هم دین یا هم نژاد با اونها نیستیم
اجازه خواهند داد خانواده من و خود من در سرما بخوابیم در گرسنگی چون از قومیت یا دین خاصی نیستیم.....
تو زندگیتون وقتی میخوایید و تواناییشو دارید به دیگران کمک بکنید،در این کمکتون هیچ وقت چیز هایی شبیه به جنسیت،نژاد و دین رو درنظر نگیرید که اگر بگیرید بنظرمن کمک نکردنتون بهتر بود چون این وسط قلب یک انسانو شکستید که از کمک های دیگران صرف جنسیت و دین و نژادش محروم شده
وقتی افرادی که به اون دختر کمک میکردند رو نگاه میکردم،ادم های خوبی نمیدیدم،ادم های قابل احترامی نمیدیدم،یک مشت ادم بیمار جنسی دیدم که بین دو انسان بخاطر دختر و پسر بودن اینقدر فرق گذاشتند،اونها به یک دختر مجروح کمک کردند،ولی افراد محترمی نبودند،فقط یک مشت بیمار جنسی بودند...
وقتی به همکار مادرم نگاه میکنم،ادمی نمیبینم که محترم باشه و به یک انیان زلزه زده کمک کرده باشه،یک بیمار نژاد پرست رو میبینم که لین دو انسان بخاطر قومیتشون فرق گذاشت
8 سال پیش میتونست برای مردم ورزقانم کانکس بفرسته ولی نفرستاد...
وقتی میبینم دولت ایران برای مردم مسلمان میانمار کمک جمع میکنه ناراحت میشم،میتونست برای مردم جنگ زده میانمار کمک جمع کنه نه صرفا مسلمان هاش
وقتی میبینم نیروهای نظامی امریکایی برای نجات جان مسیحی ها از دست داعش در شمال عراق دست به عملیات نظامی میزنند ناراحت میشم چون همین کارو با مردم مسلمان دیگر شهر ها نکرد
وقتی میبینم نماینده ترک ایران در مجلس گلویه خودشو پاره میکنه برای ترک های قتل عام شده در چین ناراحت میشم چون این کارو برای دیگر غیر نظامی های چینی نکرد
وقتی دیدیم بازیکنان ناپولی و یووه در بازیشون برای مقابله با "خشونت علیه زنان" زیر چشمشونو رنگ کردن حالم بد شد چون میتونستن همین رنگ هارو برای مبازه با خشونت علیه انسان ها بکار ببرند نه زن ها....
برخی از کمک های ما به دیگران ظاهری زیبایی دارند
ولی وقتی همین کارهای ظاهرا زیبا با تعصبات و عقاید قومی،جنسی،دینی و ملیتی همراه میشه،بنظرمن این کارهای ظاهرا زیبا باطنی خیلی زشت پیدا میکنن
بین هیچ کس بخاطر ملیت و جنسیت و دین و قومیت فرف نذارید