روز گذشته بود كه رئال مادريد رسما اعلام كرد كه يولين لوپتگي را به عنوان جانشين زيدان برگزيده است؛ در تبع آن، همانطور كه خوانديد، فدراسيون فوتبال اسپانيا ساعاتي قبل يولين لوپتگي، سرمربي كاملا موفق خود را از كار بركنار كرد، آن هم چند روز قبل از اولين بازي اين تيم در جام جهاني.
واكنش ها در شبكه هاي اجتماعي به اين خبر متفاوت بوده؛ عده اي آن را نشانه اي از اقتدار و نظم مي دانند و ديگران خودكشي؛ اما كدام يك محقند؟
نكته اصلي اين وسط اين است كه كاري كه رئال مادريد انجام داده است خارج از عرف نيست و ابدا ابهت يا نظم فدراسيون فوتبال اسپانيا زير سوال نرفته است. پيش تر لويي فن خال و آنتونيو كونته نيز در حالي كه به كشور خود خدمت مي كردند پيشاپيش هدايت باشگاه هاي منچستر يونايتد و چلسي را پذيرفته بودند. پپ گوارديولا نيز با اينكه رسما سرمربي منچستر سيتي شده بود اما كماكان سرمربي بايرن مونيخ بود. جاي ترديدي وجود ندارد كه هيچ بي نظمي و هيچ بي قانوني اي صورت نگرفته است. نه نظم و نه اقتدار فدراسيون فوتبال اسپانيا زير سوال نرفته است. اتفاقي كه افتاده اين است كه شخص رييس فدراسيون فوتبال اسپانيا زير رفته است نه فدراسيون فوتبال اسپانيا. رئال مادريد نه به او احترام گذاشته و بدتر از آن نه از او به عنوان رييس فدراسيون فوتبال ترسيده است. لوپتگي نيز همينطور. داشتن اقتدار واقعي اينجا مشخص مي شود.
حقيقت اين است كه اگر شخصي با كاريزماي بيشتر متصدي رياست فدراسيون فوتبال اسپانيا بود، هرگز رئال مادريد به خود اجازه چنين كاري را نمي داد. اين كه با اخراج يك مربي سعي مي كند اقتدار نداشته اش را برگرداند بيشتر لجبازي و شايد در توصيفي شجاعانه تر حقارت او را نشان مي دهد نه اقتدار يا حيثيت. پرواضح است كه با اين كار شانس اسپانيا كاملا كاهش يافته است، حتي شايد با اين كار روياي يك ملت نابود شود.
چند سوال:
پيام اين اخراج چه بود؟ اخطاري بود براي سرمربيان آتي كه اگر با تيمي قرارداد امضا كنند، فدراسيون ٢هفته زودتر او را به باشگاه آينده اش تحويل مي دهد؟ با اخراج لوپتگي چه حيثيتي به اسپانيا بازگشت؟ از اين تصميم چه كسي خوشحال ترست، اسپانيايي ها يا رقبا؟ چه اقتداري به فدراسيون و كشور اسپانيا اضافه شد؟ به جز دو دستگي و حاشيه سازي، دستاورد اين تغيير چه بود؟ اصلا بگذاريد بپرسيم؟ آيا لوپتگي تنبيه شد؟
كليشه ها را فراموش كنيد، تصميم اسپانيا كاملا بچه گانه بود.



