اختصاصی طرفداری- قسمت جدید کمدی "زندگی ایرانی" به کارگردانی رانت خواران نامحترم در تابستان پخش خواهد شد. زمانی که شما درگیر منطق ارسطویی "زلال احکام" هستید و مشتریان شهروند نمونه شده‌اند اما به محض عوض کردن کانال و تماشای یکی از بازی‌های جام جهانی تبدیل به مجرم می‌شوید. با اعلام این خبر کاربران زیادی به آن اعتراض کردند و از تفاوت سبک زندگی خود با تصمیم سازان نوشتند. در ادامه قرار است نشان دهیم که بر خلاف تصور عموم، سبک زندگی تصمیم سازان آنچنان هم تفاوتی با حداقل طبقه متوسط شهری ندارد. صحبت ها در مورد تفاوت تفسیر افراد در قدرت از دین، گم کردن راه است. 

در فصل دهم تقصیرات مقامات و مامورین دولتی و ماده ۵۷۰ آمده است:

هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهاد‌ها و دستگاه‌های حکومتی که برخلاف قانون، آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی جمهوری اسلامی محروم نماید علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک یا پنج سال از مشاغل حکومتی به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.

پس در قانون اساسی هم آمده است که هیچ مسول دولتی یا حکومتی حق دخالت در آزادی‌های فردی که در اینجا به معنی تماشای شبکه سه سیما است را ندارد. حالا می‌رسیم به سر خط. بر اساس همین حرف سازمان سازی شده و سفره پهن شده است. هر شهروند ایرانی چند باری مزه این بی قانونی را چشیده است. اگر برای مهر یا امضا به سازمان های دولتی یا نیمه دولتی مراجعه کرده باشید، متوجه خواهید شد که طبقه بالا ماست کیسه است و طبقه پایین دوغ عرب!

احتمالا تا امروز متوجه شده‌اید که بعضی از این کافه ها حتی با پخش شبکه‌های خارجی هم با مشکلی روبرو نمی‌شوند. آنها آنچنان موفق بوده‌اند که شعبه‌های جدید را دایر می‌کنند و آن چند متر جا، انگاری سفارت سوییس است. البته با قلیان‌های میوه‌ای و پاپ کورن امریکایی. حالا نخ را که بگیریم می‌رسیم به اینکه مالکش آقا زاده‌ است و آقا هم همانی است که چند سال قبل همین روزها به علی کریمی به خاطر آب خوردن در ماه رمضان اعتراض کرده بود. آب خوردن یا نخوردن کریمی یک انتخاب شخصی بود همانند پخش کردن یا نکردن فوتبال در کافه‌های مختلف. پس آقای کشک ساز سابقه طولانی دارد.

حالا برسیم به مصرع اول. در ظاهر مشکل این صنعت کشک سازی به تفاوت دیدگاه‌ها و تحمیل آن برمیگردد اما کمی که نخ ها را دنبال کنیم می‌بینیم کت دیگری بر تن ما رفته است. مسئله نشستن چند دختر و پسر در کنار هم نیست. خندیدن و داد زدن و کل کشیدن هم نیست. حداقل صفحات مجازی آقا زاده های پخمه به ما ثابت می‌کند آنها فانتزی های طبقه متوسط شهری را در روز روشن زندگی، پخش و لایو می‌کنند. دماغ خود را اگر کمی حساس تر کنیم و عطر مشهدی را نادیده بگیریم متوجه می‌شویم که واعظان در خلوت شبیه خیلی از ما زندگی می‌کنند. مانند ما جشن می‌گیرند، مانند ما به تعطیلات می‌روند و تفاوت فرزندانشان با ما چند دکمه بالا پایین شدن است. 

قبلا در طرفداری نوشتیم که رد نبود خیلی از آزادی‌های ابتدایی را نه در اعتقادات که باید در سرمایه و کنترل تولید دید. آن کسی که شما را از دیدن فوتبال در کنار دلبرتان محروم می‌کند از ما بیشتر سفر رفته و به خوبی می‌داند ملت را از چه چیزی محروم می‌کند. او پسرش را با دوستش دیده و نیازی ندارد که ما به او آزادی بیاموزیم. پس داد و فریادها در مورد درک دین و آزادی را بگذاریم برای وقتی که طرف مقابل علامه نباشد. او با سفسطه ارتزاق می‌کند و ما در قانع کردن او هیچ شانسی نداریم چون دلیلش چیز دیگری است. جام جهانی فرصت خوبی برای پول سازی است. چه بهتر که این پول سازی در فضای کنترل شده خودی باشه و سرمایه با نظارت مستقیم تولید شود. او نه با شما نه با دوستانتان هیچ کاری ندارد. برای جیب و عرق پیشانی شما اما هر شب یک داستان‌ جدید دارد!