اختصاصی طرفداری- این عكس و فقط اين عكس سرتاسر ماجراست.
موزیک خورترین درامِ جام با بازیِ معمولی ترین فوق ستاره فصل. نگاهی آشنا برای ما جوری که انگار خودمان صد هزار بار دنیا را با همین چشم ها دیده ایم و همانقدر معصوم و بی گناه از زمین بیرون آمده ایم. چشمان مردی كه نمي خواهد بميرد اما ثانیه هایی قبل مرده است. آن طور كه حتی فراعنه هم از شفاعتش باز مانده اند. نگاه معصومانه مردی که حتي اگر به يقين بداني كه پشت آن بارش یک ریزِ اشک، قصاوت چنگيزِ مغول خوابيده هم بي اختيار پشت به پا به گناه بارگی اش می زنی و وزن گرمی از گوشه چشمانت می سُرَد و نشانه اي روشن براي ما که در زندگی با همه پیچیدگی هایش، گاهی همین قدر ساده و سهل انگار شکستگی و استهلاك روي سریع ترین زانوها هم كِدِره مي بندد و صادقانه ترین رویاها هم غروب می کنند و محو می شوند.
لیورپول سال هاست که در چرخه نامتناهی از نرسیدن ها در حال حرکت است. طلایی از خاطرات و یادها که مثل کشتی یونانی جزیره کیش یک شب ابری و مه گرفته در ساحلی دور از خانه گم شد ولی از همان لحظه در جوانی پیدا شده. چه بسا اگر این غول آهنی به خانه برگشته بود تا به حال، صد هزار بار ذوب و اسقاط شده بود و از یادها رفته بود. با صد و پنجاه متر طول گم شده و حالا غروب ها پاتوق صدها جوانِ عاشق دست در دست شده. دیگر فقط یک تکه آهن زنگ زده و مستهلک نیست بلکه اگر خوب نگاه کنی تندیسی طلایی از یادها و خاطره هاست که مثل چوب دویِ امدادی لابه لای دست های لوییس سوارز اروگوئه ای و جادوگر کوچک ریو فیلیپ کوتینیو چرخیده و گشته و امروز درست مثل تاجی روی سر فرعون سر به زیر مصر است که فاصله ای چندان با از دست دادن بزرگترین رویداد ورزشی جهان ندارد.
درست لحظه ای که تکرار خاطرات خوش استانبول در شریان قرمزها جوشیدن گرفته بود و قرار بود بعد از تمام بریتانیا، کیف را هم فتح کند و مرد سال جهان باشد مثل کشتی یونانی به گل نشست و غرق شد. جوری به پهنای صورت اشک می ریخت، که تمام جهان برای لحظاتی تکرار تاریخی قهرمانی مادریدسمو را از یاد برده و خداناباورترین آدم ها هم برای رسیدن مو صلاح مصری به روسیه دست به دعا برداشتند و چشم انتظار غیر قابل توجیه ترین معجزات نشسته اند.
با اين همه تنديس شكوه مند قرمز ها هم خالي از نقص نيست. از آخرین قهرمانی آنها در جزیره خیلی سال گذشته و اغراق نیست اگر بگوییم که به تاریخ پیوسته، حضور فعال آنها در بازار و هیجانات کلوپ هنوز راهی به قهرمانی پیدا نکرده و در همین فصلِ به ظاهر موفق هم آنها دوباره پایین تر از رقیب سنتی ایستاده اند و دستانِ لرزان آنها به تنديس نقره ای سی ال نرسيده است و چه آیت نجات بخشی هست برای ما در تک تک افتادن ها و برخواستن های داستان لیورپول و یاران وفادارش كه اگر سعادت آن را داشتیم که روزی تيشه به سينه كوهي بکوبیم انتظار هيچ "هويي" براي "های هايمان" نداشته باشيم و بر سر عهدمان ثابت قدم و ثابت رای گام برداريم و نُمید نباشیم.
حتي اگر كه بازی روزگار در چند سانتی متر خط پایان در مسيرمان ما را رهسپارِ وهم آلودترين تونل های سقوط كند، حتی اگر همینقدر ساده و سهل انگار سرنوشت، رویاهایت را به سخره بگیرد، حتی اگر 30 دقیقه از بازی که نگذشته تابلوی تعویض بالا برود و با پهلویی گرفته مجبور باشی با خودت آرزوهای 95 میلیون مصری غمگین را به تهِ تهِ تونلی تاریک ببری...


