از فردا داستان ٢٠-٣٠ روزه جام جهاني شروع مي شود. با آغاز جام جهاني، افرادي كه هر ٤ سال يك بار فوتبال مي بينند از گوشه و كناره هاي مختلف به سمت فوتبال كشيده مي شوند. افرادي پرگو و صد البته نادان[در بحث فوتبال] كه هر چيز واضحي را توضيح مي دهند، هر عملي را سيصد ساعت تحليل مي كنند، نظرات مربياني كه ٣٠-٤٠ سال در فوتبال هستند را زير سوال مي برند و از خاطرات فوتبالي خود مي گويند. از اين كه در زماني كه آن ها فوتبال مي ديده اند رودي فولر و مارادونا و شيرخروف چه فوتبالي بازي مي كرده اند و الان سوسول ها توپ بازي مي كنند. از اين كه چقدر فوتبال عوض شده صحبت مي كنند و صد البته نظراتي درباره افضليت بارسا و رئال و مسي و رونالدو بر يكديگر مي آورند. «ما ژرمن ها» فلان گويان، يك بند گه مي خورند.
جام جهاني را ٢ گونه مي بينند؛ يك عده در جمع هاي خاله زنكي، قليان سرا، كافه و غيره و عده اي ديگر در تاريكي و تنها، يا نهايتا با ٣-٤ رفيق فوتبالي! براي گروه اول جام جهاني بهانه ايست كه دور هم جمع سوند و با داف ها و ميكرو داف هاي فاميل بلاسند و مايعات خبيثه بنوشند و اگر و اگر و اگر اين كاره باشند كمي هم بمالند و دخول نُمايند؛ گروه دوم اما از اين كه روزي ٣-٤ فوتبال مي توانند ببينند خرسندند. از اين كه تمام فوتبال در يك نقطه از زمان-مكان تجمع مي كند حلاوت مي برند.
بدبخت و مفلس اما كسيست كه قلبا متعلق به دسته اول يا دوم باشد ولي در دسته مخالف حضور داشته باشد. فكر كنيد ٣ ساعت منتظر شروع بازي كرواسي و نيجريه نشسته ايد و تا بازي شروع مي شود كامبيز شروع مي كند بهتان تيكه ميندازد كه «ما ژرمن ها» كاري به اين تيم هاي الكي نداريم، ما قهرمانيم. شما هم هر چند دلتان مي خواهد به او تذكر دهيد كه :« آخر "تامين كننده جاي كامش"!!، اين چه ربطي به آن دارد؟» اما از بيم طولاني شدن مكالمه سكوت مي كنيد.
فردا جام جهاني شروع مي شود و "كامي آفسايد چي بود عجقم؟" هاي سابق به "اين كيلوش عبضي بايد سلدال لو زودتل تعويض ميكلد" تبديل مي شود [علي دايي نيست، دختركي لوس است]
فردا شما كجاييد؟ ميان تجمع هايي كه به هر چيز مي ماند جز ديدن فوتبال يا در خلوت با فوتبال براي خود فوتبال؟



