نگاهی به خرید و فروش بازیکنان در هر باشگاه نشان می دهد که هر تیم در طول فصل حداکثر 2 بازیکن مهم را از دست می دهد و حداکثر 2 بازیکن بزرگ جذب می کند. تعداد کمی هم از بازیکنان کم نام و نشان در نقل و انتقالات جابجا می شوند که برای نیمکت و آینده باشگاه هستند. با این حال شایعات بسیار بیشتر از این حرفها است. در حال حاظر در طول پنجره تابستانی بازیکنان پرتعدادی به باشگاههای بزرگ لینک می شوند. با نگاهی به نقطه ضعف یک تیم در یک پست، رسانه ها هر که را دوست داشته باشند به آن تیم لینک می کنند و با یک فتوشاپ ساده، پیراهن تیم مقابل را بر تن بازیکن می کنند . مشکل وقتی حاد می شود که رسانه ای به دلیل کمبود مطلب، شایعه ای را بوجود می آورد؛ بگذریم از رسانه های نزدیک به هر باشگاه که با تعصب و اهدافی خاص گزینه های جدید را مطرح می کنند و هواداران تیم مقابل را نگران می کنند. متاسفانه این پایان کار نیست. شایعات زیادی از طرف خود باشگاهی مطرح می شود که صاحب بازیکن است. قصد آنها بزرگ کردن باریکنان معمولی است و جز بازارگرمی هدفی در پس آن نیست. نمونه ای از آنها مالکوم بود؛ که در زمستان هدف جدی یونایتد، آرسنال و حتی بایرن مونیخ بود اما هنوز هم بنظر نمی رسد باشگاهی به طور جدی شرایط او را دنبال کند. اما چنین چیزی برای باشگاهها مهم نیست. آنها به شایعات و رسانه ها توجهی ندارند و اهداف خود را می دانند. در بین هواداران هستند که بیشتر از همه تحت تاثیر قرار میگیرند. از دست دادن ستاره ها کابوسی است که در طول این مدت هواداران را رها نمی کند. رسانه ها چپ و راست اخبار نقل و انتقالات منتشر می کنند. تعداد رسانه ها بسیار و فعالیت آنها در ایجاد شایعات مثال زدنی است. مارکا، آ.س، اسکای، اکپرس، میرور، سان، موندو دی پوتیبو و... . تعداد آنها تمامی ندارد. فرض کنید که هر رسانه در طول هفته تنها دو خبر در مورد یک باشگاه منتشر کند تا متوجه حجم این اخبار شوید. در حال حاظر رفتن هازار از چلسی، رونالدو از رئال، گریزمان از اتلتیکو و اومتیتی از بارسا ورد زبان همه است و احتمالا تا پایان فصل نقل و انتقالات هواداران را عذاب خواهد داد و خواندن هر مطلب راجع به آن نمک به روی زخم می پاشد. مدتی پیش مقاله ای در طرفداری منتشر شد که تاثیر پول بر فوتبال را بررسی کرده بود. یکی از مضرات ورود پولهای هنگفت همین است. بازیکنان با غیرت کمتر شده و امکان از دست دادن ستاره ها بیخ گوش هر باشگاه است. از طرف دیگر تمرکز بر روی کوچکترین اتفاقات هم بیشتر می شود. از فالو کردن فلان بازیکن تیم مقصد توسط برادر فلان بازیکن گرفته تا تعویض یک بازیکن توسط سرمربی. بله حساسیت بر روی هر اتفاق آنچنان زیاد شده که یک روز شرایط یک باشگاه تاریک بنظر می رسد و فردای آن روز صحبت از بهترین تیم تاریخ است. نتیجه چندان جالب نیست. علاوه بر هراس هر روزه شاهد پدیدار شدن هوادارانی هستیم که با یک باخت تیم را به فحش می بندند و یک روز مربی را به عرش می برند. متاسفانه این روزها انتظار هواداران غیر منطقی شده است. آنها خرید و فروش بازیکن را مانند بازی PES و فیفا می دانند. بازیکنان "a و b و c و d و...." را باید بیرون انداخت و ستاره های "x و y و z و..." را جذب کرد. این روزها شکایت ها بیشتر از رضایت است. به طوری که والورده با قهرمانی در لالیگا و جام حذفی هنوز هم محبوب نیست و مورینیو با تحویل گرفتن تیم بیمار فن خال و تحویل دادن بهترین فصل پسافرگی هنوز هم مورد پسند برخی نیست. بهرحال خرید و فروش های تابستانی و زمستانی تاثیرات منفی بر اوضاع هواداران و نحوه هواداری گذاشته است. تنها راه توجه کم به اخبار و اعتماد به باشگاه است. قرار نیست هر بازیکن ستاره مناسب تیم ما باشد، قرار نیست مهاجم نوک، وینگر خوبی باشد و قرار نیست یک بازیکن به هر قیمتی خریداری شود. اعتماد به مربیان و باشگاه احتمالا بهترین کاری است که هواداران را از باتلاق شایعات بیرون می کشد