طرفداری- فرانک زولنر، فیزیوتراپ سابق باشگاه دورتموند از سال 1992 تا 2009 است و طی این مدت، زنبورها موفق به کسب قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا و دو قهرمانی در بوندس لیگا شدند.
به گزارش گل، زولنر معتقد است که در بعضی از مواقع، کلوپ می تواند شبیه به یک انسان دیوانه باشد اما همیشه از جرئت عذرخواهی کردن برخوردار است. زولنر در این رابطه می گوید:
او آدم خاصی است. روزهای زیادی وجود داشت که شما راجع به کلوپ فکر می کردید: "او یک مرد فوق العاده است" اما گاهی اوقات درباره او فکر می کردید: "چه مرد خودخواه و خودبینی!" یک بار یاکوب بلاژیکوفسکی هنگام بازگشت از تیم ملی لهستان با من تماس گرفت و به من گفت که به دلیل مصدومیت عضلانی نمی تواند تمرین کند اما همچنان می تواند به جلسات تیم برسد. قبل حضور در جلسه تیمی، به همراه بلاژیکوفسکی پیش کلوپ رفتم و به او گفتم که اوضاع از چه قرار است. پس از این، کلوپ خیلی دیوانه شد و شاید دلیل دیوانه شدن او این بود که از خبر مصدومیت بلاژیکوفسکی مطلع شده بود. زلیکو بوواچ (دستیار سابق کلوپ) در چنین مواقعی ظاهر می شد و به او می گفت: "کلوپو، یک سیگار بکش و آرام باش!" بوواچ یکی از بهترین دستیارانی بود که من تحت نظر او کار کرده بودم. اما هنگامی که کلوپ رفتار بسیار بدی را از خود نشان می داد، این جسارت را هم داشت که از طرف مقابل خود عذرخواهی کند.
زولنر درباره جدایی خود از دورتموند می گوید:
حدودا از سال 2008 بود که بالاخره فهمیدم باید تغییری رخ دهد. یک روز به خانه آمدم و با گریه های دخترم رو به رو شدم، ظاهرا نامزدش از او جدا شده بود و من حتی نمی دانستم که او به پسر دیگری در ارتباط است! طبق داستان هایی که از کلوپ و اتفاقات افتاده تعریف کردم، گاهی اوقات جلسات کاری ما تا پایان روز ادامه پیدا می کرد و دیگر به من اجازه نمی دادند تا با خانواده خود تماس بگیرم. بعضی مواقع بچه های من به شدت خواهان صحبت کردن با من بودند اما من نمی توانستم به حد کافی با آن ها صحبت کنم.
یکی دیگر از سرمربیان فوق العادهای که زولنر با آن کار کرده است، اوتمار هیتسفلد است. زولنر یکی از خاطرات جذاب و خندهدار خود را از دوران حضورش زیر نظر هیتسفلد تعریف می کند و معتقد است که خیلی خوش شانس بوده که هیتسفلد، خشم خود را کنترل کرده است! زولنر می گوید:
در سال 1995، اردوی تمرینی ما در کنار دریاچه لوسرن واقع شده بود. همیشه اینگونه بود که اتاق فیزیوتراپی در کنار اتاق فرار در مواقع آتش سوزی بود و من همیشه کلید آن اتاق (اتاق فرار) را داشتم. گاهی اوقات من درب آن اتاق را نمی بستم و در یک شب، بازیکنان برای رفتن به یک مهمانی از آن اتاق خارج شدند. روز بعد، متوجه شدم که بعضی از بازیکنان به دلیل حضور در آن مهمانی، به شدت خسته شدهاند، به خصوص دروازهبان تیم یعنی استفان کلوس. با توجه به این شرایط، ما به اوتمار گفتیم که استفان کلوس را از تمرینات خارج کردیم زیرا او از ناحیه زانو دچار مصدومیت شده بود.
بعد از ظهر همان روز، به بازیکنان مرخصی داده شد و بسیاری از آن ها برای اسکی بر روی آب، به دریاچه لوسرن رفتند. با این حال، من به همراه اوتمار با یک قایق به دریاچه رفتیم. در طول گردش ما در دریاچه، استفان کلوس به طور ناگهانی درحال اسکی رفتن روی آب ظاهر شد و درحالی که متوجه حضور اوتمار نشده بود، با خنده و با صدایی بلند گفت: "هی زول، زانوی من دوباره خوب شده است!" و اوتمار این صحنه را دید اما از آنجایی که او مردی خارق العاده بود، چیزی در این باره نگفت.



