Gold and silver is the Autumn
طلایی و نقرهای است پاییز
( پاییز با رنگهای برگهای زرد و نقرهایاش میدرخشد، مثل جواهری در طبیعت)
Soft and tender are her skies
آسمانهایش نرم و لطیفاند
( آسمان پاییز آرام، مهربان و دلنشین است)
Yes and no are the answers
پاسخها «بله» و «نه» هستند
( زندگی و عشق ساده و مستقیماند)
Written in my true love's eyes
که در چشمان عشق واقعیام نوشته شدهاند
(حقیقت و احساس واقعی عشق را میتوان در نگاه معشوق دید)
Autumn's leaving and winter's coming
پاییز میرود و زمستان میآید
I think that I'll be moving along
فکر میکنم من هم باید راه بیفتم و بروم
I've got to leave her and find another
باید او را ترک کنم و کسی دیگر را پیدا کنم
I've got to sing my heart's true song
و باید آهنگ واقعیِ دلم را بخوانم
(باید احساسات و صدای واقعی دلم را دنبال کنم)
Round and round the burning circle
دور تا دور دایرهی سوزان
( چرخهٔ زندگی و زمان که همواره در حرکت و گداختن است، مثل شعلهای که میچرخد)
All the seasons, one, two and three
تمام فصلها، یکی، دو و سه
( منظور گذر زمان و چرخه ی بی پایان طبیعت ست)
Autumn comes and then the Winter
پاییز میآید و سپس زمستان
Spring is born and wanders free
بهار متولد میشود و آزادانه میگردد
Gold and silver burned my Autumns
طلایی و نقرهای پاییزهایم را سوزاندند
(گذر زمان، باعث از دست رفتن لحظات میشود)
All too soon they'd fade and die
خیلی زود کمرنگ میشدند و میمردند
(لحظات زیبا و عشقها زود تمام میشوند و نمیتوان آنها را نگه داشت)
And then, ah there were no others
و بعد، آه، دیگر هیچکس دیگری نبود
Milk and honey were their lies
شیر و عسل، دروغهایشان بود
(فریبنده و پوچ بودن وعدههای شیرین زندگی یا عشق )