به عنوان پست اول دوست داشتم از یکی از مهم ترین روزها زندگیم بگم... روز خداحافظی کاپیتان
کاپیتان تنها بود شاید تنهاتر از لبرون جیمزدر کلیولند امسال شاید تنهاتر از بسیاری از مردان در شرایط سخت نمیدانم مثالی نیست اما فکر نکنم هیچکس مانند کاپیتان تنها بوده باشد...تیم چندسالی بود که شرایط خوبی نداشت شاید کاپیتان تنها در ان فینال استانبول که حتی آن فینال هم به شدت زیر دوش کاپیتان بود از ته دل به تیم امیدداشت...کاپیتان در میانه زمین تنهاتر از قبل بود اما هیچ وقت از کیفیت جرارد کم نمیشد...جرارد مرد روزهای تنهایی و سخت بود مرد لحظه های حساس و بحرانی...طرفدار تمام این ها را میفهمید و خاص برای او فریاد میزد تو هیچگاه تنها قدم نخواهی زد...هر انقدر جرارد در دل مردم و طرفدارها بود در زمین مسابقه روز به روز تنهاترمیشد تنهایش میکردند اماکاپیتان هیچوقت جانزد همیشه پشت هواداران و تیم بود...در تمام فوتبال اگر بخواهیم سه بازیکن را به عنوان نماد غیرت و وفاداری رانام ببریم بدون شک یکی از آن ها جرارد است...تمام این حرفا حرف هایی بود که شنیده اید اما خواستم برای آغاز یادی از بهترین بازیکن زندگیم و مهم ترین بازیکن تاریخ باشگاه محبوبم...شاید فقط لیورپول های عزیز بفهمند که چرا در هنگام نوشتن این پست اشک از چشمانم جاری شد...