اختصاصی طرفداری- احتمالا اگر از آن دسته عزیزانی هستید که بدون خواندن متن و بدون داشتن هر گونه درکی از اهداف آن مایلید صرفا با تماشای تیتر و مشاهده کنارِ هم قرار گرفتن نام کیروش، لیست و تیم ملی ما را قضاوت کنید و از ما بخواهید که محض رضای خدا دست از سر تیم ملی برداریم و بگذاریم در آرامش کارشان را بکنند مایلم مایوسانه توضیح دهم، آنچه شما می خواهید به تحقیق آرزوی قلبی همه ماست اما با توجه به اینکه بزرگترین رویداد فوتبالی و ورزشی جهان در کمتر از یک ماه دیگر در شرف برگزاری است و از آنجا که ما هم یکی از میهمانان این رویداد هستیم شاید بد نباشد ما نیز کمی حس و حال جام جهانی بگیریم و به آن بپردازیم و در خفایا و زوایای پنهان آن وجب به وجب به دنبال خودمان باشیم تا خود را بهتر بشناسیم برای فرداهایی که احتمالا انسجام بیشتری داریم و همدیگر را نیز بیشتر دوست دارم.
نمی دانم تا چه اندازه در فضای مجازی، فوروم های هواداری، کانال های تلگرامی و ...پیگیر اخبار و واکنش های هواداران به فهرست احتمالا نهایی تیم ملی بوده اید، من بوده ام و اعتراف می کنم این کار را هم خیلی دوست دارم. دوست دارم از آن جهت که طرفداران فوتبال نمونه تصادفی از جامعه هستند و حتما به خوبی می دانید که یک نمونه تصادفی تا حد بسیار زیادی ویژگی های جامعه را توصیف می کند و مو لای درزش نمی رود و اساسا یکی از خوبی های این فوتبال همین است که همه قشری با هر سلیقه و عقیده و تحصیلات و سن و جنسی در آن هستند و می شود در یک قاب محدود و سر موضوعاتی معلوم تا دورترین شعاع ها و افق های فکری یک نسل را خواند و برایش چاره اندیشید. از دکتر و مهندس و سیاست مدار و خانه دار بگیر تا کارگر معدن همه و همه یک خط و ربطی به فوتبال پیدا می کنند و همانطور که بارها گفته ام شیوه نگاه این افراد به فوتبال عینا همان چیزی است که این افراد در جامعه از خود بروز می دهند و این وسط فوتبال همان مخدری است که ما را به خودمان لو می دهد و بی هیچ رو دربایستی و تعارفی در محضرش ما می شویم خودمان، خودِ خودِ خودمان.
در اینجا مایلم این نکته را گوشزد کنم که مثل هر فوتبال دوستی علی رغم نقد هایی که به لیست تیم ملی دارم به هیچ وجه قصد ورود به نفرات دعوت شده به تیم ملی یا هر چیز شبیه به این را ندارم چرا که من قرار نیست به واسطه انتخاب های غلط یا درستم شغل و جایگاه بین المللی و اعتبار خود را از از دست بدهم، اما آنچه به شدت برای من جذاب است واکنش طرفداران فوتبال نسبت به لیست نهایی اعلام شده است. مشاهده حجم نامتناهی واکنش هایی که در فضای مجازی نسبت به فهرست نهایی کیروش هر روز در حال تولید و بازتولید است فقط و فقط برای من یک پیام دارد و آن اینکه اساسا برای ما ایرانی ها چیزی به اسم "منافع ملی" تعریف شده نیست و تا جایی که منافع ما تامین شود کاری به کار مولفه هایی نظیر شایستگی، حقانیت، عدالت و مسائلی از این دست نداریم و اگر هم این شاخص های توسعه پسند را لابه لای نقدهایمان استعمال کنیم احتمالا هدفمان بازپس گیری حقی از ماست که فکر می کنیم ضایع شده وگرنه در حالت عادی هیچ کاربرد دیگری برای ما و جامعه مان ندارد.
سخت در اشتباهید اگر فکر کنید منظور من ذات نقد و انتقاد به فهرست است ابدا، مسئله برای من انگیزه های سست و مسخره ای است که پشت انتقادها و برچسب زنی هاست، به زبان ساده تر مثلا اگر دقت کنید اعتراضات عموم آبی و قرمز به لیست نه درباره منطق سرگیجه آور آقای کیروش است و نه نقد آنها به ادله غیر منطقی و خود متناقض ایشان در خط زدن روی چند نام. تمام مساله این است که چرا بازیکن های بیشتری از ما توی لیست نیستند، بالمثل عموم اعتراضات ارتش سرخ ایران به لیست و چه و چه آقای کیروش از بین می رفت اگر و فقط اگر به جای "سید مجید حسینی استقلالی" شاهد حضور "سید جلال حسینی پرسپولیسی" بودیم، یا به نظر من بخش اعظمی از اعتراضات آبی ها اصلا مطرح نمی شد اگر و فقط اگر چه می دانم جای قلی زاده مثلا اسم وریا توی لیست بود...به نظر من این رویه مردم ما در چشم بستن روی همان مولفه هایی که شرحش رفت و اولویت بخشی به منافع فردی به جای منافع ملی دردناک است، اینکه هنوز که هنوز است که در نهان خانه ترین پستوی ذهنمان منطق "دیگی که برای من نجوشد...." بر ما حکم می راند، تا جایی که همان قدر که از عدم حضور وریا غفوری ناراحتیم از حضور سید مجید حسینی (بخوانید نبود سید جلال) خوشحالیم و همانقدر که از نبود سید جلال ناراحتیم از حضور امیر عابدزاده (بخوانید نبود سید حسین حسینی) خوشحال.
می خواهم اذعان کنم امروز خیلی بیشتر از نتایج تیم ملی نگران بازیکنانی هستیم که از همین حالا در سری ترین اتاق ذهن همان هایی که شرحش رفت بارها و بارها به صندلی الکتریکی سنجاق شده اند، نمی دانم چه کسی قرار است شماره 4 سید جلال را بپوشد ولی می دانم کوچک ترین لغزشی از جانب او ترابایت ها کامنت و تنفر را روی سرش آوار خواهد کرد، حقیقتا نگرانم از اینکه خدایی نکرده اگر اشتباهی از رامین رضائیان یا قلی زاده سربزند چه بلایی قرار است سرشان بیاید، یا حتی با همه نقدهایی که به حضورش دارم امیر عابدزاده اگر قرار شد توی چهارچوب بایستد، با یک شیرجه غلط یا خروج بی جا قرار است سیبل کدام عقده گشایی ها باشد...نگرانم و فکر می کنم حساب "نقد" از "عقده گشایی" جداست و "شایسته سالاری" که باید منطق پیشران منافع ملی ما باشد مسیری متفاوت از "نفع شخصی" دارد. کامنت ها و واکنش هایی که شرحش رفت را که می خوانم، بی اختیار یاد صفحات آغازین کتاب خلقیات ما ایرانیان مرحوم جمال زاده می افتم که شامل توصیفات سیاحان فرنگی از خلق و خوی ماست...حقیقتا که چقدر ما را خوب شناختند آن سیاحان فرانسوی، انگلیسی و البته پرتغالی.

