یه دوستی داشتیم از ده دوازده سالگی با بزرگتر ها فوتبال میکرد مارو که یه تنه حریف بود و بازیش با بزرگتر هارو که میدیدیم واقعا کیف میکردیم به 17 ،18 که رسید تراکتور برای تیم نوجوانان یا جوانان(دقیق یادم نیست) میخواست این بنده خدارو اضافه کنه تستم داده بود و قبول شده بود همه ما ها میگفتیم یه فوتبالیست توپ ازش درمیاد اخه یه تکنیک ناب برزیلی داشت و قدرت بدنیش هم بالا بود میگفتیم یکی از بهترینای ایران میشه اما شانس بدش همون موقع ها پدرش فوت کرد خانوادش بهش خبر دادن با گریه برگشت و مجبور شد چون کس دیگه ای رو نداشتن نون آور خونه بشه و فوتبال رو کنار بزاره و الان هم چوپانی میکنه واقعا حیف این استعداد بود...............