۱. شیاطین و فرشتگان
۲. راز داوینچی
۳. نماد گمشده (lost symbol)
۴. دوزخ (inferno)
اینها کتابهای دن براون هستند
نکتهی مهم دربارهی دن براون اطلاعات بسیار جالب و مستند دربارهی دیگر دانشها مثل دانش ادیان، باستانشناسی، معماری، دانش پزشکی و ...هستند که آدم با خوندن رمان یه چیزی هم یاد میگیره!
مهمتر از اون، بویژه تو کتاب راز داوینچی، با واقعیت دین و اینکه چجوری ادیان رو برای ما مقدس کردن آشنا میشی!
فقط خیلی مهمه که به ترتیبی که گفتم خونده بشه و یه ترجمهی خوب از کتابها پیدا کنی و بخونی
این ها رو به تازگی خوندم، بهت پیشنهاد میدم:
غول مدفون، کازوئو ایشی گورو، ترجمه امیر مهدی حقیقت، چشمه
ایشی گورو به تازگی نوبل برده و این کتابش باعث شد بیش از پیش دیده بشه. داستان توی حوالی قرن 11، 12 میلادی میگذره، جایی که اقوام مهاجر(ساکسون، بریتون، فرانس و ...) به اروپا اومدند. داستان زن و شوهریه که یادشون میاد یه فرزندی داشتند ولی نمیدونند الان کجاست یا چند سالشه. این زوج گذشته شون رو یادشون نمیاد و توی یه سفر هیجان انگیز(واقعاً هیجانی و دراماتیک)، میرن دنبال گذشته.
کشتی ساکورا، کوبو آبه، فردین توسلیان، فانوس
این یکی رگه های فلسفی و اجتماعی داره. رمان کلاً غریبیه از نویسنده ای که خیلی رو نویسنده های ژاپنی بعد از خودش تأثیر گذاشته. (مثل موراکامی، اوئه) داستان یه مرد چاقه که فکر میکنه قراره دنیا به پایان برسه و شروع میکنه مثل نوح، برای کشتی نجاتش افراد جمع میکنه. اینقدر فضای مرموز، غریب و ترسناکی داره که بدجور به صفحات جلوتر پرت میشی.
تقسیم، پیرو کیارا، مهدی سحابی، مرکز
مترجمش آقای سحابیه، این یعنی اینکه وسواس زیادی دارند روی کتابی که ترجمه میکنن و همین ارزش این رمان رو بالا میبره. داستانش در مورد تابوئه، خیلی به وضع ایران الان میخوره. سه تا خواهر پیردختر، آقاشون میمیره و تک و تنها توی یه روستای قدیمی، باید گلیم خودشون رو از آب بیرون بکشن، بدون حضور مردی ولی خب، قضیه اینطوری نمیمونه و یکی از دخترها دستِ گل آب میده.
راپسودی فرانسوی، آنتوان لورن، مهسا ابهری، آرش
این خیلی در مورد دنیای امروزه، یعنی فرهنگ جهانی. داستان اعضای آرمان گرای یک گروه راکه توی قرن بیسته که تو جوونی به شکست میخورند(سر یه اشتباه احمقانه.) و داستان به سی سال بعدشون فلش فوروارد میزنه، جایی که از رویاهاشون دست کشیدند و هر کی پی زندگی خودش رو گرفته. علاوه بر اینکه درام خوبی داره، کشمکش های عاطفی خوبی هم برات به ارمغان میاره.
من به ترتیب علاقه نوشتم برات. این ها رو اگه دوست داشتی، کتاب برادران سیسترز، بازمانده روز، یک انسان-یک حیوان، درک یک پایان و ... رو پیشنهاد میکنم.
۴۰ روز آخر
نویسندش یادم نیست
ولی تو پادگان خوندم
۱۴۰ صفحه بود
رمان جالبی بود هم عاشقی هم پلیسی جنایی
تو یه شهر یه ویروس شایع میشه
یه دکتری هست روش کار میکنه خودش مبتلا میشه
میفرستن قرنطینه
میشه یه اردوگاه
دولت بهش نارو میزنه ولی اون اوضاع اردوگاه رو کنترل میکنه
درخواست مذاکره میده با دولت که یه شهر رو بهشون واگذار کنن
اونا همون جا باشن تا به مرگ طبیعی بمیرن ولی دولت قبول نمیکنه
دستور بمباران اردوگاه رو میده
همه این جریانات تو ۴۰ روز سپری میشه
خیلی لذت بردم از این کتاب هم قشنگ بود هم تو پادگان در آرامش خاطر خوندم
شرمنده یکم طولانی شد
دیدگاهها