طرفداری - لیونل مسی، فوق ستاره آرژانتینی بارسلونا از لحظات سختی که پس از متهم شدن به فرار مالیاتی تحمل کرد، می‌گوید.

لئو اخیرا مصاحبه‌ای اختصاصی با اسپورت کاتالونیا داشته که بخش اول آن را درباره فصل بارسلونا خواندید. در بخش دوم که در ادامه می آید، لئو از لاماسیا و قضیه دادگاهی شدنش گفت:

خودم را مربی نمی‌بینم. گرچه زیدان هم همین حرف را زد اما در نهایت مربی شد و افتخارات زیادی کسب کرد. نمی‌دانم در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد. سال به سال پیش می‌روم و لذت می‌برم. زیاد به آینده فکر نمی‌کنم.

لاماسیا: فلسفه این باشگاه همیشه لاماسیا بوده و از زمان گواردیولا به خصوص بازیکنان زیادی به تیم اول رسیدند. اما الان چند سال است که بسیاری از بازیکنان، لاماسیا را ترک می‌کنند. ماهیت سابق لاماسیا رنگ باخت و بسیاری از بازیکنان مهم آکادمی به دیگر تیم‌ها رفتند تا فرصت بیشتری برای بازی داشته باشند. این نادر است که بازیکنان بهترین تیم دنیا را رها می‌کنند تا به تیم‌های کوچک‌تر بروند. جوان‌ها دیگر نمی‌خواهند صبر کنند. اکنون کار به جایی رسیده که تیم‌هایی از انگلیس و آلمان می‌آیند و به بازیکن 16 ساله وعده تمرین و بازی با تیم اول را می‌دهند. (مسی مخصوصا سرخیو گومز را مثال می‌زند). واضح است که نمی‌توان همه آنها را به تیم اول آورد اما برخی از آنها واقعا لایق بازی در بارسا بودند تا به دیگر بازیکنان نشان دهند که رسیدن به تیم اول غیرممکن نیست. ما تا حدودی تعهدمان به آکادمی را از دست داده‌ایم و این اتفاق نادری است.

فلسفه بارسا کار روی آکادمی و آوردن چندین بازیکن به تیم اول بوده است. با حفظ سبک تیم. گاهی بازیکنان جدیدی که خریداری می‌شوند، برای وفق پیدا کردن با سبک بازی بارسا به شدت به دردسر می‌افتند. برخلاف تصور مردم، هماهنگی با سبک بارسا اصلا آسان نیست. امثال ما که در این باشگاه متولد شدیم و سال‌ها در آن بازی کرده‌ایم به خوبی بارسا و سبکش را می‌شناسیم. می‌دانیم چگونه بازی کنیم؛ کی باید پیشروی کنیم؛ می‌دانیم هم تیمی مان کجاست و ... تطابق با این سبک حتی برای بهترین خریدها نیز کار آسانی نیست. البته واضح است که اگر بازیکنی باکیفیت باشد و حرفه‌ای، زودتر هماهنگ می‌شود اما همه به زمان نیاز دارند. فلسفه و سبک بازی بارسا با دیگر تیم‌ها فرق دارد.

به عنوان باشگاه سعی کردیم این فلسفه و سبک را حفظ کنیم. مربیانی آمدند که سبک متفاوتی داشتند و فوتبال را به شکل دیگری می‌دیدند. سبک بازی تیم در طی این سال‌ها کمی دستخوش تغییر شده و به تفکرات مربی بستگی دارد.

وابستگی بارسا به مسی؟ جنون آمیز است که بهترین تیم دنیا به یک بازیکن وابسته باشد. اگر این طور باشد پس حتما یک جای کار می‌لنگد چون بارسلونا بازیکنان بسیار خوب زیادی دارد که نمی‌شود گفت به یکی از آنها وابسته است. درباره بازیکنان درجه یک حرف می‌زنیم. بهترین‌های دنیا. به همین خاطر است که ادعای وابسته بودن بارسا به مسی جنون آمیز است.

خوشحالی‌هایم برابر رئال مادرید و پاری سن ژرمن اصلا از پیش تمرین شده نبود و خودجوش بود. از آن دست عکس العمل‌هایی که معمولا پس از یک دستاورد غیرمنتظره از خودم نشان می‌دهم. مثل بازی با پی اس جی. پس از آن بازی احساس کردیم جام را فتح کرده‌ایم. و البته ال کلاسیکو که همیشه بازی خاصی است. وقتی به جایگاه تماشاگران نگاه می‌کنم، نمی‌خواستم حرفی به آنها بزنم. فقط شادی‌ام را نشان دادم.

و قضیه دادگاهی شدنت؟ تجربیات تلخی از بارسا داشتم که در طول سال‌ها عادی است. اما داستانم با خزانه داری از بدترین‌هایش بود. واقعا تحملش سخت بود و گرچه افسرده نشدم اما هضم اتفاقاتی که برایم رخ می‌داد، آسان نبود. به خصوص هجمه‌هایی که علیه من شکل گرفت و حرف‌هایی که درباره من، پدرم، خانواده‌ام و ... زده شد. لحظات سختی بود و به شدت به من حمله می‌شد. گرچه خوش شانس بودم که حمایت مردم، خانواده، بارسا و کاتالونیا را داشتم و همین مرا آرامتر می‌کرد. واقعا فکر می کنم همه آن اتفاقات دستور از بالا بود. دستور داده شده بود که در آن لحظات سختی که تجربه می‌کردیم، به من حمله شود و ضربه بزنند. دستور از مادرید - لئو تنها کلمه مادرید را گفت نه رئال مادرید - بود. ایمان دارم که این مسائل همه از یک دستور نشات می‌گرفت. لحظات سختی بود. سال جام جهانی بود و قبل از آن مصدومیت شدیدی را تجربه کرده بودم. سعی کردم توجهی نکنم و خودم را از همه چیز دور نگه داشتم.

مربیانم در بارسلونا؟ از همه آنها چیزهایی یاد گرفتم. رایکارد اولین بار به من اعتماد کرد و فرصت بازی داد. گواردیولا مطمئنا از بهترین‌ها بود. انریکه هم همین طور. تاتا کمی داستانش فرق داشت. سال عجیبی را با او سپری کردیم چون او سابقه‌ای در باشگاه نداشت. اتفاقات عجیبی افتاد. با والورده اوضاع معرکه است و واقعا از کار با او لذت می‌برم چون انسان بسیار صادقی است و رفتار فوق العاده‌ای با بازیکنانش دارد. از همه چیزهایی یاد گرفتم و قدردانم.