فارغ از نتیجه ای که امشب رقم خورد ... فارغ از اینکه چه تیمی در پایان این مسابقه، بر قله ی اروپا ایستاد و فریاد شادی سر داد و چه تیمی چمن ورزشگاه را با سیل اشک هایش آبیاری کرد ... اتفاق ویژه ی امشب کاریوس نبود. او هیچوقت مطمئن نشان نداده بود. هرگز. امید به سنگربان حال لیورپول خوشخیالی محض بود. حادثه ی اصلی ، محمد صلاح بود. اتفاقا امشب حضور کوتاهش نشان داد که از چه عیاری برخوردار است و در نبود او لیورپول بدون زهرترین، سرگردان ترین و بی انگیزه ترین تیم 11 نفره ی تاریخ خواهد بود. فارغ از نتیجه ای که امشب رقم خورد ... نمیبخشیم اگه اشک های صلاح به قیمت نبودنش در جام جهانی باشد ... آقای راموس. تو کتف "مو" را نشکستی، تو بال و خیال پرواز یک ملت را شکستی. تو امید یک ملت را بر زمین زدی. ملتی که راه تلافی و انتقام از روزگار سخت خود را در دنیای توپ گرد یافتند. تا اندکی مشکلات را فراموش کنند . به فلاکت و بدبختی پوزخند بزنند. پرواز کنند و بروند در جمع بهترین ها بنشینند. در صف بزرگان قرار بگیرند. مگر بت مصریان را ندیده بودی ؟ مگر به نظاره ی لشکر تک نفره ی مصر ننشسته بودی ؟ مگر دنیا را مقهور صعود خیال پردازانه و شاعرانه شان نیافتی ؟ مگر آن پنالتی بیش از اندازه لعععععنتی در واپسین لحظات را ندیده بودی ؟ مگر صدای گریه ی گزارشگر مصری را نشنیدی ؟ مگر مردم را در وسط زمین بازی نیافتی در حالی که جامه ها را از تن میکندند ؟ مگر خوشحالی از ته دلشان و فریاد مستانه شان را فراموش کرده بودی ؟ محمد در راموس تایم خودت توپ را به تور طلسم عدم صعود چسباند و یک ملت را به آسمان برد ... اگر صلاحِ بازی فینال در نبود "صلاح" بود، اگر به جام نرسد، این بار صلاح در ندیدن آن است. مردمت را تنها نگذار"مو" . دعای جهان فوتبال پشت سر شماست .