تصویر اول) شادی پس از گل حمید استیلی در جام‌جهانی نود ُ هشت بعد از گل به امریکا... و متناظرش دل‌هایی که می‌خواست خنک شود از تلافی چند دهه تحریم اقتصادی جمهوری‌اسلامی(!) اما در واقع تحریم مردم و به یغما بردن ثروت کشور به واسطه تحریم و تحت لوای قراردادهایی چون کرسنت...! تصویر دوم) لبخند پر رنگ کارگر ِ کارگرزاده‌ای است در محل کار؛ وقتی تیم محبوبش بازی دیشب را برده و ستاره محبوبش بهترین بازیکن میدان بوده... [ستاره محبوبی که درآمد هفتگی‌اش گمانم بیشتر خواهد بود از درآمد تمام عمر کارگر ِ کارگرزاده مذبور!] تصویر سوم) تعدّد پلاکاردهای تبلیغاتی دور ِ زمین؛ و البته تیزرهای تلوزیونی پیش، وسط و انتهای پخش بازی... [اسپانسرهایی که از دلایل اصلی حقوق نجومی ستاره محبوب و گردش مالی موجود در مسابقات پر طرفدارند... و قرار است کارگر ِ کارگرزاده(!) را ترغیب کنند به خرج کردن همان درآمد اندکش؛ چه در قمارهای کوچک و بزرگ ِ حول مسابقات... چه با پیوستن به قطار مصرف‌گرایی ِ رایج...] * برتولد برشت: «بدترین نوع بیسوادی، بیسواد ِ سیاسی است. بیسواد ِ سیاسی کور و کر است؛ درک سیاسی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند. او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و می گوید که: “از سیاست بیزار است” چنین آدم سبک ‌مغزی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنان فاحشه و کودکان خیابانی را می‌سازد، قتــل و غارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید» ** این متن کوتاه تنها مترصد است پرسش ایجاد کند و بر پرسش‌های موجود و ابعاد آنها بیافزاید؛ و از هر تلاشی برای پاسخ دادن مبراست!