خلاصه داستان: پدر و مادری که بچه های خودشون رو از واقعیت زندگی بیرون محروم کردن و زندگی داخل خونشون رو واقعیت کل دنیا برای بچه هاشون توصیف کردن و بچه ها همیشه ترس این رو داشتن که نمیتونن بیرون خونه برن چون فکر میکنن واقعی نیست