مردم بنده و برده قدرتند حتي آن زمان كه قدرت حقيقت را مغلوب خود سازد حتي آنزمان نيز همين گونه اند اما اگر حقيقت قدرت را مغلوب خود سازد چه؟ آنهنگام مردم به حقيقت ميپيوندند نه بخاطر ماهيت ذاتي حقيقت بلكه به اين علت كه حقيقت خود به قدرتي غالب بدل گشته است مردم آنهنگام كه حقيقت مغلوب گشته بود و بي پناه در حال زجر كشيدن بود بي ياورش گذاشتند تنها وقتي حقيقت خود به يك نيرو تبديل گشت ياورش شدند آنزمان نيز حقيقت ديگر حقيقت نبود چرا كه وقتي عقيده اي را مردمان باور كنند ديگر آن حقيقت نيست بلكه واقعيت است واقعيت خشك غير منعطف كه چه بخواهيم چه نخواهيم آنجا هست همچون قانون اعداد در حاليكه حقيقت يكه و تنها و بي ياور در ميان مردمان رها شده است بدون اينكه كسي را ياراي آن باشد او را از اين معلق گونه بودن بدر آورد و در آغوش كشد اين مقدمه رو گفتم تا اين چند خط آخر رو بنويسم و تمام حرف من نيز همين است ميتوان فهرستي از تيمها نوشت كه تا همين 4 الي 5 سال پيش در جغرافياي فوتبال اروپا انگاري اصلا وجود خارجي نداشتن بالطبع براي هواداران بوميشون چرا اما دورتر از آن در شهرهاي مجاور اندك هواداراني داشتن و در ايران خودمان كه ديگر نپرس اما چه ميشود كه يكهو اين هواداران غير بومي عين قارچ از زمين سبز ميشوند و در سايتها و رسانه هاي ورزشي و همينطور محافل اجتماعي چنان از تيمهايشان دفاع ميكنن كه تو گويي كساني كه اين قدرتها را ناديده ميگيرند انگاري ارزشهاي اخلاقي را ناديده گرفته اند طرف برنده را گرفتن هميشه ساده ترين كارهاست مهمترين اصل هواداري در اين است كه آنزمان كه تيممان قدرت برتر نباشد نيز همچنان خواستار و طالب تيم باشيم نه اينكه تا باخت رنگ عوض كنيم و بشكل هواداراي تيمهاي ديگه در بياييم اين شكل رفتارها آفت زمونه ماست و خاص اين جغرافيايي كه درش زندگي ميكنيم اين ديد عافيت طلبانه ماست كه ما را واميدارد براي اينكه از گزند انتقادها در امان بمانيم در هر حالي طرف تيم برنده را بگيريم همين مصلحت انديشي ست كه ما را ابن الوقت و باري به هر جهت بار مياورد هر چند هركس در ابراز سلايقش آزاد است اما اينكه در اين مسير اينگونه متعصبانه قدم برداريم و به جهت متقاعد كردن ديگران به انتخابي كه كرديم و همينطور اثبات بزرگي تيم مورد علاقمان اصالت و بزرگي تيمهاي تاريخي رو زير سئوال ببريم آنهنگام به حتم كار شايسته اي انجام نداده ايم انگار براي بزرگداشت نام تيم مورد علاقمان بطور حتم ميبايست نام تيمهاي كه بعنوان رفرنسهاي فوتبال دنيا شناخته ميشود لكه دار گردد سخن آخر :وقتي سياه هستم دوستم داشته باش وقتي سفيد باشم همه دوستم خواهند داشت.