تا وقتی دریاها در تلاطم اند، وست بروم در راه مانده است؛ در راه لیگ برتر و چمپیون شیپ. این رفتن و آمدن ها برایش عادت شده و قرار نیست به این زودی ها فراموش کند. وست بروم شبیه موجی است در دل دریا که وقتی بالا می رود خوب می داند به زودی پایین خواهد آمد. ولی این بار پایین آمدن شان شفاف تر از همیشه بود. امواج پریشان، بازنده تر از سال های گذشته بودند؛ نشان به آن نشان که در طی این فصل دو بار مربی خود را تغییر دادند و به تبع آن از ترکیب های مختلفی استفاده کردند. وست بروم هشت بار از ترکیب ۳۵۲، هشت بار از ترکیب ۴۴۲ و در بیست و دو بازی دیگر از شش ترکیب متفاوت استفاده کرده است. این آمار در مقایسه با ساوتهمپتون - تیم حرکت کننده بر لبه تیغ- مایوس کننده است. قدیس ها در ۲۴ بازی از ترکیب ثابت ۴۲۳۱ بهره بردند.

فصل برای وست بروم به شکل حیرت انگیزی شروع شد، هفت امتیاز از سه بازی؛ مثل یک خواب شیرین در یک شب سرد زمستانی روی حریر. اما این خواب نبود بلکه حقیقتی برای کابوس های دیوانه وار شبانه در تابستان آینده بود. دیوار های تونی پولیس در قلعه هاوثرنز شکننده بود و تاب ایستادن مقابل توپ های شلیک شده دشمن را نداشت. این دیوار ها طی سیزده مسابقه، نوزده بار فرو ریخته بود. توپ دشمن به هدف می خورد، توی چارچوب دروازه وست بروم. ترکش آخرین توپ ها به قلب تونی پولیس اصابت کرد. او رفت، طاقت ماندن نداشت.

تونی رفت، آلن آمد ولی چمن هاوثرنز سبز نشد. زخم پانسمان نشده بود هیچ، بلکه کاری شده بود. آلن پاردیو وقتی رفت که ماه هم بر شب نمی تابید. دارن مور آمد، یک تغییر خوب ولی دیگر دیر شده بود. راستش را بخواهی، دروغ می گویند" ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است" وست بروم ده امتیاز از پانزده امتیاز ممکن را آورد. منچستر و تاتنهام را شکست داد، از لیورپول امتیاز گرفت ولی حال سقوط کرد. کاش روزی برسد این موج پریشان به ساحل آرامش جزیره برسد.



