ژاوی یکی از بهترین هافبک های تاریخ فوتبال است. کسی که در کیفیت ژاوی اندکی شک کند تعصب و پیش داوری دارد. در زمان او بارسا برنده چهار سی ال شد که نقش او در بردن این جام ها انکارناپذیر است. او با اینکه سه سالی است که از تیم محبوبش جدا شده ولی نمی تواند دلسوزی و عشق و علاقه ای که به بارسلونا دارد را پنهان نماید. در سایه این عشق و علاقه او همیشه به هواداران آبی و اناری ابراز محبت کرده و تیم محبوبش را ستوده. تا اینجای کار احدی حق اعتراض به رویه و منش ایشان را ندارد. کمااینکه در لیگ داخلی خودمان بازیکنی که سابق در لباس سرخابی ها دوران طولانی و خوبی داشته و اسطوره شده بعد جدایی خود نیز همچنان از تیم سابق خود حمایت می کند.

ولی ژاوی نشان داده که بجای اینکه راه سلف خود یعنی کارلس پویول که به همراه آندرس اینیستا دو تن از محترم ترین و منصف ترین کاپیتان های بارسلونا هستند را طی کند به روش هریستو استوئیچکوف پیش می رود و عادت دارد در کنار اظهارنظرها درباره بارسلونا کم و بیش به رقیب از قضا موفق اینروزها بتازد و رئال و جام هایش را با کلمات سخیف و دور از انتظار بنوازد. البته که این روش چندان روش محترمانه ای نیست و نمی تواند دوستانه تلقی شود. نباید موفقیت های تیم رقیب را به صرف داشتن تعصب به تیم خود با واژگان پیش پا افتاده و دون شأن یک تیم بزرگ زیر سوال برد. به پیام پویول و ژاوی توجه کنید. چقدر واقع بینی و لزوم تغییر افکار در مدیران و مربی بارسا در کلام پویول زیبا آورده شده و ژاوی با لحن یک نوجوان پر شر و شور که تعصب جوانی چشمش را به واقعیت بسته به انکار و زیر سوال بردن موفقیت های رئال می پردازد. 

آقای ژاوی داری راه اشتباه را می روی.