هیچگاه فراموش نمی کنم؛ دقیقا یک سال قبل ، یک چهارشنبه کاملا معمولی، به خانه که رسیدم با پیامی غیر معمول از سوی یکی دوستانم در فیسبوک مبنی بر بازنشستگی فرگوسن مواجه شدم؛ چک کردن چند سایت خبری فارسی خبر از دروغ بودن این جمله می داد. بی اعتنا محیط مجازی را ترک کردم و زمانی که چند ساعت بعد برگشتم در عین ناباوری با اخباری مواجه شدم که آن جمله را تایید می کرد. " بله، فرگوسن مان رفته بود!" وقت رفتن فرا رسیده بود.

خداحافظی فرگی دلیل خوبی بود تا از آن روزها متنفرم شوم. خداحافظی ای که خیلی زود لبخند ناشی از بیستمین قهرمانی مان در لیگ برتر را بر روی لبانمان خشکاند و تمام فکر و ذکرمان شده بود دوران بعد از فرگی. خیلی زود دیوید مویس، سرمربی آبی های مرسی ساید به عنوان جانشین سرآلکس انتخاب شد. می گفتند خود فرگی او را برگزیده است و رییس نیز بر این صحبت در آخرین حضور خود در الدترافورد به عنوان سرمربی صحّه گذاشت. از ما خواست تا پشتیبان مویس باشیم، می گفت او به زمان نیاز دارد.

چشم هایمان را بستیم و تمام حرفمان شده بود، In Moyes We Trust، در بازی های پیش فصل تقریبا به تمام تیم های جنوب غرب آسیا باختیم اما مهم نبود. پیروزی در برابر ویگان در سوپرکاپ فصل، باعث شد فکر کنیم عصر فرگی هرچند با فرد دیگری ادامه دارد. فکر کردیم که هنوز پادشاهیم و کسی جلودار ما نیست. به مویس لقب " آقای برگزیده " را دادیم. شکست در آنفیلد آن هم پس از دو سال و تحقیر در برابر همسایه های پر سر و صدا که حالا صدایشان بیشتر از همیشه گوش خراش بود باعث نشد دست از حمایت خود بکشیم. عده ای ساز مخالف را کوک کرده بودند، اما پیروزی در برابر آرسنال همه را ساکت کرد. ما بازگشته بودیم، ققنوسِ یونایتد بالاخره سر از خاکستر در آورده بود اما دبل شدن در برابر لیورپول و سیتی و اورتون و حذف شدن توسط سوانسی خلاف این را ثابت می کرد. کارمان به جایی کشید که امتیازات کریستال پالاس در سال 2014 از ما بیشتر باشد. یک سال قبل زمانی که با فرگی درحالی که بر تخت پادشاهی جزیره نشسته بودیم به تلاش توپچی ها برای گرفتن سهمیه ی اروپایی می خندیدیم و حالا حتی از کسب سهمیه یورو لیگ هم عاجزیم.

ما صبر داشتیم، اما گلیزرها نه. به هر حال سود سهام یونایتد و منبع در آمد باشگاه هاکی گلیزرها از اعتماد به انتخاب سرآلکس مهم تر بود. آقای برگزیده رفت و رایان آمد. اسم فن خال به گوش می رسد. مربی خوبیست، اما هیچ کس جای فرگوسن را نمی گیرد...

دلمان برای یونایتدی که در دو دقیقه دو گل را می زد تنگ شده است؛ دلمان برای پادشاه کامبک ها تنگ شده است. ما گلوری هانتر نیستیم، اما تحقیر در برابر دشمن های دیرینه ما را عذاب می دهد. آرزوی قهرمانی منچستر سیتی می تواند بدترین آرزویی باشد که در فرهنگ هواداری یونایتد وجود دارد، اما چاره دیگری نیست.
می گویند باز خواهیم گشت، درست می گویند، بازخواهیم گشت اما دیگر یونایتد ما مثل همیشه کاریزماتیک نخواهد بود. حالا دیگر توان اخراج بی رحمانه ی روی کین ها و بکهام ها را نداریم. خوش شانس بودیم که یونایتدِ فرگی را دیدیم. به موفقیت فن خال امیدواریم و تنها دل خوشی مان این است که پس از چند سال، گیگزی و اسکولزی را بر روی نیمکت یونایتد ببینیم. یونایتدی که اسطوره و نابغه بر روی نیمکت آن باشند دیدنی تر از همیشه است. در همین چند بازی اخیر آن را حس کردیم...؛ ما یونایتدی را می خواهیم که در اختیار یونایتدی ها باشد. یونایتد این روزها برای ما غریبه است.

یونایتد گم شده ی من؛ تو را من چشم در راهم ...

سربابی چارتون: "او بهترین مربی ای است که تاریخ فوتبال به خود دیده است."



