رفتن شما اخر الزمان نبود نه مصيبتى بود و نه فاجعه اى...! استقلالِ بزرگ پس از نه فقط شما كه بزرگتر از شما هم راه رفت و ميرود، دويد و ميدود پيوستن جنابعالى به باشگاهى ديگر، دنيا را براى تاجِ سر ايران به اخر نرساند...! بزرگترين و پرافتخارترين تيم تاريخ فوتبال ايران براى پر كردن پازل تاكتيكى اش انتخاب هاى زيادى داشت؛ نمونه اش مامه تيام كه از هر انگشتش هنر فوتبال ميبارد! مهاجمى كه از شما و صد امثال شما بزرگتر است و يا بازيكنانى كه شايد هنوز به سطح امادگى و فنى تيام نرسيده باشند اما با قلبشان براى اين تيم بازى ميكنند و استقلال بزرگ را تنها براى مجهزتر كردن چمدان هايشان نميخواهند. اتفاق امروز پيام روشنى بود براى اميد نورافكن و سيد مجيد حسينى كه سوداى شارلوايى شدن در سر خود ميپروانند و در توهم اروپايى شدن سير ميكنند. چهار استقلالى چمدان هايشان را بستند و طايفه ى بزرگ تاجِ ايران براى ديدن هنرنمايى فرزندانشان در اوردگاه جام جهانى لحظه شمارى ميكنند و براى شما دست تكان ميدهند؛ دست تكان ميدهند و فرياد ميكشند : بدرود اقاى رضايى، بدرود