مي داني! مرغ همسايه هميشه غاز بوده است. مي دانم براي شروع كمي عجيب است اما باور كن هميشه همينگونه بوده است. داشته هاي ما هيچوقت به چشممان نمي آيد زيرا هر چيزي هر چقدر هم خوب باشد بعد از مدتي دل آدم را مي زند. مي خواهند قهرمان ما را، كسي كه ٢ سال است به عنوان بهترين بازيكن تيم مان انتخاب كرده ايمش را با يك بازيكن جوانتر عوض كنند. حاضرند حتي پول هم بدهند. ياد اين پيرمردهايي مي افتم كه زنشان را طلاق مي دهند، مهريه اش را كف دستش مي گذارند و سراغ يك دوشيزه ي ٢١ ساله مي روند. مي داني! شايد گونزالو ٢ سال بيشتر با ما نبوده اما انگار هميشه اينجا بوده. گونزالو هميشه از آن بازيكناني بود كه كسي به او توجه نمي كرد. ٣٦ گل در يك فصل سري آ به ثمر رسانده، هم در لاليگا و هم در سري آ بيش از ١٠٠ گل زده ولي هنوز توانايي هايش زير سوال مي رود.مي گويند در بازي هاي بزرگ كاري ازپيش نمي برد. اما خودشان هم ديدند كه در روزي كه ديبالا مصدوم بود، ٢ گل به اسپرز زد، روزي كه يوونتوس بدترين بازي اروپاييش را انجام مي داد در عرض ١٠ دقيقه با يك گل و يك پاس گل يوونتوس را از افتضاح ومبلي رهانده بود و تنهايي ما را به اين مرحله رساند. راستش را بخواهي مقابل المپياكوس و اسپورتينگ هم اگر او نبود يوونتوس كاري از پيش نمي برد اما بيا فرض كنيم كه اين ها هيچ گاه اتفاق نيفتاده. براي قهرماني در هفتمين قهرماني متوالي جشن و پايكوبي مي گيرند اما فراموش مي كنند چه كسي در زمين ناپولي آن ها را پيروز كرد، فراموش مي كنند چه كسي از زمين ميلان پيروز بيرونشان آورد، گل سه [هزار] امتيازي اش به اينتر را انگار يادشان نمي آيد. يادشان رفته شايد كه رسما وسط زمين بازي مي كند. نه! يادشان نرفته، خوب همه چيز را به خاطر دارند اما با بازيكن همجنسگراطور حال مي كنند. انگار آخرين سنگر ما زشت ها، يعني فوتبال هم از دست رفته است. مي داني! خوشگل ها همه جا بيشتر طرفدار دارند و حالا فوتبال هم يكي از اين «همه جا»ها محسوب مي شود. مي دانستي اخيرا در تحقيقي اعلام كرده اند كه ما، آدم ها، به انسان هاي خوشگل بيشتر و راحت تر اعتماد مي كنيم؟ اگر به خاطر خوشگلي نيست پس چرا اين حرف ها را مي زنند؟ 

هيگواين رو مي خواهند بدهند، ٥٠ ميليون مهريه اش را هم بدهند و در عوض ايكاردي را بياورند. هر چه بهشان مي گويم اين به خاطر سيستم تازه ي اسپالتي ست كه باعث مي شود مهاجم نوك ها از محوطه جريمه خارج نشوند و بخش اصلي گل هاي تيمش را بزنند هم باور نمي كنند. حتي وقتي يادآوري مي كنم كه همين سال قبل ژكو هم در سيستم مهاجم محور اسپالتي همينقدر گل زده بود، باز حرف خودشان را مي زنند. هيگواين ِما را مي خواهند بفروشند و من دردم مي آيد. اما نه از رفتن هيگواين و نه از آمدن ايكاردي اينقدر دردم نمي گيرد كه از ديدن همسر ايكاردي با لباس تنگ يوونتوس كه در شلوار جين آبي آسماني چسباني فرو كرده و در حاليكه رويش به زمين بازي و پشتِ درشتش به دوربين است و براي اينستاگرامش عكس مي گيرد دردم ميگيرد. نمي توانم تحمل كنم همسر بازيكنم جمعه ها در ميلان براي افزايش تمركز پاتريك كوترونه به او مي دهد و عصر روز بعد براي افزايش حقوق همسرش به ويلار پروسا برود و ببينم كه روي پاي ماروتا نشسته و در حاليكه ناخن هاي قرمز بلندش را روي صورت او مي كشد با او لاس بزند. من خجالت مي كشم از اين كه همسر بازيكن مورد علاقه ام براي كمك خرجي و تامين هزينه ي خانواده ي تا آن موقع ١٣ نفره شان برود و ليمو بخورد. 

دوست عزيز، نامه ام طولاني شد. بيشتر از اين حوصله نوشتن ندارم. شايد تا سه چهار هفته چيزي ننويسم. ممر اين كه سم ترغيبم كند. اگر مي خواهي حال مرا بعد از شنيدن خبر آمدن مائورو درك كني و با همه ي اين كاغذ سياه كردن ها متوجه نشدي، عكسي كه در به همراه نامه در پاكت نامه است را ببين.