اختصاصی طرفداری-امیر قلعه نوعی در آخرین نشست خبری خود پس از بازی با الریان قطر در چارچوب لیگ قهرمانان آسیا لب به گلایه گشود و حرف از احتمال نبودنش بر روی نیمکت استقلال در فصل آینده زد.

باز می خواهی بروی؟ دوباره حرف از حق نشناس بودنمان زدی؟ تازه «اسیر» شعارهای بی رحم سکو های «آزادی» شدی؟ این ها که همیشه بوده و خیالتم راحت! هیچ وقت تمام نمی شود. از حق هم نباید بگذریم ما هم همه چیز را زودتر از آنچه فکرش را بکنی فراموش می کنیم؛ قهرمانی هایت در لیگ که حالا دارد به تعداد انگشتان دست می رسد، آن خاطره فراموش نشدنی ثامن، «جلالی مَرد»، فصل 87-88 را می گوییم، بعد از تساوی دیر هنگام با شاگردان مایلی کهن همه قهرمانی را بر باد رفته می دیدند امّا همه اسمت را صدا زدند، آن موقع می دانستیم معجزه برای قهرمانی لازم است؛ که آن هم شد کسی چه می داند شاید خدا تو را بیشتر دوست دارد!

با آن جثه کوچک و مغز بزرگت حال که نامت هم تراز با موفقیت است چه بخواهی چه نخواهی، نمی خواهیم بگوییم از تو بهتر نیست ولی خب الان بر مسندی و ژنرال! سربازهایت هم که آسیا را زیر پوتین هایشان گرفته اند. پس چرا حرف از رفتن به میان می آوری؟ این ستاره سوم حالا که دارد چشمک می زند را رها می کنی؟ درست است که می گویی دستت نمک ندارد ولی قبول کن ما هم داریم به سازهایت می رقصیم. از آن اسپانسر معروفت که هیچ زمانی با حامی تیمت مطابق نیست، با آن آخر فصل تنها گذاشتن هایت، با آن غضب کردن و عفو کردن هایت، با فریاد های هواداران تیم های سابقت، با آن غرش هایت در رختکن، با «علی»!

بعضی وقت ها راست می گویند که سن بالا رود ترس بیشتر می شود؛ تیمت پله یکی مانده به آخر بود سخن از قهرمانی زدی، گفتی مثل «فرگوسن» قول دادم! حالا هم مثل «سر الکس» بمان؛ نه 28 سال! کمتر، در حد دو فصل همان قراردادت. اما بذار شیرینی قهرمانی لیگ تلخ نشود در کام هواداران آبی خون. «هوتن» را هم بیاور شاید سری در سرهای این فوتبال شد، نگذار به بیراهه رود یک موقع.

ایران به یک شور فوتبالی دوباره نیاز دارد حالا فقط تیم تو در یک رقابت بین المللی سرپاست، تیم ملی را که زیاد نمی شود به آن امید داشت، اکنون که تیم خوبی داری الان که شناخت خوبی از سربازانت داری، پول هم که یکی دو ماه است «حاجی» رسانده دغدغه اش نسبتا برطرف شده، خیال جمع باش همه از فتح آسیا خوشحال می شوند حتی طرفداران تیم دشمن دیرینه ات! جز اندکی از این اهالی فوتبال که همیشه علف هرزند، اینجا اسم «ایران» در میان است، نامی که مدت هاست در زبان کسی نمی چرخد! این رفتن ها در «مکتب استقلال» نیست.

کمی صبر کن، یک ذره وایستا، تو هنوز اینجا کلی کار داری!