هادی کاربخش
انتظار 4 ساله جهانیان اواخر این هفته به پایان می رسد و بیش از 3 میلیارد نفر در سراسر دنیا، شروع یک دورهمی داغ فوتبالی را نظاره گر خواهند بود. بزمی عاشقانه بنام جام جهانی فوتبال که در آن زبان همه یکی است، رنگ و نژاد بی معنی است و سیاست نقش کمرنگی ندارد. فوتبال یک هنر فراگیر و یک عادت شیرین است، یک ورزش همگانی که پیر و جوان و مرد و زن نمی شناسد. فوتبال پا را از یک ورزش فراتر گذاشته و به یک زبان مشترک در میان اقوام و ملل دنیا تبدیل شده است. یک زمین سبز خوشرنگ، یک توپ گرد، 22 بازیکن و میلیون ها هوادار و تماشاگر که برای ساعاتی هیجان، اضطراب، غم و شادی را به ارمغان می آورند. شاید به ظاهر فوتبال ورزشی باشد مانند هزاران ورزش دیگر اما در حقیقت اینچنین نیست و به یک عشق تبدیل شده است. همین عشق و هیاهو باعث شده تا جام های جهانی پرتماشاگرتر از المپیک باشد. 4 سال انتظار و یک ماه هیجان داغ فوتبال. این روزها همه جا و در هر کوی و برزنی صحبت از جام جهانی 2018روسیه است. این روزها بار دیگر همه را دور هم جمع می شوند تا نظاره گر بزرگترین رویداد فوتبالی دنیا باشند.
یادم هست در دهه 60 خورشیدی، سریالی یکشنبه شب ها از شبکه یک سیما پخش می شد به نام «سال های دور از خانه» ( اوشین) که در آن زمان به طرز جالبی بین خانواده ها طرفدار پیدا کرده بود و یکشنبه شب ها خیابان ها خلوت بود، چراکه اوشین همه را کنار تلویزیون های اندک آن دوران میخکوب کرده بود. حال به جرأت می توان سریال اوشین را به جام جهانی تشبیه کرد و این روزها را به یکشنبه شب ها. به گواه آمار، در این روزها درصد بزهکاری، ترافیک و خیلی معضلات جامعه به شدت کاهش پیدا می کند.
از جذابیت های دیگر فوتبال می توان به غیرقابل پیش بینی این ورزش اشاره کرد. در جام جهانی 1990 ایتالیا، آلبی سلسته(آرژانتین) با یک گل در بازی افتتاحیه مغلوب تیم 9 نفره شیرهای رام نشده آفریقا( کامرون) می شود و 4 سال بعد برزیل بزرگ که تنها تیم حاضر در همه ادوار جام جهانی است، در مرحله نیمه نهایی این مسابقات 7 گل در کشور خودش از ژرمن ها دریافت می کند.
جام¬جهانی فوتبال فقط جایگاه تیم ها و بازیکنان معروف و قدر هم نیست، در روسیه، جای تیم های ایتالیا، هلند، شیلی، اتریش و .... خیلی دیگر از تیم های سرشناس خالی است و در عوض تیم های کوچک و معمولی تر مانند پاناما، ایسلند و .... در آن حضور دارند.
از سوی دیگر در جام جهانی امسال بسان ادوار گذشته بازیکنان بزرگ و باارزشی هستند که از لیست نهایی تیمهای خود خط خوردند. از سیدجلال حسینی و وریا غفوری در تیم ملی کشورمان تا موراتا و سرخی روبرتوی اسپانیایی، ایکاردی آرژانتینی، داوید لوئیز برزیلی و .... همه نشان دهنده این موضوع است که فوتبال معجزه ای است در میان ورزش ها و جام جهانی فوتبال با گردهم آیی های دیگر ورزشی متفاوت است.
اما سوال دیگری که اینجا مطرح می شود، این که اهمیت حضور یک کشور در این رویداد مهم جهانی چیست که برای رسیدن به آن عزم ملی صورت میگیرد و سال ها برنامهریزی و تلاش میکنند تا تیم کشورشان وارد این رقابتها شود؟
پاسخهای متعددی به این سوال میتوان داد. در نگاه اول ممکن است این گونه به نظر برسد که رسیدن به جام قهرمانی این رقابتها که ارزش بالایی دارد، هدف اصلی است در حالی که بیش از دو سوم تیمها با توجه به توان شان میدانند که توانایی دست یافتن به این مهم را ندارند، پس این هدف اصلی نمیتواند باشد.
پاسخ دیگری که به این سوال داده میشود این است که بازیکنان که در این جام شرکت میکنند فرصت معرفی خود به تیمهای باشگاهی را فراهم میبینند و میتوانند بعد از این مسابقات با قیمت بالا به تیمهای بزرگ ترانسفر شوند در حالی که این مساله هم نمیتواند علت تامه حضور در این رویداد باشد چرا که جامهای دیگر هم مثل جام باشگاههای هر کشور، قاره و جام ملتها هم میتواند آرزوی این دسته از بازیکنان را محقق سازد.
نکته دیگری که در جواب این سوال میتوان داد این است که چون فوتبال یک صنعت بزرگ در عرصه جهانی است، میتوان سود زیادی را بدست آورد مثل شرکت آدیداس و یا شبکههایی که حق پخش تلویزیونی را در اختیار دارند در حالی که کشورهای معدودی از این مساله سود میبرند. پس علت اصلی اهمیت حضور در این جام چیست؟
پاسخی که میتوان داد این است که حضور در مهمترین رویداد فوتبال جهان که هر چهار سال یک بار برگزار میشود و توجه بیش از نیمی از مردم جهان را به خود جلب میکند اقتدار یک کشور در عرصه جهانی را نشان میدهد و هرچه اقتدار یک کشور در جامعه جهانی بیشتر باشد آن کشور میتواند تاثیرگذاری بیشتری هم بر تحولات جهانی داشته باشد.