مادر Tú que me conoces bien : تو که منو خوب میشناسی Y yo que creo que te conozco : و من فکر میکنم که شما را می شناسم Pero reconozco que aún me falta más : اعتراف میکنم که هنوز هم به تو نیاز دارم sólo con un beso tú puedes calmarme : فقط با یک بوسه شما می توانید مرا آرام کنید Tú que me lo has dado todo : شما همه چیز خود را داده اید Nunca esperas nada a cambio : ولی هیچوقت چیزی را از من انتظار نداشتید Por eso no me dejes solo, necesito tu cariño : پس من را تنها نگذار، من به عشق تو نیاز دارم Porque sigo siendo un niño cuando en tus brazos estoy : چون من هنوز یک کودکم که در آغوش تو هستم No sabes cuánto quisiera que se devolviera el tiempo : شما نمی دانید که چقدر می خواهم به زمان گذشته برگردم Para revivir momentos que no volverán jamás : برای تحقق لحظاتی که هرگز برگشت نخواهند کرد Pero suerte que aún te tengo, y tengo ganas de amar, ouh, no : اما خوشبختانه من هنوز تو را دارم و می خواهم عاشقت باشم Tengo un álbum de momentos : من یک آلبوم از لحظات دارم Son tantos recuerdos que me hacen vivir : آنها خاطرات زیادی دارند که من را زنده می کنند