How can you see into my eyes like open doors چگونه ميتواني به چشمان من بنگري همانند درهاي باز Leading you down into my core (نگاهي) که تو را به ژرفاي وجودم هدايت مي كند Where I’ve become so numb جاييکه (در آن) بي حس شده ام Without a soul بدون هيچ روحي (در جسممِ) My spirit sleeping somewhere cold روان من در جايي سرد آرميده است Until you find it there and lead it back home تا زماني که ان را بيابی و به خانه هدايتش کني (Wake me up) بيدارم کن Wake me up inside مرا از درون بيدار کن (I can’t wake up) نميتوانم بيدار شوم Wake me up inside مرا از درون بيدار کن (Save me) نجاتم بده Call my name and save me from the dark اسمم را صدا کن و مرا از تاريکي نجات بده (Wake me up) بيدارم کن Bid my blood to run خونم را به جريان بينداز (I can’t wake up) نميتوانم بيدار شوم Before I come undone قبل از اينکه اميدم را از دست بدهم (Save me) نجاتم بده Save me from the nothing I’ve become مرا از اين پوچي که به آن مبتلا شده ام ، نجات بده Now that I know what I’m without حال كه من مي دانم بدون (تو) چه هستم You can’t just leave me نمي تواني مرا ترک کني Breathe into me and make me real بِ درون من بِدم و مرا واقعي گردان Bring me to life مرا به زندگي بازگردان (Wake me up) بيدارم کن Wake me up inside مرا از درون بيدار کن (I can’t wake up) نميتوانم بيدار شوم Wake me up inside مرا از درون بيدار کن (Save me) نجاتم بده Call my name and save me from the dark اسمم را صدا کن و مرا از تاريکي نجات بده (Wake me up) بيدارم کن Bid my blood to run خونم را به جريان بينداز (I can’t wake up) نميتوانم بيدار شوم Before I come undone قبل از اينکه اميدم را از دست بدهم (Save me) نجاتم بده Save me from the nothing I’ve become مرا از اين پوچي که به آن مبتلا شده ام ، نجات بده Bring me to life مرا به زندگي بازگردان (I’ve been living a lie, there’s nothing inside) تمام عمرم تظاهر مي کردم ؛ هيچ چيز درونم وجود ندارد Bring me to life مرا به زندگي بازگردان Frozen inside without your touch without your love darling عزيزم بدون نوازش و عشق تو ، از درون يخ زده ام only you are the life among the dead تنها تويي که ميان مردگان ، زنده هستي All this time I can’t believe I couldn’t see در تمام اين مدت ، نمي توانم باور کنم که نميتوانستم ببينم Kept in the dark but you were there in front of me در تاريکي محبوس بودم اما تو انجا در مقابل من بودي I’ve been sleeping a thousand years it seems انگار که هزار سال خواب بوده ام Got to open my eyes to everything بايد چشمانم را بروي همه چيز باز کنم Without a thought without a voice without a soul بدون فکر، بدون صدا، بدون روح Don’t let me die here مگذار که اينجا بميرم There must be something more بايد چيزهاي بيشتري هم باشند (که ارزش زنده ماندن دارند)ِ Bring me to life مرا به زندگي بازگردان (Wake me up) Wake me up inside بيدارم کن، مرا از درون بيدار کن (I can’t wake up) Wake me up inside نميتوانم بيدار شوم، مرا از درون بيدار کن (Save me) Call my name and save me from the dark نجاتم بده، اسمم را صدا کن و مرا از تاريکي نجات بده (Wake me up) Bid my blood to run بيدارم کن ، خونم را به جريان بينداز (I can’t wake up) نميتوانم بيدار شوم Before I come undone قبل از اينکه اميدم را از دست بدهم (Save me) Save me from the nothing I’ve become نجاتم بده ، مرا از اين پوچي که به آن مبتلا شده ام ، نجات بده (Bring me to life) مرا به زندگي باز گردان I’ve been living a lie, there’s nothing inside تمام عمرم تظاهر مي کردم ؛ هيچ چيز درونم وجود ندارد (Bring me to life) مرا به زندگي باز گردان