لئوناردو بونوچي، به ناگهان از قطار يوونتوس پايين پريد. دقيقا به اندازه ي جمله قبلي بي مقدمه. خيلي عجولانه و سريع از يوونتوس جدا شد تا به زعم خود آنچه يوونتوس با انتقال پيرلو به دست آورده بود را به ميلان بدهد. بونوچي به پروژه پر زرق و برق ميلان پيوست و بوفون، كيه ليني و بارتزالي را تنها گذاشت.
بر خلاف انتقال بونوچي، پروسه انتقال نيمار به پاريس زمان بر و طولاني بود. انتقالي كه از اواسط فصل استارتش زده شده بود. براي اين جدايي دلايل متعددي ذكر شده، عده اي پول، عده اي پلي براي رسيدن به رئال مادريد، عده اي زندگ پرزرق و برق در پاريس و عده اي نيز سايه سنگين ليونل مسي را دليل اصلي مي دانند. اما چه زيبا در جوابش گفته شد: براي خارج شدن از زير سايه مسي، بايد ورزشت را عوض كني.
كايري اروينگ را «داداش» لبران جيمز و لبران جيمز را داداش كايري ايروينگ مي دانستيم. صميمت عجيب، بازي خواني و هماهنگي بسيار بالاي اين دو، كف همگان را بريده بود. لبران دست نوازش بر سر كايري مي كَشيد و همه جا تا مي توانست از او حمايت مي كرد. كايري اما احساس مي كرد زير سايه پادشاه زندگي سخت است و راهي بوستون شد. اما سايه پادشاه بر كل بسكتبال سايه انداخته است، نه فقط منطقه ي كليولند.



