جایی مشغول کار هستم و کار ساخت ویلاست که برای پدرم هست و یک زمین ۵۰۰ متری که خالی خالی بود شروع کردم ساختن

یک روز خیلی درگیر بودم واقلا یکی از سخترین روزهای زندگیم بود 

و بنا و سنگ کار و گچ کار ... داشتن کار میکردن کاملا به این سه اکیپ کاملا اعتماد دارم که اهل دزدی و دودره و ... نیستن و سالهاست باهاشون کار کردم 

ساعت ۹ صبح بود که به یک خرید احتیاج شد و باید سنگ ۵ سانتی سفارش میدادم 

ماشین خودم بیرون از حیاط بود و شانسم ۵۰ تا گچ جلوش بود و نمیتونستم حرکتش بدم 

رفتم سویج سنگ کار گرفتم و با ماشین اون رفتم 

و برگشتم و گوشی هنوز دستم بود حدودای سایت ده و بعد اون دیگه اصلا گوشی یادم نمیاد اون روز دستم باشه یعنی اصلا اصلا و تا ساعت نه شب من حتی به گوشیم دست نزدم و نه شب بود که خواستم بیام سایت ببینم چه خبره ولی گوشی نبود که نبود 

ولی بدبختی اینجاست تو سایت طرفداری اکانتم داخل گوشی رو دیدم و اخرین بودن تو سایتم ساعت ۷ و سیزده دقیقه بوده !!!!!! 

که اصلا یادم نمیاد ساعت ۷ گوشی دستم بوده باشه و میدونم که نبوده چون اون ساعت خیلی درگیر بودم 

و نکته ی عجیب تر این جاست تو جیمیل مربوط به گوشیم زده ۷ و شانزده دقیقه در گوگل بودم !!!!! 

خیلی اعصابم ریخته از صبح تا شب دارم با کارگر و فروشنده و ... مثل خر کار میکنم و دو و هفتصد ماهی باید بگیرم ولی گوشیم گم شده 

گوشیم نوکیا وان بود و بدنر از اون اینجاست یه سامسونگ خیلی خوب داشتم که اون هم ماه پیش از دستم افتاد تاچش شکست و مبلغ زیادی واسه تعمیرش میخوان 

هر روز حدود صد و ده کیلومتر مسیر رفت و برگشت کار رانندگی میکنم و زیر افتاب کار کردن هست  اخر سر هم یه همچین شیری خوردم