ابتدا بنا داشتیم چهارشنبه نهم خرداد به‌اتفاق خانم‌ها مهشید خاکباز، دکتر فاطمه قوانلو و مهندس علی کولیوند بعد از دیدار با خانم دکتر هایده شیرزادی -که با کمک آلمانی‌ها در کرمانشاه یک واحد بزرگ بازیافت زباله و یک واحد تبدیل نخاله‌ها و ضایعات ساختمان به مصالح جدید ساختمانی نموده‌اند- عازم امید شویم. علت ملاقات با خانم دکتر شیرزادی آن بود که یکی از برنامه‌هایمان برای «دهکده امید» بازیافت پسماندها است. ازآنجاکه خانم شیرزادی نزدیک ۲۰سال است که در کرمانشاه به کمک شهرداری و محیط‌زیست به چنین امری اهتمام ورزیده‌اند و حاضرشده‌اند آموزش و کمک‌های دیگر را برای امید انجام دهند لذا دوستان هماهنگ کرده بودند تا دیداری با ایشان داشته باشیم. ?آن دیدار همه برنامه‌هایمان را برهم زد. دیداری که قرار بود نیم ساعت طول بکشد، چهار ساعت به درازا کشید و همه بالأخص خود من تحت تأثیر شخصیت خانم دکتر شیرزادی و کار دشوار و با عظمتی که یک‌تنه در کرمانشاه انجام می‌دهد قرار گرفتیم. این خانم از یک خانواده اشرافی کرد کرمانشاهی است و سال‌ها در آلمان در مهندسی کشاورزی و محیط‌زیست درس خوانده و کار می‌کرده و در حدود بیست سال پیش به ایران بازگشته و به کمک همسر آلمانی‌شان بعلاوه تکنولوژی آلمان زندگی‌شان را وقف نجات محیط‌زیست زادگاهش کرمانشاه نمودند. او ده‌ها تن زباله را که شهرداری‌ها یا می‌سوزانند و جو را آلوده می‌کنند و یا اینکه بدتر آن را در زمین دفن می‌کنند و آب‌وخاک و محیط‌زیست را باهم به لجن کشیده و نابود می‌کنند، بازیافت می‌کند. مواد پلاستیک، کاغذ، مقوا، شیشه و فلزات را جدا نموده و مورد بهره‌برداری مجدد قرار می‌دهد؛ و مهم‌تر از همه این‌ها، مواد غذایی که بیش از ۷۰٪زباله‌هایمان را تشکیل می‌دهند تبدیل به کود اورگانیک یا کمپوست می‌نماید. ?اینکه چرا تحت تأثیر عظمت شخصیت این بانوی بزرگ قرار گرفتم، فقط یک موردش را بگویم که مثل باران که از آسمان می‌بارد در محل کار ایشان مگس بود. بماند بوی شدید تعفن تپه‌هایی از زباله که جانوران را هم فراری داده بود؛ اما این همه همت او نبود. به فاصله ۵کیلومتری آنجا واحد دیگری به کمک تکنولوژی آلمان راه‌اندازی نموده که نخاله‌های ساختمانی را تبدیل به موادی می‌کردند که می‌تواند مورد استفاده مجدد قرار بگیرد. فقط در منطقه زلزله‌زده کرمانشاه تصور می‌کنم میلیون‌ها تن نخاله‌های ساختمانی پخش‌شده؛ بماند مابقی مملکت. ?وقتی داشتیم خارج می‌شدیم و دفتر یادبودشان را آوردند بی‌اختیار نوشتم «خانم شیرزادی درد و بلای شما بخورد بر فرق سر صادق زیباکلام و همه آن‌هایی که زن را مصداق رجل سیاسی نمی‌دانند.» صادق زیباکلام17خرداد97/عصر ايران پ.ن کاری به طرزفکر و عقاید زیباکلام نداشته باشید چیزی که با چشم دیده رو به رشته تحریر درآورده پ.ن2 تصویر یک مستند از زندگی خانم دکتر به کارگردانی مهناز افضلی هست