نمی دونم جایی این خبر رو خوندید، شنیدید یا با خبر شدید یا نه، یا اصن حوصله خوندن این متن رو دارید یا نه، ولی می نویسم؛
چند وقت پیش چند تا خانم محجبه میرن به یه مانتو فروشی معروف توی میدون هفت تیر برای خرید مانتو، یکی از خانم ها در حال پرو مانتو بوده که یکی از فروشنده ها میره سمتش و مثلا برای نشون دادن قسمت هایی از مانتو که احتیاج به درز گرفتن با هر چیزی داشته بدن این خانم رو لمس می کنه. خانم ها هم به شدت شاکی میشن و اعتراض میکنن و جوابی که می شنون این بوده:" من اینجا برای روزی هزار تا از این خانم خوشگلا مانتو پرو می کنم و به همه شون هم دست می زنم تازه خوششون هم میاد."
داستان هایی بعدش اتفاق میوفته و شکایت و به جایی نرسیدن و اینکه در نهایت صاحب مانتو فروشی ادعای حیثیت هم کرده، از اینکه بد نام شده، از اینکه دشمن شاد شده، از اینکه فقط و فقط سه روز مغازه ـش بسته بوده. اینکه چقدر با اون خانم ها از جاهای مختلف و آدم های اسم و رسم دار تماس میگیرن و میخوان که این پرونده رو دنبال نکنن، از تهدید گرفته تا پیشنهاد پول هم بهشون شده.
اگر اتفاق بر عکسی توی جامعه ما می افتاد و خانمی که اعتقادات خاص خودش رو در مورد حجاب داره در معرض مسائلی دیگه ای قرار می گرفت چه اتفاقی می افتاد؟ فیسبوک پر میشد از این خبر، عکس پروفایل ها عوض می شد، علم و کتل یه سری دوباره بلند میشد که آی یه مشت بی فرهنگ تو این مملکت جمع شدن و هزار تا چیز دیگه. نمی دونم، شاید قضیه به بی بی سی و شبکه های خارجی هم کشیده می شد.
کاری به بحث ایدئولوژیک قضیه ندارم، ولی واقعا چرا ما اینطور شدیم؟ چرا حق یه نفر باید انقدر راحت پایمال بشه بدون اینکه کک کسی بگزه؟ وقتی یه خانمی محجبه ـست و با چادر همه جا میره، دیگه واضح تر از این میتونه اعتقادش رو نشون بده؟ دیگه واضح تر از این می تونه بگه که چجور طرز فکری داره؟ راحت بگم، دیگه چجوری باید بگه که من مثه خیلی های دیگه نیستم؟ دیگه چجوری باید بگه که کسی حق نداره به من دست بزنه؟
بگذریم از این که این پرونده در دادگستری به هیچ جا نرسید، اما چجوری باید از حق کسی که محقه دفاع کرد؟ فرقی نمیکنه چه طرز فکری، کجا، چه کسی یا چه زمانی، باید از حقوق انسان ها دفاع بشه، من نوعی باید در اندازه و کالیبر خودم دغدغه فرهنگی و اعتقادی (منظورم دینی نیست) داشته باشم. گفتن این حرف که آدم فکر کنه که طرف خواهر و مادر خود آدمه نخ نما شده، اصلا گیریم که طرز فکر و اعتقاد طرف اشتباه، قدیمی، مسخره یا هر چیزی، اون یا هر کس دیگه ای حق احساس آرامش و امنیت داشتن رو داره.
ما با صدای بلند فریاد آزادی سر میدیم ولی تقریبا هیچ کدوم مون بویی از آزادگی و آزاد مرد بودن نبردیم، در صورتی که آزاده بودن، دفاع از حق کسی، دفاع از یه ضعیف در برابر یه قوی منش آزادگیه و خوی انسانیته. اینکه کسی بتونه از حق کسی که در مقابل اون قرار گرفته، یا نظر مخالفی داره، یا تفاوت های عمیقی دارن دفاع کنه عین آزادی و آزادگی و جوانمردیه.
من یک انسان معمولی هستم، یکی مثل شما، مثل تمام کسانی که هر روز از کنار هم رد میشیم، ولی دوست داشتم این قضیه رو، این درد رو اینجا، توی وب سایت اجتماعی ورزشی ای که به عنایت خدا و لطف دوستان من هم یکی از اعضای اون هستم و دیده شدم و تو یک دست نوشته با دوستانم به اشتراک بذارم و حرفم رو بگم، چون ما اینجا دوست داریم که علاوه بر رسالت اصلیمون در سایت، در حد توان مون هم دغدغه فرهنگی داشته باشیم و بتونیم همدیگرو تو این زمینه ارتقا بدیم.
باید دغدغه داشت، باید نگران بود، باید پیگیر بود، باید حق رو گرفت، حتی اگه برای دشمن خود آدم باشه. باید باور کنیم و بپذیریم که به جز ما، به جز جوونای ایرانی، هیچ کس، هیچ عهدی، هیچ کشوری برای ما دلسوزی نخواهد کرد و هیچ کس از هرز بودن علف های دشت بی فرهنگی ما ناراضی نخواهد بود. جز ما هیچ کس نمی تونه بهمون کمک کنه.
پ. ن. میتونید اون خبر رو با سرچ کردن «هتک حرمت یک بانوی محجبه در مانتو فروشی» توی اینترنت پیدا کنید و بخونید.



