مغز ِقلم به مزدهای کیروشی پوری چگونه حکم می کند؟!
رسول بهروش در نقد ربیع خواه بی رحمانه می نویسد:
۱. "درمورد ربیعخواه هم هیچ نقدی متوجه خود او نبوده و نباید هم باشد؛ بلکه عمده انتقادها به برانکو برمیگردد که این بازیکن را بدون توجیه فنی به بازی میگیرد. با این همه، فوتبال ورزش برندهها و بهترهاست و وقت گریه کردن برای امثال ربیعخواه را ندارد. امروز شهروندی مثل محسن ربیعخواه شاید از نصف وزرای کابینه و تمام استانداران کشور مشهورتر است. همان قدرتی که این موهبت شیرین را به او داده، حالا به اقتضای شرایط سوژه نقد میلیونها نفرش کرده؛ آیا جای گلهای هست؟"
http://isport.ir/fa/content/f864c4ef3727
توضیح: ربیع خواه بازیکن ضعیفی ست که بدون توجیه فنی بازی می کند و مردم و رسانه ها حق دارند هرچیزی که درباره ش فکر می کنند رو بیان کنند!
۲. "برای برانکو بازی دادن به ربیع خواه تبدیل به یک مساله «حیثیتی» شده و او حاضر است سیستم تیمش را تحت تاثیر همین مساله قرار بدهد. اتفاقا او از این عادات در گذشته هم داشته؛ از دوران دور و بازی دادن به ستار زارع و ناجی بداوی تا همین نزدیکی ها و ماجراهای رجحان دادن بابک حاتمی به محمد انصاری و یا تعویض های تکراری و فاجعه بار رضا نورمحمدی. همه اینها شائبه «لجبازی» برانکو را تقویت می کند؛ عیبی که حتی اگر وجود هم داشته باشد ناقض همه توانایی های فنی او نیست، اما خب نمی توان کاملا هم نادیده اش گرفت. به هر حال او اگر با این همه مهارت فنی امروز به جای یک تیم ملی یا باشگاهی معتبر در اروپا سرمربی پرسپولیس در ایران است، شاید این مساله معلول همین دست نقایص باشد؛ اشکالاتی که اگر وجود نمی داشت، لابد حالا باید ایوانکوویچ را در ژانر بسیار بزرگتری می دیدیم. از قرار معلوم پدیده ای به نام «برانکو» کاملا در هم است؛ یعنی درونش هم استراتژی فنی مطلوب و تمرینات ثمربخش و نظم و وقار پیدا می شود و هم ضدیت با برخی حساسیت های افکار عمومی و وجه المناقشه قرار دادن امثال ربیع خواه؛ یک بازیکن کاملا معمولی که در این غائله کمترین گناه را دارد، چه اینکه اگر به من و شما هم بگویند بیا در پرسپولیس فیکس بازی کن، «نه» نمی گوییم. تنها کاری که در این وضعیت از دست ربیع خواه بر می آید، پنهان شدن در زمین است تا امضایش پای هیچ اشتباه بزرگی نباشد. از قضا او به نحو احسن در حال انجام این کار است و شما با وجود همه این انتقادات، یک گل هم پیدا نمی کنید که در اثر اشتباه مستقیم او وارد دروازه پرسپولیس شده باشد!
کلام آخر هم باشد برای آن دسته از صفر و صدی هایی که لابد حالا برانکو هم به فهرست مقدسات شان افزوده شده و قرار است بلافاصله بعد از خواندن این مطلب بگویند او بهتر و متخصص تر و فوتبال بلدتر از همه ماست و باید مطیعش باشیم. این دوستان یا نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند که همه جای دنیا از این انتقادها هست و از زیدان و گواردیولا هم ایراد می گیرند، چه برسد به برانکو. اتفاقا گزارشگران فوتبال هم صد برابر بدتر از آنچه عادل به ربیع خواه گفت را به زبان می آورند. در غیر این صورت با استدلال دوستان فوق الذکر لابد از هیچ کس در کره زمین نمی توان انتقاد کرد؛ از بازیگر و نقاش و خواننده گرفته تا چقال و بقال و نانوا؛ چون بلافاصله باید جواب بدهی که مگر در عمرت نان پخته ای یا آواز خوانده ای که به خودت اجازه نقد می دهی؟ یکی هم نیست به اینها بگوید صدا ندارم برادر، گوش که دارم!"
http://www.arteshesorkh.com/i_post_95300/
ماجرای-ربیع-خواه-و-برانکوی-در-هم/
توضیح:
از دید رسول بهروش کیروشی پور بازی دادن به ربیع خواه برای برانکو مساله حیثیتی و البته از روی لجبازی ست. نویسنده بی سواد و البته فاقد شعور و درک با کلی طعنه و توهین و زیر سوال بردن سطح فنی برانکو و بیان اینکه ربیع خواه تو گلهای پرسپولیس نقشی نداره وی را بازیکنی بی اثر در ترکیب پرسپولیس می داند :)) و در پایان به حامیان برانکو تشر می زند و منتقدان را لایق نقد کردن بازیکنان فوتبال می بیند:))
۳. "هفتههاست با ربیعخواه هم بد گل میخورد و در این بازی اخیر شاید غیبت یکی مثل جلال حسینی را میشد به مراتب کلیدیتر تلقی کرد. با این همه و برای آینده پرسپولیس، آنچه باید برچیده شود ربیعخواه نیست، بلکه بساط «ربیعخواهیسم» است؛ یعنی هر المانی که نشانهای از لجبازیهای مسبوق به سابقه برانکو باشد. او در دوران تیم ملی هم یک فوج بازیکن این شکلی داشت که با خروجش از ایران، حتی فوتبال باشگاهی آنها هم تمام شد؛ از ناجی بداوی و کاملیمفرد تا علوی و ستار زارع که این آخری زحمت کشید و یک تنه پرامیدترین تیم ایران برای کسب عنوان قهرمانی در جام ملتهای آُسیا را زمین زد. به عبارت دیگر خواسته خیلی از منتقدان، بازگشت پرسپولیس به ریل ارایه بازیهای جسورانه و تهاجمی با افزودن به عناصر هجومی است. "
http://behraveshh.blogfa.com/post-1320.aspx
توضیح : از دید نویسنده باید بساط ربیع خواهیسم برداشته شود و لجبازی های برانکو تموم بشه!
این نویسند احمق نمی پرسه چگونه با وجود هافبک دفاعی مثل ربیع خواه پرسپولیس دو فصل بهترین عملکرد دفاعی لیگ را داشته و قهرمان لیگ شده است!
۴. "
پروفسور كشفهاي خودش را هم يكي يكي پس ميگيرد. محسن مسلمان پيش از او يك «استعداد سوخته» محسوب ميشد، برانكو اين بازيكن را به بهترين هافبك ليگ تبديل كرد و حالا خودش هم دارد زحمت نابودي دوباره محسن را ميكشد. لابد مرد كروات بايد خوشحال باشد كه مسلمان بالاخره بعد از سه ماه كم آورد و توييت كرد: «ديگه بريدم.» حالا احتمالا مثل رامين رضاييان بهانه مناسب براي خواستن عذر مسلمان هم مهيا شده، اما كاش او ميدانست شغل مربيان مثل معلمي است و هيچ معلمي 30 دانشآموز فرمانبر و مطيع ندارد. هنر آموزگاري، در رام كردن و مديريت شاگردان سركش است، نه در حذف آنها. "
http://www.bankvarzesh.com/fa/Mobile/News/342008/برانکو؛-مردی-که-همه-چیز-را-پس-گرفت
توضیح:
از دید نویسنده فاقد شعور برانکو مسلمان را نابود کرده همان جوری که رامین را نابود کرد. هنر مربی اینه که مدارا کنه که برانکو نداره و البته کیروش جون فرق داره :))
۵.
"به مساله رامین رضاییان توجه کنید. یک بازیکن جوان اشتباهی انجام داده و بابتش هزار بار به شیوههای مختلف عذرخواهی کرده است. برانکو اما کماکان در بخشیدن جایگاه قبلی به او خساست میکند. مربی کروات در دو بازی اخیر رضاییان را در پست غیرتخصصی هافبک راست به بازی گرفته و در هر دو بازی هم تعویضش کرده تا لابد نشان بدهد یاغی محبوب هواداران چیز چندانی در چنته ندارد. این لجبازی پروفسور اما جناح راست و نقطه قوت تیمش را فلج کرده. هرایر مگویان در پست غیرتخصصی دفاع راست دو پاس گل سه امتیازی در استقلال داده، اما حسین ماهینی که از نظر برانکو به رامین رضاییان اولویت دارد، هنوز دو سانتر ایدهآل هم در پرسپولیس نداشته! به پدیده عجیبی مثل محسن ربیعخواه نگاه کنید و ببینید چطور ممکن است هافبک دفاعی مازاد نفت آبادان در فصل گذشته، امسال در پستی جدید ۱۴بازی ۹۰دقیقهای برای پرسپولیس انجام بدهد و هیچ حرکت مثبتی هم نداشته باشد! در شرایطی که کیروش با تغییر پست پورعلیگنجی و حاجصفی دو بازیکن باکیفیت تحویل فوتبال ملی ایران داده، برانکو، انصاری شکوفا شده در سمت چپ را به پست دفاع میانی برده تا جور یانسکی را بکشد؛ یکی از دو خرید ناکارآمد اوکراینی که چیزی حدود یک میلیارد تومان پول بیخودی میگیرد. حتی اگر بپذیریم برانکو از ته قلب از گناه رضاییان نگذشته، در این شرایط موافقت با بازگشت او به تیم زیر سوال خواهد بود. کیروش اگر رحمتی را نخواست، تا آخرش پای این نخواستن ایستاد و ضرر هم نکرد. آیا میدانید تیم ملی ایران بعد از کنار گذاشته شدن رحمتی تا به حال در هیچکدام از مسابقات مقدماتی جام جهانی حتی یک گل هم نخورده است؟"
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-ورزش-27/1083518-چرا-کی-روش-بزرگ-تر-از-برانکو-است
توضیح:
نویسنده برای نشان دادن بزرگی کیروش به خط زدن اسم رحمتی اشاره می کند اما برای پایین نشون دادن سطح فنی برانکو به خط خوردن رامین رضاییان اشاره می کند. دیسیپلین و نظم کیروش نشانه عظمت و شکوه ایشان قلمداد می شود اما برخورد قاطعانه برانکو با رامین نشانه ضعف و سو مدیریت ایشان.
کیروش بدون رحمتی تمام موفقیت های ممکن را کسب کرد ( جام ملت های آسیا و حذف جلوی عراق بحران زده بدون مهار یک پنالتی در حالی که رحمتی پنالتی گیرترین دروازه بان لیگ است و دو قهرمانی پرسپولیس بدون رامین رضاییان سطع درک کیروشی پورها از فوتبال را نشان می دهد)
۶. "در جامعه صفر و صد ایران، به تو اجازه نمی دهند از برانکو بپرسی ربیع خواه چه مزیتی نسبت به نوراللهی دارد؟ در اسپانیا اما اینطور نیست. پس هواداران رئال مادرید و مطبوعات پایتخت، زین الدین زیدان را بعد از دو قهرمانی اروپا به صلابه می کشند که چرا بنزما را این همه بازی می دهی و چرا ایسکو را روی نیمکت نابود کردی؟ آنجا انتقاد از زیدان هرگز به معنای دلتنگی برای بنیتس نیست. خب البته آنها سواد، شعور و تجربه ملت ما را ندارند و اصلا برای همین است که بر خلاف ما، در بدبختی و مصیبت دست و پا می زنند. راستی که چقدر نگون بختند این جماعت متکثر چند وجهی. فقط خودمان را عشق است. همین!"
http://zinshop.ir/2018/03/05/برانکوی-خوشبخت،-زیدان-سیاه-بخت/
توضیح: در جامعه صفر و صد ایران می توانی شب و روز علیه پرسپولیس و برانکو و ربیع خواه و ماهینی هر خزعبل و اباطیلی را بنویسی،
می توانی هر نقدی و تخریبی علیه برانکو با خیال راحت بنویسی
می توانی عملکرد فنی بهترین مربی سه سال اخیر لیگ برتر را در حد ِ مربی درجه دو ایرانی پایین بیاوری
همه این موارد مجاز است اما نقد و بررسی لیست تیم ملی و انتقاد به عدم دعوت سید جلال حسینی گناه کبیره است و مستوجب بدترین جواب ها..
با بخشی از مقاله دیروز رسول بهروش در حمایت از کیروش توجه کنید:
"یکی از حاشیههای مهم بازی دوستانه ایران و ترکیه، تشویق شدید جلال حسینی توسط ایرانیان حاضر در ورزشگاه شهر استانبول بود؛ تشویقهایی که از قبل از مسابقه شروع شد و بعد از دو گلی که ایران دریافت کرد، شدت عجیبی گرفت. در اینکه جلال حسینی مدافع فوقالعادهای است تردیدی وجود ندارد؛ بهخصوص که توجیهات کیروش برای دعوت نکردن از این بازیکن اصلا منطقی و قابل قبول نیست. با این وجود تشویق اعتراضی یک ستاره، نوعی رفتار احساسی و غلط است که در عرف فوتبال حرفهای دنیا هیچ جایگاهی ندارد. در ایران اما هواداران تا دلتان بخواهد اسم مربی و بازیکن غایب را صدا میزنند و تیم را به حاشیه میکشانند. آیا میدانید وقتی وسط بازی اسم جلال حسینی از روی سکوها فریاد میشود، بازیکن جانشین او در زمین چه حالی پیدا میکند و چطور اعتماد بهنفساش تخریب میشود؟ آیا میدانید تکرار این رفتارها در جامجهانی چقدر میتواند به ضرر تیمملی تمام شود؟ برای پیشرفت فوتبال همانطور که بازیکن و مربی استاندارد لازم داریم، به هوادار استاندارد هم محتاجیم. کاش این موضوع را جدی میگرفتیم"
توضیح:
باورش سخت است اما رسول بهروش کیروشی پور موضع ۱۸۰ درجه متفاوت با همیشه گرفته است چون پای کیروش جون در میان است. ایشان برای حمایت کامل و جامع از کیروش حتی ربیع خواه را مثال می زند و با بی شرمی می نویسد:
"«محسن مسلمان»؛ علیه محسن ربیعخواه
چرا راه دور برویم؟ مگر همین امسال هواداران پرسپولیس بهعنوان موفقترین تیم این سالیان فوتبال ایران، کم اسم محسن مسلمان را برای اعتراض به برانکو فریاد زدند؟ این فریادها مستقیما باعث تضعیف روحیه بازیکنان داخل زمین و از جمله محسن ربیعخواه میشد؛ بازیکنی که با تغییر تاکتیک به جای مسلمان بازی میکرد و زیر فشار افکار عمومی بود. همین فریاد شدن نام آقای شماره77 در نیمه دوم داربی برگشت، تمرکز پرسپولیس را به هم ریخت و شانس دست یافتن این تیم به گل مساوی را از بین برد. حتی در بازی حیاتی اخیر با الجزیره هم نزدیک بود همین بلا بر سر سرخها بیاید و تشویق مسلمان به قیمت حذف زودهنگام این تیم از آسیا تمام شود، اما جلال حسینی در آخرین لحظات مانع شد؛ همان سوپرمنی که حالا خودش به نماد اعتراض علیه کیروش تبدیل شده است!"
http://isport.ir/fa/content/8cfd5e32e2bc
بله!
ماکیاول نویسنده بزرگ ایتالیایی نوشت برای قدرتمندان در عرصه سیاست هیچ اصل مطلقی وجود ندارد، مهم ماندن در قدرت است. ارزش ها نسبی هستند و اهداف وسیله را توجیه می کند!
رسانه های ذوب در کیروش نماد سالوس و ریاکاری و پست فطرتی هستند. کسانی که با نام حلال بیگانه هستند. قلم به مزدان خاک بر سر شرم بر جبین!