ماموری درگیر یک قتل بود در این وحله نام 5 نفر به چشم میخورد که کاملا همدیگر رو میشناختند
یکی از آن ها با شلیک گلوله ازپای درآمده و کشته شده
و متاسفانه شناسایی قاتل و مقتول، ثبت نگردیده است
بنابراین کارگاه امیر با مطالعه با جزئیات و چندوچونه آن به ماجرا میپردازد
ارسلان:یک بازیکن تنیس است، یک روز پس از وقوع قتل او در مسابقه مقابل کسی که هیچ ارتباطی با پرونده قتل ندارد به رقابت پرداخته
آرمین :یک سال پس از وقوع قتل به شهر نقل و مکان میکند، او در یک جزیزه کوچک که ساکنین آنجا به ماهیگیری میپرداختند متولد شدو رشد کرد. به همین خاطر رویای بزرگ ارمین در زندگی داشتن یک کشتی دو دَکله ماهیگیری بود
مهدی:به عنوان یک نویسنده مشغول فعالیت بود و کاملا خود شیفته است به طوری که چند روز پس از وقوع قتل او به عندان نویسندگی، درمقابل عاصف نشست تا پرتره قدی از وی ترسیم نماید.
عاصف:یک نقاش زبر دست است، او گفته که انتظار دارد پرتره مهدی را زودتربه پایان برساند
ممد:درست پس از وقوع قتل، ممد به همراه یک تیم برای مطالعه زندگی جانوران دریایی به قطب جنوب سفر کرد،
او هنوز هم بههمراه ۲۰ دانشمند دیگر در جنوبگان است.
همچنین باید اشاره کنیم که کارآگاه امیر این پرونده برای تسریع روند شناسایی قاتل و مقتول، نکات زیر را نیز درنظر گرفته است:
_یک هفته پس از وقوع قتل، پای قاتل شکسته شده است
_ممد و مهدی 6ماه پیش از قتل باهم آشنا شده بودن
_مهدی و قاتل از دوران طفولیت یکدیگر را میشناختند
و آن ها درهمسایگی هم به شر میبردند
سوال:قاتل و مقتول رانام ببرید، و دلیل واضح بیارید