در طول تقریبا 5 سال که در دانشگاه های دولتی شهر تهران بودم هرگز ندیدم که برای اشتغال آفرینی کار خاصی انجام شده باشد و حتی یکبار در روزنامه دانشگاه خواندم که اصلا چرا باید علم حتما ایجاد شغل کند و از همین خزعبلات ولی در هر دو دانشگاه وقتی راه میرفتم پر از کاغذ های مربوط به شبه مشکلات سیاسی یا اینکه چگونه از ایدز گرفتن جلوگیری کنیم یا اگر ایدز گرفتیم چه کار کنیم؟ در هر دو دانشگاه وقتی به اتاق مشاوره رفتم تقریبا کل مطالب نوشته شده در مورد ایدز بود در صورتی که به سختی یک ورق نوشته در مورد اشتغال پیدا می شد وقتی از یکی از مشاوران دانشگاه پرسیدم که چرا این همه در مورد ایدز, چرت و پرت هایی گفت که من تعجب کردم چگونه این همه حماقت در یک مغز کوچک جمع شده است. من خودم با موضوع بسیاری از سریالهای ایرانی آشنا هستم هیچ وقت ندیدم در مورد بیکاری یک سریال ساخته شده باشد ولی برای ایدز سریال ساختند(پریا) یک بار در یکی از سریال ها دیدم یک فرد پولدار با بنزش کل شهر را به هم ریخته بود وقتی گرفتنش سرهنگ با لحنی مهر آمیز!! گفت که دلم برای امثال این بچه ها میسوزه!! حال باید گفت که چرا دلت برای ما مردم فقیر نمیسوزد برای ما مردم که برای هیچ و به زور باید به سربازی برویم که بسیاری از علمای اسلام آن را حرام میدانند و به طور کلی اجبار خدمت زوری برای هر مسلمانی را حرام میدانند مانند عمل امام حسین(ع) که هیچکس را به زور برای خدمت نبرد در صورتی که شهادت در کربلا بزرگترین افتخار برای هر فردی در این دنیا و آن دنیاست. در همه سریال های ایرانی یا میخواهند پسر فلانی را پیدا کنند یا اینکه دختر فلانی گم شده یا اینکه فلانی بچه دار نمیشود و اکثراً هم با یک ازدواج مجلل و بدون هیچ دغدغه مالی تمام میشود در مورد حماقت سریالهای ایرانی میتوان یک صد جلد کتاب نوشت.