تابستون ۲۰۰۱ بود... از موقع اومدنش حس خوبی داشتم بهش همون سالم بهترین بازی هاشو تو یک چهارم جلو بایرن و نیمه نهائی جلو بارسا و اون گل به یاد موندیش و فینال که دیگه واسه همیشه اون گلش حک شد تو تاریخ... یا اون دریبل معروفش تو الکلاسیکو که همون دریبل موجب مصدومیت اورمارس شد(انقد که سریع انجامش داد) یا اون خرس وسط کردن بازیکنای بایرن تو مونیخ که همراه با سانتیاگو سولاری انجامش داد که حتا فردوسی پور واژه تحقیر بایرنیارو اشاره کرد به قولی تو تیم بهترین ها بهترین بود... با رفتنش تو سال ۲۰۰۶ و بعد بازی با ویا رئال خیلی ناراحت شدم... ولی وقتی دوباره بعنوان سرمربی اومد همون حس خوب رو داشتم... واقعن تصمیم روز گذشتش خیلی برای همه رئالیا سخت بود ولی امیدوارم بتونم دوباره رو نیمکت رئال ببینمش... به امید اون روز