قبل از حضور برانكو ايوانكويچ روي نيمكت پرسپوليس، ظاهر اين تيم با درخشان و امثالهم كم از ويرانه نداشت. برانكو ايوانكويچ با كار و تمرين مداوم ، بعد از يك فصل تيم درخشان را به تيمي تبديل كرد كه براي كسب قهرماني سوم خود تنها تفاضل گل را مزاحم خود مي ديد. سال بعد، برانكو ايوانكويچ كاري كرد كه هيچ اما و اگري در كار نباشد و با اختلاف بسيار مناسبي قهرمان ليگ شد. سال بعد از آن يعني فصلي كه به تازگي به پايان رسيد هم همين شرايط برقرار بود. هرچند در راه قهرماني هاي پرسپوليس، هميشه اوضاع گل و بلبل نبود و روزهاي سختي هم وجود داشت اما برآورد كار برانكو ايوانكويچ كاملا واضح بود. برانكو پرسپوليس لت و پار درخشان را به سطحي غيرقابل انتظار رسانده و دو قهرماني مويد اين قضيه است. اما ايوانكويچ كم مورد انتقاد طرفداران تيم سرخپوش پايتخت قرار نگرفته؛ از اخراج گابريل برزيلي و پيام صادقيان در ابتداي مسيرگرفته تا بحث پيرامون ربيع خواهِ بيچاره در اواخر آن. هواداران پرسپوليس بارها برانكو را مورد انتقاد قرار داده اند و حقيقت هم اين است كه كم ترين حق هوادارانِ بيچاره در فوتبال ايران انتقاد كردن است. هواداران بارها انتقاد كردند اما هربار با گذر زمان به اين نتيجه رسيدند كه گويا ايوانكويچي كه كارش فوتبال است قدري بيشتر از آن ها مي داند و انتقادشان وارد نبوده است. هواداران پرسپوليس حالا جمله ي معروفي دارند كه دامنه آن به قدري گسترده شده كه بعيد نيست پس فردا در مراسم خواستگاري وقتي عروس خانم مي خواهد جواب خود را معين كند از عبارت «هر چي برانكو بگه» استفاده كند. پرسپوليسي ها به اين نتيجه رسيده اند كه بودن يا نبودن ربيع خواه، بودن يا نبودن مسلمان يا هر مسئله اي ديگري حتي اگر از لحاظ فوتبالي غلط باشد، مغرضانه نيست. ايمان به عدم غرض ورزي ايوانكويچ و علمِ به دانش بيشتر برانكو نسبت به آن ها باعث مي شود هر چند كماكان تيم هاي بهينه فرضي خود را در ذهنشان بسازند و با دوستانشان به اشتراك بگذارند اما با فروتني تصميماتي كه سرمربيشان مي گيرد را بپذيرند. كي روش هم مانند ايوانكويچ تيمي ويران را تحويل گرفته بود. تيم ايران با مربيگري دايي و قطبي از رسيدن به جام جهاني ٢٠١٠ آفريقاي جنوبي بازمانده بود. تيم ملي در گروهي متشكل از كره جنوبي، كره شمالي، عربستان سعودي و امارات متحده عربي به مقام چهارمي رسيده بود. نتيجه اي افتضاح كه با شكست خانگي مقابل عربستان سعودي آن هم جلوي ١٢٠,٠٠٠ شاهد زنده و عاقل از چيزي كه به نظر مي رسيد افتضاح تر بود. توجه به اين كه تيم سوم گروه ما يعني عربستان سعودي مقابل تيم سوم گروه همسايه شكست خورد شايد اين «افتصاح تر» را به «افتضاح ترين» مبدل ساخته بود. كي روش چنين تيمي را در دست گرفت. در اولين دور، با مشقت و پيروزيِ هفته آخر در خانه كره جنوبي، ما را به جام جهاني رساند. ايراني كه در بين ٥ تيم ذكر شده، چهارم شده بود صدرنشين گروهش شد. براي دوره بعد كي روش از اين فراتر رفت و براي اولين بار در تاريخ، ايران را به دومين جام جهاني پياپي خود رساند. همانگونه كه برانكو نيز براي اولين بار در فرمت جديد ليگ پرسپوليس را دو بار پياپي قهرمان كرده بود. براي بار دوم صعود كرديم، آن هم با غرور. ايران بدون شكست بعد از برزيل دومين تيمي بود كه بليت روسيه را OK مي كرد. حال عمارتي كه كي روش ساخته چنان مجلل و خوشتراش است كه به سختي دوران خرابه بودنمان را به خاطر مي آوريم و چنان مي پنداريم كه گويي هميشه اينگونه بوده ايم. مانند برانكو ايوانكويچ، كارلوس كي روش نيز مورد انتقاد قرار گرفته است. انتقادات به كي روش از اين كه چرا سيد مهدي رحمتي را كنار گذاشته شروع شد و حالا به اين كه چرا سيد جلال حسيني را كنار گذاشته ختم شده است. كي روش در زمين تمام آن چه كه مي بايست را نشان داد اما گويا قرار نيست «هر چي كي روش بگه» از دهان كسي خارج شود. شايد ذكر اين نكته ضروري باشد كه بر خلاف تصور اكثر منتقدين، كي روش نه با دعا و جادو بلكه با اين تصميمات بعضا عجيب ايران را به اين جا رسانده است. آري! ايران در گذشته نيز با مربيان ديگري به جام جهاني صعود كرده بود و با چنين چيزي بيگانه نيست اما اولا همين شرايط براي برانكو ايوانكويچ هم صدق مي كند، يعني پرسپوليس هم در دوران خود قهرماني و تيم هاي شلاق زن كم نداشته است اما به برانكو به چشم معمار پرسپوليس نوين نگريسته مي شود اما انگار دست كي روش نمك ندارد و فراموش مي كنيم با كنار گذاشتن خلعتبري ها بود كه جا براي جهانبخش ها باز شد و كي روش نيز قطعا معمار تيم ملي نوين است و ثانيا هيچگاه تيم ملي دوبار پياپي به جام جهاني نرسيده بود تا اين كه سروكله كي روش پيدا شد.
با اعلام ليست تيم ملي ايران، همانطور كه انتظار مي رفت موجي عظيم از انتقادات نسبت به ليست كي روش، فضاي مجازي و رسانه هاي ورزشي كشور را در برگرفته است. روي عمده اعتراضات به عدم دعوت از سيد جلال حسيني است اما كم نيستند كساني كه حس مي كنند حق كاوه رضايي، ووريا غفوري و سيد حسين حسيني نيز خورده شده است.
در اين بين اما نكته جالب ليست تيم ملي، بيش از محتواي اعتراضات، نحوه اعلام اعتراض است. علي كريمي مثل هميش با زبان بي پرواي خود عدم دعوت از كاپيتان پرسپوليس را با اتهام دلالي به كي روش پيوند زده و خود حسيني را بابت سكوت در مقابل سخنان كي روش كه حالا كريمي او را دلال خطاب مي كند مقصر مي داند. حسن روشن و كاشاني نيز انتقاداتي وارد كرده اند ولي عجيب ترين حرف را مرد هميشه پرحاشيه فوتبال ايران زده است. مهرداد ميناوند كي روش را يك مريض رواني مي داند كه نيازمند مراجعه فوري به يك روانشناس است. در حاليكه گستره ي انتقادات بسيار زياد است كمتر انتقاد مدون و فني اي به چشم مي خورد. ليست هاي جام جهاني معمولا در همه جاي دنيا تنشزا هستند. با مطالعه ليست هاي داده شده تيم هاي مختلف، اعتراضات گوناگوني جلب نظر مي كند.
اعتراض فراوان آلماني ها به عدم دعوت از ساندرو واگنر و دعوت از ماريو گومز مسن، اعتراض برزيلي ها به فراموش شدن نام الكس ساندرو، اعتراض فرانسوي ها به نبودن آدرين ربيو و دعوت از ماتوييدي و نبودن نام جك ويلشر در ليست انگليس نمونه اي كوچك از اختلاف سليقه بين افكار عمومي و سرمربي تيم هاي ملي است. در آلمان، خيلي ها يواخيم لو را به اصولگرايي خشك متهم مي كنند. بعضا در فرانسه دشان را لجباز و انگليسي ها ساوتگيت را نادان يا بي تجربه مي خوانند. در آرژانتين عده اي مربيان را به خاطر نفوذپذيري از مسي سرزنش مي كنند اما كمتر ديده مي شود در هيچ كجاي جهان افرادي در اين حجم سرمربي تيم ملي كشورشان را به سوءنيت يا دلالي متهم كنند؛ حقيقت هم همين است، نه برانكو ايوانكويچ، نه امير قلعه نوي نه هيچكس چنان اهميتي ندارد كه كي روش اميدهاي يك كشور و از آن مهمتر كارنامه خودش را تباه كند.
اختلاف سليقه و تفكر در فوتبال طبيعي است. انتقاد نه تنها يك حق بلكه يك وظيفه است، اما عناد و كينه با انتقاد تقاوت دارد و به سادگي قابل تشخيص است. هيچ گاه براي انتقاد كردن چیزی به اسم «شرايط حساس كنوني» وجود ندارد اما اگر ميهنمان را بر خود مقدم بدانيم، هيچگاه در اين زمان حساس از محبوبيتمان سوءاستفاده نمي كنيم و كينه ها و دعواهاي شخصي را ارجح نمي دانيم و از آب گل آلود ماهي نخواهيم گرفت.



