صفحات تاریخ سه سال گذشته را ورق میزنم. هرچند که تکرار مکررات است. اینکه چگونه قهرمانی را از پرسپولیس علی دایی با گل خطا و آن انتشار لیست نابهنگام گرفتند تا کودتا علیه همان تیم و سیه روزی و سیاسی کاری. باورکن پروفسور، آنها باورشان نمیشد که کسی بتواند آن عمارت تاریخی و زیبای به توپ بسته را ازنو سرپا کند. آمدن تو به پرسپولیس یک تصادف محض بود. هدیه ای از خدای فوتبال به هوادارانی که سالیان سال پای عشق فروکوبیده شان مانده بودند. آنها هرگز تصور نمیکردند که تو بتوانی از گمنامانی چون انصاری و علیپور، کم نامانی چون محرمی و طارمی و ربیع خواه و متوسط هایی مثل مسلمان و رضاییان و احمدزاده و کامیابی نیا، ترکیبی بسازی که علیرغم همه فراز و فرودها، سه فصل باشکوه به تاریخ پرسپولیس و لیگ فوتبال ایران اضافه کنند.
حالا اکثر آنها که نام بردم، به خیال خودشان کسی شده اند. که اگر هم شده باشد ریشه و خاستگاهش مزرعه پربار و نونفس پرسپولیس بود. حالا آنها نیستند. چه تو نخواسته باشی شان، چنانکه نوری و صادقیان و گابریل را نخواستی، چه خودشان تصمیم گرفتند رگ حیاتشان را به منبع دیگری پیوند بزنند.
در سه فصل و نیم گذشته، نامهایی که در زمان خود غیر قابل چشم پوشی بودند، از پرسپولیس رفتند و سرنوشتشان اینک پیش روی ماست. اما تو بجای آنها، دوباره ساختی. ستاره ساختی.
آنچه که اینک در کارنامه تو دیده میشود، نه بازیکن ۸ میلیاردی و نه ریخت و پاشهای غریب است. آنچه دیده میشود احیای مسلمان، فراز انصاری و محرمی و رضاییان، تکامل سید جلال و طارمی است. ایراد نداشتی؟ قطعا داشتی. مگر انسان بدون اشتباه میشود؟ اما معدل کارنامه تو در سایه "ساختن" در همه سه سال گذشته از همه همقطارانت بالاتر بود. بدون گفتگو...
حالا اما روزگار دیگری است. باز هم عرصه از نامها خالی شده و همه از تو انتظار نشانی ها را دارند. همان نشانی هایی که بعد از رفتن رامین به صادق رسید. بعد از رفتن مهدی، علی را برکشید و ...
در این سالها عادتمان دادی که غم جای خالی هیچ نامی را نخوریم چون نامهای ناشنیده و نشکفته بسیاری پشت آنها پنهان است. فارغ از بازیهای اینستاگرامی و طعنه ها و کنایه ها.
این پنجره بسته پیش رو، حتی اگر گشوده نشود، تازه ما را میبرد به نقطه آغاز تیمی که از حمید درخشان تحویل گرفتی. تیم با ستاره هایی بالقوه که کیمیاگری میخواست تا به بار بنشینند.
حالا باید بسازی پروفسور. هم با جبر محرومیت بسازی و هم بازیکنانی بسازی که هیچ هواداری حتی نام محسن مسلمان و فرشاد احمدزاده را به ذهن بازنگرداند. همانطور که به یاد رضاییان و طارمی نیفتاد، علیرغم همه عشق و احترامی که برایشان داشت.
این ساختن اما سخت تر است. پرسپولیس قهرمان مکرر لیگ است و همه در تدارک پایین کشیدنش از تخت صدارت. اما هواداران پرسپولیس در همه دو دهه گذشته نشان دادند که مقام و عنوان برایشان جایی پشت سر عشق عظیمشان به پرسپولیس دارد. پس ایمان داشته باش که پشت سرت و پشت سر تیمشان با عشقی افزون ایستاده اند و خواهند ایستاد. تا انصاری ها و محرمی ها و علیپورهای تازه از راه برسند و دست همه بدخواهان ترسیده ای که این روزها مثل دو دهه گذشته درکار پول پاشیدن و تجهیز خود هستند را در حنا بگذارند.
بساز پروفسور... هم بازیکن بساز و هم با شرایط. هوادار واقعی، صبور و آگاه است و درکنارت خواهد ایستاد...