یکی از داغ ترین بحث این روزهای ایران نبود سید جلال حسینی در لیست جام جهانی است. اتفاقاتی که دامنه آن بزرگتر از چیزی که به نظر می رسید شده و حالا در اولین بازی بعد از نبود سید جلال باعث تولید حاشیه های فراوان شده است. حاشیه هایی از قبیل تشویق سید جلال حسینی در استادیوم و توهین های زشت به روزبه چشمی در فضای مجازی و استادیوم.
کارلوس کی روش اعتقاد دارد که کسانی که گل های ایران را به پای روزبه چشمی می گذارند از فوتبال چیزی نمی فهمند. اما آیا واقعا افتضاح روزبه چشمی باعث دریافت 2 گل تیم ملی شد؟ با هم صحنه 2 گل را بررسی می کنیم و نتیجه گیری برعهده خواننده خواهد بود.
صحنه گل اول


همان طور که در تصویر می بینید از مرکز میدان یک پاس بسیار عالی به گوشه سمت چپ محوطه جریمه ایران ارسال می شود. هدف این توپ چنک توسون توپ را می گیرد، روزبه چشمی را می بیند که با حداکثر سرعتش، که زیاد هم نیست، به سمت او می آید و با یک سر توپ چشمی را محو می کند. تکل چشمی هم هرچند خوب زده شده اما نوش دارویی بعد از مرگ سهراب است. همانطور که واضحا می بینیم، چشمی مقصر 100% گل است، اما واقعا این چنین است؟ نیازی نیست شرلوک هلمز باشید تا به سادگی کشف کنید که روزبه چشمی در سمت راستِ قلب خط دفاعی و مرتضی پورعلیگنجی در سمت چپ آن بازی می کنند. نکته بسیار بزرگی که مسکوت می ماند این است که اصلا روزبه چشمی چرا باید آن جا باشد که سر توپ بخورد؟ روزبه چشمی آن جاست زیرا جفت او یعنی مرتضی در پست خود حاضر نیست. به دلیل جا ماندن مرتضی پور علیگنجی، روزبه چشمی از پستش خارج و با شتاب بالا به سمت چپ متمایل می شود تا جای خالی مرتضی را پوشش دهد. در واقع قبل از این که بحثی درباره دریبل خوردن روزبه چشمی بخواهد مطرح بشود، عدم حضور مرتضی پورعلیگنجی خود را نشان می دهد. دریبل خوردن هرچند برای یک مدافع نکته ای منفی محسوب می شود اما چیز نادری نیست. اگر بخواهیم جاید دور نرویم ژروک بواتنگ و سردار آزمون خودمان را می توانیم مثال بزنیم. نکته منفی بزرگتر که معمولا مورد توجه مربیان قرار می گیرد، بی نظمی تاکتیکی و خارج شدن یک بازیکن از سیستم تعیین شده است.
نکته جالب تر این مسئله: روزبه چشمی در اصل هافبک دفاعی است اما کیفیت بالای دفاعی او همراه با بازی سربالا و بازیسازی از عقب زمین و پا به توپ بودن باعث می شود مربیانی که از سیستم مدرن تر دفاعی استفاده می کنند به استفاده از او در قلب خط دفاعی علاقه مند شوند. در این پست روزبه علاوه بر وظایف یک مدافع وظیفه یک هافبک میانی که عقبتر از یک هافبک و جلوتر از یک مدافع بازی می کند را هم بر عهده می گیردو در چنین حالتی زوج خط دفاعی او باید از اشتباهات یا جا ماندن های احتمالی او حمایت کند. از میان نمونه های متعدد خارجی می توان رابطه بین رافائل واران و سرخیو راموس در تیم رئال مادرید یا بونوچی کیه لینی در یوونتوس را مثال زد. احتمالا صحنه های زیادی از کیه لینی یا واران در حال پوشش دادن سرخیو راموس یا لئوناردو بونوچی دیده اید. در این جا نیز وظایف چنین است. در دفاع مدرن امروز مرتضی پورعلیگنجی کسی است که باید روزبه چشمی را پوشش دهد در حالیکه در صحنه به ثمر رسیدن گل اول ترکیه این روزبه است که دارد جور مرتضی را می کشد.
صحنه گل دوم


باز هم در ظاهر قضیه روزبه چشمی و چنک توسون قرار دارند. یوسف توپ را به توسون می دهد. روزبه چشمی نزدیک اوست ولی قبلی از اینکه بتواند کاری کند توسون بدون کنترل کردن، یک ضرب توپی که به او را رسیده را گل می کند.
همانطور که در تصویر مشاهده می کنید توسون خودش تنها است و گزینه ای که مناسب باشد برای پاس دادن را در اختیار ندارد. روزبه چشمی فاصله خود با او را کم می کند اما نه در حدی که چنان به او نزدیک باشد که امکان دریبل زدن برای توسون فراهم باشد. در واقع چشمی با رعایت الفبای دفاع کردن همه گزینه های توسون را از از او می گیرد. توسون نه می تواند پاس بدهد، نه با توجه به فاصله چشمی با او توانایی دریبل کردن دارد و نه زاویه و فاصله اش برای شوت زنی مناسب است. اما چیزی که چشمی هرگز تصور آن را هم نکرده بود این است که علیرضا بیرانوند دروازه خود را ترک کرده باشد. همانطور که می بینید بیرانوند حتی از نقطه پنالتی هم جلوتر آمده است تا کافی باشد توسون صرفا ضربه ای در چارچوب بزند تا دروازه ایران را بگشاید.
نکته جالبتر: باز هم مرتضی پورعلی گنجی در جایی که باید حضور داشته باشد حضور ندارد. باز هم این چشمی است که از حریم دفاعی پورعلی گنجی دفاع می کند. اما همه چیز به دیدگاه ما بر می گردد. خیلی از هواداران دنبال پیدا کردن ایراد از روزبه چشمی بودند برای همین هر کار او را اشتباه می دانستند.
سعدی می گوید:
کسی به دیده انکار اگر نگاه کند نشان صورت یوسف دهد به ناخوبی



