عجیب، باورنکردنی و غیرقابل دفاع؛ این سریعترین و سادهترین توصیف در مورد مصاحبه جدید کارلوس کیروش است. سرمربی تیم ملی که با خط زدن جلال حسینی و وریا غفوری از فهرست ایران در جامجهانی در کانون توجهات قرار گرفته بود، ساعتی پیش از ترک تهران برای حضور در اردوی تدارکاتی ترکیه در دفاع از تصمیمات ملتهبش لب به سخن گشود، اما عمده حرفهایی که او زد نهتنها معقول و موجه نبود، بلکه تردیدها را در مورد شخصیت اجتماعی و حرفهای این مربی به اوج رساند. این مصاحبه مملو از تناقض بود و البته جای جایش بوی خصومت شخصی میداد؛ یعنی همه آنچه از یک مربی حرفهای، آن هم بر مسند هدایت تیم ملی یک کشور انتظار نداریم. در فرودگاه امام، کیروش شاید فکر میکرد آخرین دقایق حضورش در ایران را پشت سر میگذارد و به همین دلیل ابایی از انجام یک مصاحبه انتحاری نداشت. با هر تصوری غیر از این، خودویرانگری عجیب او در سخنان اخیرش غیرقابل توجیه به نظر میرسد.
***************
- یکی از زشتترین فرازهای مصاحبه کیروش جایی بود که او نفرت دنبالهدارش از مهدی رحمتی را بروز داد. گلر باتجربه استقلال شش سال پیش مرتکب یک اشتباه بزرگ شد و کیروش او را از تیم ملی حذف کرد. بعد هم همه ایران حق را به مرد پرتغالی دادند و جسارت و قاطعیتش را ستودند. پس از آن هم به نظر میرسید همه چیز تمام شده و کیروش و رحمتی هر کدام یک گوشه دارند نان و ماستشان را میخورند. با این همه اما آقای مربی نشان داد این داستان دستکم برای او ادامه دارد؛ آنجا که دلیل خط خوردن حسین حسینی را نیمکتنشینیاش در باشگاه خطاب میکند. انگار که ما یادمان رفته است او عاشق گلرهای نیمکتنشین است. انگار که ما فراموش کردهایم لطایفالحیل سینیور باعث شد تعداد بازیهای ملی علیرضا حقیقی در این سالها بیشتر از تعداد بازیهای باشگاهیاش باشد! حقیقی گلر نیمکتنشین انواع و اقسام تیمهای گمنامی بود که تیفوسیترین هواداران فوتبال در ایران هم در تلفظ نام آنها به مشکل میخورند. با این وجود او در جامجهانی و جام ملتها فیکس شد تا جلوی بوسنی و عراق رویاهای یک ملت را به باد بدهد. در مورد حسین حسینی اما نیمکتنشینی گناه کبیره است. چرا؟ چون اسم گلری که در غیاب او فیکس میشود «مهدی رحمتی» است!
- یک شبانهروز بعد از آنکه میلیونها نفر داشتند به دلایل حذف وریا غفوری فکر میکردند و البته به هیچ نتیجهای نمیرسیدند، آقای کیروش زحمت کشید و گفت چهار یا پنج مسابقه حضور غفوری در پست هافبک راست در استقلال باعث شده او صلاحیت حضور در تیم ملی را از دست بدهد و لابد حتی لیاقت نیمکتنشینی در جامجهانی را هم نداشته باشد! باورتان میشود؟ این حرفها را کسی زده که در این سالها بیشتر از هر چیز دیگری بابت تغییر دادن هوشمندانه پست بازیکنان در تیم ملی تحسین شده است. همیشه کیروش را ستودهاند که چه خوب پورعلیگنجی را یک خط عقب برد و دفاع وسط کرد، که چه خوب حاجصفی را یک خط جلو آورد و هافبک دفاعی کرد، که چه خوب از طارمی سنتر فوروارد، یک وینگر زهردار ساخت... حالا همین مربی پیله کرده که چرا شفر از غفوری در پست غیرتخصصی استفاده کرده است! وقتی برانکو با کیروش به مشکل خورد، خیلیها مرد کروات را متهم کردند که برای تصاحب نیمکت تیم ملی دندان تیز کرده؛ حالا عاقبت تلاش شفر برای دوستی و نزدیک شدن به کیروش را دیدید؟ سرمربی تیم ملی، تنها تماشاچی ویژه بازی ایران و ازبکستان را نقرهداغ کرد. بیچاره شفر فصل آینده چه ماموریت سختی دارد برای کار با بازیکنانی که گمان میکنند او عامل غیبتشان در جامجهانی بوده است...!
- به دلایل نامعلوم، کیروش در این مصاحبه تصمیم گرفته از حسین هدایتی انتقاد کند که چرا دو سال پیش با حضور در اردوی تیم ملی وحید امیری و علیرضا بیرانوند را از پیوستن به استقلال منصرف کرده و به پرسپولیس برده است. به این کاری نداریم که این افشاگری چرا دو سال دیر انجام شد؟ به این هم کاری نداریم که چرا کیروش دوست داشته این دو بازیکن به استقلال بروند و چطور در مورد حضور علیرضا منصوریان در اردوی تیم ملی که همان روز اتفاق افتاد چیزی به یاد نمیآورد. الان سوال اصلی این است که یکی مثل وحید امیری چه گناهی کرده که در فاصله یک ماه به جامجهانی باید قربانی افشاگری مصلحتی علیه هدایتی شود؟ چرا کیروش به آدمها احترام نمیگذارد؟ چرا شخصیت آنها را «له» میکند؟ چرا وقتی با برانکو به مشکل میخورد همه پرسپولیسیهای اردو را به تهران دیپورت میکند و دستیارانش را «فلهای» کنار میگذارد؟ چرا بالای 20نفر آدم در این سالها از کادر همکاران کیروش حذف شدند و زبان ثناگویشان در مورد مربی پرتغالی برای همیشه خاموش شد؟ یک روز در رسانهها توی سر کیفیت بازیکنان ایرانی میزند که در دعوا با امثال برانکو جلو بیفتد و یک بار هم همان بازیکنان را به «پولکی» بودن و توافق شبانگاهی با هداینی متهم میکند. انگار همه باید فدا شوند که آقای مربی یک سانتیمتر بالاتر بایستد؛ اما به چه قیمتی؟ راستی چرا کارهای هدایتی موقع کمک مالی به اعضای تیم ملی و یا آن زمان که هیوندای قرمزش را برای تردد در تهران در اختیار کیروش قرار داده بود هیچ مشکلی نداشت؟
***************
کارلوس کیروش سالهاست که نشان داده آدم نجیبی نیست و شخصیت اجتماعیاش چنگی به دل نمیزند. با این همه اما با او مدارا میشد، چون الحق و الانصاف مربی زیرکی است و تواناییهای فنی قابل توجهی دارد. حالا بیم آن میرود که در آخرین روزهای حضور مرد پرتغالی در ایران، این دو حوزه با هم مخلوط شده باشند و بدطینتی کیروش روی تصمیمات فنیاش سایه انداخته باشد. حذف جلال و وریا با آمادگی حیرتانگیز فعلیشان از آن داستانهایی نیست که با جمله کلیشهای «باید به نظر مربی احترام گذاشت» رفع و رجوع شود. پس بیایید از صمیم قلب آرزو کنیم همه ما در اشتباه باشیم و او با تدابیر جدیدش نتایج آبرومندانهای در جامجهانی بگیرد؛ آنقدر که دوباره بگوییم همه بدخلقیها و بدقلقیهای او ارزش این کیفیت فنی را داشته است.