طرفداری- سال گذشته و در مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا، لیورپول با نتیجه 4-0 بارسلونا را در هم کوبید و با بازگشتی با شکوه موفق شد به فینال این رقابت‌ها صعود کند.

به گزارش میرور، جوئل ماتیپ، مدافع باشگاه لیورپول از حس و حال قبل از بازی با بارسلونا و صحبت‌های یورگن کلوپ پیش از آغاز این مسابقه صحبت می کند:

او به ما گفت که شانس زیادی داریم و می توانیم کاری انجام دهیم تا در آینده برای بچه‌هایمان تعریف کنیم. ما به خودمان باور داشتیم. وقتی وارد ورزشگاه شدیم، حال و هوای ورزشگاه دیوانه کننده بود، بدون اینکه به این فکر کنند که در بازی اول چه نتیجه‌ای گرفتیم و و در برابر چه تیمی قرار داریم. جو ورزشگاه خوب بود و بهتر و بهتر هم می شد. واقعا دیوانه کننده بود. شبیه به یک ماشین کامل شده بودیم، که با هم کار می کردیم، همه ما اعم از بازیکنان و هواداران.

ماتیپ معتقد است که شور و هیجانی که در آن مسابقه ایجاد شده بود، باعث می شد تا سرعت بازی بیشتر و بیشتر شود و این به نفع آن‌ها بود. او در این رابطه می گوید:

به بازی سرعت بیشتر و بیشتری می بخشیدیم. پس از به ثمر رساندن هر گل، عطش بازیکنان بیشتر می شد. تمامی جایگاه‌های تماشاگران، بازیکنان روی نیمکت و بازیکنان داخل زمین جو دیوانه کننده‌ای را درست کرده بودند. همه به انجام کار خود سرعت بخشیدند و این باعث شد تا همه چیز بهتر پیش برود. در میدان مسابقه، سر و صدای بسیار بسیار زیادی بلند شده بود و شما باید برای صدا زدن هم‌تیمی‌های خود باید خیلی بلند فریاد می زدید اما در چنین مواقعی، هر چه قدر که تلاش کنید فایده‌ای ندارد و صدای شما به گوش هیچکس نمی رسد! هر گلی که به ثمر می رساندیم از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود اما به ثمر رساندن گل زود هنگام به ما انگیزه بسیار زیادی داد. اگر آن‌ها می توانستند برای مدتی طولانی دروازه خود را بسته نگه دارند، کار ما تمام می شد اما آن گل زود هنگام باعث شد تا اعتماد به نفس ما بیشتر شود و به این باور رسیدیم که می توانیم نتیجه لازم را کسب کنیم.

ما با خود گفتیم: "برویم تا در این بازی برنده شویم" اما هرگز نمی توانستیم تصور کنیم که نتیجه پایانی بازی چه خواهد بود. ما می دانستیم که بسته نگه داشتن دروازه در این بازی خیلی مهم است اما این عامل هم باعث نمی شد تا شانس زیادی داشته باشیم. بعد از اولین گل وینالدوم (گل دوم لیورپول) با خود فکر کردم که: "اوه! ما می توانیم در این مسابقه برنده شویم" زیرا خیلی خوب بازی می کردیم. پس از گل دوم جینی (وینالدوم) با خود گفتم: "بله، ما می توانیم به فینال برویم." وقتی که دیووک گل چهارم را به ثمر رساند؟ دیوانه کننده بود. نمی توانستم باور کنم. نمی دانستم چه اتفاقی افتاده است زیرا ترنت (آرنولد) توپ را به محوطه جریمه آن‌ها فرستاد و من با خودم گفتم: "این دیگر چیست؟" سپس اوریگی را در آنجا دیدم که توپ را دریافت کرد و گل چهارم را به ثمر رساند.  

صادقانه بگویم که کمی گیج شده بودم. پس از چند ثانیه که همه در حال خوشحالی بعد از گل بودند، من تازه به جمع آن‌ها اضافه شدم! نمی‌توانستم چیزی که می بینم را باور کنم و من معتقدم که شاید این بهترین لحظه من به عنوان یک فوتبالیست بودم زیرا بسیار خاص و ویژه بود.