این جام ۲۵ هزار کیلومتر در تمام قاره آسیا گشت و گشت تا این که به امارات ، محل برگزاری بازیها رسید. اهمیت این جام اما به سفر طول و درازش در اقصی نقاط قاره کهن نیست، برای ما این جام تبلور روزهای خوب و پر افتخار گذشته و فاجعه بزرگ این سال هاست!

۴۳ سال ناکامی 

۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۷ تیم ایران برای اولین بار بین ۵ تیم چین، میانمار، هنگ کنگ و رژیم اشغالگر قدس به میزبانی تهران به مقام قهرمانی آسیا رسید!

دوره‌های بعد نیز با افزایش یک تیم دیگر با ۶ تیم برگزار شد و ایران در میان آن شش تیم هم موفق به کسب عنوان قهرمانی شد. از ۲۳ خرداد ۱۳۵۵ که ایران با توجه به نفوذ فوق العاده اش دریک دوره‌ی ۸ ساله ، دو بار میزبانی جام را برعهده گرفت و هر دوبار از میان ۵ و ۶ تیم (بار آخرکویت اضافه شد) به قهرمانی رسید تا به امروز امکان رسیدن به چنین موقعیتی نصیبش نشده است.

آن‌چه مسلم است اینکه در طول ده دوره‌ی گذشته از سال ۱۳۵۵ تا به امروز سهم فوتبال ایران حتی رسیدن به فینال مسابقات هم نبوده و این تمام واقعیت فوتبال ما در جام ملتها بوده است. فوتبال ایران در طول همه این ادوار چیزی برای نمایش در سطح جام ملتهای آسیا نداشته است.

آن‌چه در تخیل و خاطرات فوتبالی دوست‌داران فوتبال جا خوش کرده و سینه به سینه منتقل شده گویای هیچ چیزی در این فوتبال نبوده و نیست. فوتبال ایران در شرایطی قادر به قهرمانی بوده که فقط چند تیم ضعیف در آسیا حضور داشته اند، که امروز شنیدن اسم آن‌ها گویای موقعیت فوتبال در آن دوره است.

جام ملتهای آسیا به مرور از دهه هشتاد میلادی با قدرت گرفتن عربستان و ژاپن دهه نود و در هزاره جدید استرالیا، شرایطی کاملا متفاوت با آن سال‌ها پیدا کرده است. در طول همه‌ی این سال‌ها (که ایران همواره اتکایش به عناوین قهرمانی‌ای بوده که در دهه ۵۰ به دست آورده) کشورهای شرق و غرب آسیا تا بن دندان مسلح به امکانات و تجهیزات و علم روز شده اند.

فوتبال ایران در تمامی این سال‌ها دل خوش به خاطرات روزنامه‌نگارانی بوده که نوستالژی نوجوانی‌هایشان را سرپوشی بر حقایق فوتبال ما در آسیا گذاشته‌اند، غافل از این که آسیا در طول همه این سال‌ها پیشرفت کرده و قهرمانی در آن هر دوره سخت‌تر و پیچیده‌تر از قبل به نظر می‌رسد.

کیروش اما امروز وارث ماموریتی است که در طول۴۳ سال گذشته حسن حبیبی، ناصر ابراهیمی، پرویز دهداری، علی پروین، محمد مایلی‌کهن، جلال طالبی، برانکو ایوانکویچ،امیر قلعه نوعی، افشین قطبی و حتی خود کارلوس کیروش از انجام دادنش عاجز بوده اند!

ظاهرا ریشه تمامی فقدان ها را باید در جایی دیگر و در آیینه تمام قد جامعه و فرهنگی که راه های رسیدن به موفقیت را گم و سرنوشت خود را گره به تعصبات خنده دار رنگی زده است، جستجو کرد .

از آمال بر باد رفته تا منطق و تاکتیک‌پذیری 

 از ۲۴ آبان ماه ۱۳۹۱ و باخت به ازبکستان تا به امروز تیم ملی ایران در هیچ بازی رسمی در مقابل تیم های آسیایی زانو نزده است.

مهمترین ویژگی تیم ملی به هدایت کارلوس کیروش به‌جز نظم و انضباطی که او به مرور زمان با دیسیپلین منحصر به فردش چاشنی فضای احساسی فوتبال ایران کرد، لایه سازی‌های بدون احساس نفرات مختلف بود که رسیدن به دروازه ایران را بیش از پیش دشوار می کرد.

فوتبالدوستان ایرانی در تمامی سال‌های اوج فوتبالمان خوب به یاد دارند که در بزنگاه‌های تاریخی همیشه حسرت گل های مبتدیانه‌ای را خورده ایم که بی‌شک ناشی از تفکر احساسی بازیکنان و سیستم‌های همیشه باز مربیانی بوده که تمامی برنامه‌ها و هیجانات مردم را در لحظه به باد می‌داد.

آرزوهای نسل دهه شصتی که پای گیرنده‌ها از تلاش بی‌نتیجه ایران در لحظات مهم تاریخ سرخورده بود. آن لحظه‌ی فراموش نشدنی گل زدن کازویوشی میورا در جام ملت‌های آسیای۱۹۹۲ که با مشت و لگد تمامی عقده‌ها و سرخوردگی‌های تیمی‌مان را در زدن جمال شریف می‌دیدیم.

همه‌ی برد و باخت‌های مقدماتی جام جهانی در سال ۱۹۹۳ با علی پروین که ژاپن قلدر را هم با خود به ته قهقرا فرو‌ بردیم یا عربستانی که چند روز قبل تر با سه گل در مقابل ایران ۱۹۹۶ مایلی کهن زانو زده بود، در برابر دیدگان بهت‌زده‌ی بازیکنانمان جشن پیروزی را برپا کرد.

دو سال بعدتر در لحظاتی که با یک پیروزی از سه بازی باقی مانده در مقدماتی جام جهانی ۹۸ (مقابل عربستان، کویت و قطر) سند صعود ما به جام جهانی امضا می‌شد، در عین ناباوری و در یک تاکتیک لو رفته دوباره از صعود مستقیم باز ماندیم تا معجزه‌وار با ویرای برزیلی ازسد استرالیا بگذریم.یا باز باخت حیرت آور به کره در جام ملت‌های ۲۰۰۰ لبنان پس از گل ۳۵ متری کریم باقری که با دو گل پیاپی پاسخ داده شد! یا باخت به عربستان در تهران با دایی یا به کره با قلعه‌نوعی و افشین قطبی!

همه‌ی این اتفاقات و چالش‌ها فقط بخشی از خاطرات یکجا مدفون شده‌ی نسلی بود که با هر برد و هر باخت بخشی از رویای ملی خودش را عمدتاً با مربیان پر ادعا و همیشه حاضر وطنی دیروز و امروز از حبیبی، یاوری، چراغپور و دهداری گرفته تا مالکان همیشه حاضر مثل پروین، مایلی کهن، طالبی و این اواخر قلعه نویی در معرض نابودی می‌دید. ما با رایکوف، اوفارل، ایویچ، بلاژویچ و ایوانکویچ هم تجربه باختن را چشیدیم امّا با این وجود، قواعد بازی درست را از آنها یاد گرفتیم ؛ همان‌طور که با کارلوس کیروش همیشه در اوج بودن و تا پای جان جنگیدن را آموختیم.

فوتبال ایران مدیون همه سبزچشمانی است که وفادارانه برای آمال و آرزوهای ما، منطق را چاشنی احساساتمان کردند و با بودنشان هر کدام به نحوی دین خود را ادا کردند.

به آمار بیش از همیشه امیدواریم !

بررسی آماری عملکرد پانزده سال اخیر تیم ملی ، از برانکو تا کیروش عملکرد تیم ملی زیر نظر کارلوس کیروش بهتر از مربیان پیش از کارلوس کیروش بوده است. مقایسه آمار تیم ملی در هفت سال و نیم حضور کیروش با دوره‌ی هفت سال و نیم پیش از آن نشانگر این واقعیت است. این آمار درصد بالاتر پیروزی (۶۱٪ مقابل ۵۶٪) و درصد پایینتر شکست (۱۲٪ مقابل ۱۶٪) در تیم ملی تحت هدایت کیروش را نشان می دهد.

البته آمارهای این‌چنینی همیشه مورد بحث و خدشه قرار می‌گیرند.چراکه توان تیم‌هایی که در مقاطع مختلف رودرروی تیم ملی قرار گرفته‌اند یکسان نبوده. در دوره‌های مختلف مربیان تیم ملی متهم بوده‌اند که برای بهینه کردن آمار ورنکینگ تیمشان از بازی با تیم‌های بزرگ سرباز می‌زنند.

در این یادداشت برای مقایسه‌ی بهتر دوره‌های مختلف تیم ملی، نتایج تیم ملی مقابل تیم‌های ضعیف‌تر مثل لائوس، مالدیو و غیره را حذف کرده‌ایم. همچنین به دلیل اینکه در آستانه رقابت‌های جام ملت‌های آسیا هستیم نتایج تیم ملی مقابل حریفان قدرتمندتر نظیر آلمان، اسپانیا، آرژانتین و پرتغال را هم در این آنالیز منظور نکرده‌ایم.

در این بررسی آماری نتایج تیم ملی مقابل هشت تیم برتر قاره‌ی آسیا در دو دوره مقایسه می‌شود. دوره‌ی تحت هدایت کیروش با دوره‌ی هفت سال و نیم پیش از حضور کیروش. هشت تیم برتر آسیا بر اساس حضور در جمع چهارتیم پایانی جام ملت‌های آسیا در پنج دوره اخیر (از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵) انتخاب شده‌اند.

این لیست شامل ژاپن، کره جنوبی، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، چین، بحرین، ازبکستان و عراق است.استرالیا دیگر تیم حاضر در نیمه نهایی در دوره‌های مختلف جام ملتهای آسیاست که در پانزده سال اخیر مقابل تیم ملی ایران قرار نگرفته است.

در این بررسی نتایج مسابقات در ۱۲۰ دقیقه وقت قانونی و اضافه منظور شده است و شکستهای تیم ملی در ضربات پنالتی مقابل چین ۲۰۰۴، کره ۲۰۰۷، و عراق ۲۰۱۵ مساوی درنظر گرفته شده است.

دوران کیروش: ۲۲ مسابقه با هشت تیم برتر آسیا ۱۵ برد، ۵ مساوی، ۲ شکست. ۶۸٪ پیروزی مقابل ۹٪ شکست.

دوره‌ی ۷.۵ ساله‌ی قبل از کیروش (برانکو‌ ایوانکوویچ، امیر قلعه نویی، علی دایی، افشین قطبی): ۴۳ مسابقه با هشت تیم برتر آسیا ۲۱ برد، ۱۵ مساوی، ۷ شکست.۴۹٪ پیروزی مقابل ۱۶٪ شکست.

این آمار درخشان مقابل رقیبان اصلی ما در راه قهرمانی آسیا ما را امیدوار می کند که رویای۲۰۱۹ دست یافتنی‌تر از همیشه است. پروژ‌ه‌ی کارلوس کیروش تا اینجای کار موفقیتی خیره کننده داشته است. این موفقیت را نه فقط فرم بازی ومعیارهای کیفی، بلکه آمار نتایج واضح‌تر بیان می‌کند.

تیمی را تحویل بگیری و مقابل رقیبان قاره‌ای شانس پیروزی را ۴۰٪ افزایش بدهی یا به عبارت دیگر احتمال شکست و تساوی را بیش از ۴۰٪ کاهش بدهی. این آمار محصول دانش، کار مداوم، جدیت و توجه به جزییات است. موفقیت شانسی نیست.

برانکو ایوانکوویچ دیگر مربی موفق فوتبال کشورمان از اکتبر ۲۰۰۳ تا پایان جام جهانی ۲۰۰۶ هدایت تیم ملی بزرگسالان را برعهده داشت. دوران برانکو ایوانکوویچ: ۱۰ مسابقه با هشت تیم برتر آسیا ۵ برد، ۳ مساوی، ۲ شکست. ۵۰٪ پیروزی مقابل ۲۰٪ شکست.

این آمار کاملا مطابق با آمار کلی تیم ملی در هفت سال و نیم قبل از حضور کیروش در تیم ملی است و برانکو را در کنار قطبی، قلعه‌نویی و دایی با آماری قابل قبول اما نه فوق‌العاده مقابل رقبای نزدیک آسیایی ما قرار می‌دهد.

حرف پایانی

۴۳ سال با مربیان مختلف ایرانی و خارجی، با تلاش های بسیار و بلکه گاهی با بی خیالی های آشکار، با نسل ها متفاوت و مختلف فوتبالی، در اوج بحران های سیاسی و آرامش سال های بعد؛ در هر شرایطی که تصورش را می کنید به جام ملت های آسیا نرسیدیم. 43 سال حسرت و افسوس برای رسیدن به این جام  حالا تمام فرضیه هایی که از ذهنمان تراوش می کند، تمام توهماتی که در سر می پرورانیم و همه آنچه یک شبه می خواهیم و برایش بال بال می زنیم را از تیم ملی ایران در سال ۲۰۱۹ مطالبه می کنیم! آن هم نه به آرامی و نرمی؛ نه در اوج آشتی و لطافت که در یک کشمکش مرگبار داخلی؛ در فوتبالی که هنوز یاد نگرفته به تیم ملی اش احترام بگذارد...

به این جام لطفا دوباره نگاه کنید؛ ۴۳ سال حسرتش را خورده ایم. ۴۳ سال هر بار پس از هر باخت فاجعه بار، تصمیم گرفتیم «کمیته شکست» برایش تشکیل بدهیم؛ صدها بار تا پای محاکمه مربیان و بازیکنانی پیش رفتیم که محصول عملکردشان «ناکامی» در جام ملت های آسیا بوده است.

اهمیت جام ملت ها فقط به اعتبارش در قاره آسیا و نگاه غیر آسیایی ها به آن نیست؛ وجاهتش وقتی بیشتر می شود که ۴۳ سال برای ما «حسرت و آه و افسوس» بر جا گذاشت.

بیاییداین بار بر تمام کارهای غلط خود، خط بطلان بکشیم. فقط یک بار درست فکر کنیم. همین یک بار؛ در بزنگاهی که پای نام و اعتبار فوتبال ایران در میان است...