...ایران، ایران، ایران، تویی مادر طبیعی ما، تویی مدفن آباء حقیقی ما، تو ای که خاک پاکت با گوشت و پوست پدران ما آمیخته و خونهای طیب طاهر نیاکانمان در راه درستیات ریخته... مشام جانمان گلهای محبت تو را بوییده... تویی ناموسِ اعظمِ نوباوگانِ خویش.
ای وطن، ای مهر تو ایمان ما / بر فلک شد از غمت افغان ما
ایران، ایران، ایران، تو چقدر بدبخت مادری بودی که اینگونه ناخلف فرزندان پروردی و چه بیحمیت فرزندانی بوده که هیچ در حفظ ناموست نجوشیده و به جان نکوشیده؟ بیشرمانه با دست خود پای اغیار را در حریم عصمتت دراز ساختند، معشوقانه موضوع رقابتت قرار دادند. گاهی به شمال متمایل ساخته و گهی به جنوب متوسل نمودند، برخی شوهر تازه از بر اعظم مغرب برایت فکر کردند. بیحمیتی فرزندانت را همین بس که از دنائت فطرت و بیغیرتی طبیعی میخواهند دست ارناوتهای فرومایه را نیز به ناموست دراز نمایند.
بیشرف چون دست یازد بر شرف / میرود بر بادِ کین خاک شرف
(روزنامه حبل المتین - کلکته - از کتاب فکر آزادی در ادبیات مشروطیت ایران، نگارش; دکتر مهر نور محمد خان. صفحه 178)