
جام جهانی و جذابیت رو به افولش
۲۲۸ بازدیدچهارشنبه ۰۹ خرداد ۱۳۹۷ - 0۸:۳۴
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
بیست و پنج سال پیش آریگو ساکی به این سوال که تفاوت فوتبال باشگاهی با فوتبال ملی چیست جوابی ساده داد: «فوتبال باید در بالاترین سطح بازی شود و هیچ تیم باشگاهی نمیتواند در سطح یک تیم ملی بازی کند.» نظر مربی سابق میلان و ایتالیا در دوران خودش کاملا درست بود، دورانی که تورنمنتهای ملی مهمترین اتفاق دنیای فوتبال بودند و بازیهای باشگاهی بیشتر نقش بازیکنسازی برای این تورنمنتها را به عهده داشتند.
در سالهای اخیر این معادله اما به کل تغییر کرده و دیگر سخت میشود باور کرد بازیهای ملی یک سطح بالاتر از بازیهای باشگاهی هستند. جام جهانی امسال در روسیه میتواند این حقیقت را بیش از پیش آشکار کند.
مهمترین عامل در تغییر این تعادل قانون بوسمن در سال 1995 بود، قانونی که دیگر امکان محدود کردن باشگاههای اروپایی برای استفاده از بازیکنان بومی را چه از سوی یوفا و چه از سوی فدراسیونهای داخلیشان را نمیداد. پیش از بوسمن این باشگاهها فقط اجازه داشتند از سه بازیکن خارجی در ترکیب یازده نفرهشان استفاده کنند. بعد از بوسمن اما شرایط به کلی تغییر کرد و فوتبال اروپا وارد دورانی جدید شد.
در این دوران جدید باشگاههای بزرگ برای اولین بار محدودیتی برای استفاده از بازیکنان خارجی نداشتند و میتوانستند بدون توجه به ملیت بازیکنان و صرفا با توجه به کیفیتشان یازده نفر اصلیشان را انتخاب کنند. عملی شدن نهایی این ایده چندانی طولی نکشید و چلسی بعد از تنها چهار سال از قانون بوسمن بدل به اولین تیمی شد که ترکیبی یازده نفره همه از بازیکنان خارجی به زمین فرستاد. این اولین قدم برای پیشی گرفتن فوتبال باشگاهی از فوتبال ملی بود.
قدم بعدی بالا رفتن چشمگیر درآمد باشگاههای بزرگ با استفاده از پولی که از حضور در چمپیونز لیگ میگرفتند و شیوه جدید و پیچیدهی بازاریابی و البته در برخی کشورها تقسیم به شدت ناعادلانهی درآمد از حق پخش تلویزیونی بازیهای لیگ بود. قدم دیگر هم که عاملی کلیدی در پیشرفت بازیهای باشگاهی محسوب میشد پیچیده شدن ایدههای تاکتیکی بود. طراحی و اجرای درست این ایدهها در بعد الگوهای پاسکاری و موقعیت بازیکنان در زمین نیاز به زمان و تمرین زیادی داشت، زمانی که به هیچ وجه در اختیار مربیان ملی نبود. در این دوران بود که مربی از یک مدیر و استعدادیاب بدل به یک تاکتیسین شد.
اما دلیل مهمی که احتمالا باعث میشود بازیهای دور گروهی این جام جهانی از جذابیت چندانی برخوردار نباشند علاقه مربیان و باشگاههای بزرگ در چند سال اخیر به استفاده از پرسینگ سریع و پرفشار است. پرسینگ البته مفهوم جدید در فوتبال نیست، اما این مفهوم در چند دهه اخیر رشد و تغییر بسیاری داشته و عملا حالا نه فقط به عنوان بخشی از بازی، بلکه در جایگاه رویکردِ تاکتیکی اصلی خیلی از تیمهای درجه یک اروپایی به حساب میآید. تاتنهامِ موریسیو پوچتینو و لیورپولِ یورگن کلوپ تیمهایی بودند که هویت خودشان را ابتدا در استفاده از این نوع پرسینگ و فوتبال ضدحملهای سریع پیدا کرند.
محبوبیت پرسینگ شدید در چند سال اخیر تا حدی رسیده که حالا از تمام تیمهای بزرگ این نوع فوتبال انتظار میرود و بازیهایی که تمپوی پایینتری دارند کسالتبار و سطح پایینتر به نظر میرسند. این نکته در آستانه جام جهانی نگرانکننده است.
برای مثال فینال افای کاپ را بین چلسی و منچستر یونایتد در نظر بگیرید، فینالی که یک بازی کاملا قابل قبول بود با نکات جذابی بسیار: جدال تاکتیکی دو مربی بزرگ، نمایش انفرادی عالی از ادن آزارد، موقعیتهای گل کافی، فشار و حساسیت بازی. اینها تمام کیفیاتی بودند که از یک فینال میتوان انتظار داشت، فینالهایی که در ذات خودشان دوز بالایی از محافظهکاری و احتیاط دارند. اما تماشاگران چندان دل خوشی از این بازی نداشتند، چون پرسینگ زیادی نداشت و سرعتش نسبت به آنچه بهش عادت کرده بودند کمتر بود.
اگر از این بازی لذت نبردید خودتان را آماده حسی مشابه برای بسیاری از بازیهای جام جهانی کنید. دلیل ساده اینجاست که این نوع فوتبال پرفشار برای بازیکنانی که یک فصل طولانی را پشت سر گذاشتهاند و قرار است برای رسیدن به فینال در یک ماه هفت بار بازی کنند عملا ممکن نیست. اسپانیا و آلمان با توجه به بازیهایشان در دور مقدماتی شاید در این میان استثنا باشند.
آرژانتین خورخه سامپائولی هم با فلسفه پرسینگ درست شده، اما شکست سنگین 1-6 مقابل اسپانیا با استفاده از خط دفاعی بالایشان شاید تغییری در نظر مربیشان ایجاد کند. انگلیس و برزیل و فرانسه هم تیمهایی هستند که احتمالا مقابل حریفان کوچکتر دست به پرسینگ بالا میزنند، اما در مراحل بالاتر و مقابل هم بعید است چنین رویکردی داشته باشند.
آنچه بیش از همه در این جام جهانی خواهیم دید دفاعهای پرتعداد و کم عمق و تیمهایی خواهند بود که فوتبال واکنشی بازی میکنند و توپ را به حریف میدهند و منتظر کنش آنها میمانند. جام جهانی قبلی هم تقریبا چنین شرایطی داشت، اما شاید حالا که به فوتبال با پرسینگ و تمپوی بالا عادت کردهایم، این نوع رویکرد بیشتر آزارمان دهد.
به علاوه در جام جهانی روسیه غیر از شش، هفت تیم اولش، کیفیت چندانی در تیمهای دیگرش دیده نمیشود و بنابراین احتمالا نباید در دو هفته اول انتظار بازیهای جذاب زیادی داشته باشیم. فوتبال باشگاهی در حال حاضر چه به لحاظ کیفیت و چه جذابیت فاصله زیادی با فوتبال ملی گرفته و از همین منظر باید خودمان را برای جام جهانیای نه چندان دلچسب آماده کنیم.


