طرفداری- سال گذشته و در فینال لیگ قهرمانان اروپا، لیورپول با نتیجه 2-0 در برابر تاتنهام به پیروزی رسید تا پس از 14 سال موفق به قهرمانی در این رقابت‌ها شود.

به گزارش BT Sport، از کلوپ سوال شد که یکی از به یاد ماندنی‌ترین گل‌هایی که توسط تیمش به ثمر رسیده را نام ببرد و او پاسخ داد:

گل فوق العاده دیووک اوریگی. این بهترین بازی ما نبود و این بهترین نمایش ما در برابر تاتنهام نبود. این بازی یک فینال بود. ما باید یاد بگیریم تا به عنوان یک تیم در چنین بازی‌هایی با اختلاف گل پیروز شویم. ما باید این را بپذیریم که اگر در مسابقه‌ای به بهترین شکل ممکن عمل نکردیم و بازی خوبی را ارائه ندادیم، پس باید برای پیروز شدن کارهای دیگری را انجام دهیم. وقتی که اوریگی گل دوم را به ثمر رساند، من متوجه شدم که این تعداد گل در این بازی کافی است و ما برنده این مسابقه خواهیم شد. این یکی از بزرگ‌ترین خاطرات من بود. کار تمام شد و من خیلی این بازی را دوست داشتم.

کلوپ در سال 2013 و در فینال همین رقابت‌ها در برابر بایرن مونیخ شکست خورد، بنابراین احساس یک سرمربی شکست خورده در فینال را درک می کند:

می دانم که یکی از بزرگ‌ترین شب‌های زندگی من بود و من این را بعد از آن مسابقه هم گفتم. اولین احساسی که بعد از آن بازی داشتم، آرامش کامل بود. بعد از اتمام بازی، مستقیما به سمت مائوریسیو پوچتینو رفتم و او را در آغوش گرفتم. برنده شدن در فینال این رقابت‌ها حس عجیب و غریبی دارد زیرا شما احساس دو گانه‌ای پیدا می کنید یعنی هم از بابت قهرمانی خیلی خوشحال هستید و هم احساس سرمربی حریف را نیز درک می کنید و خود را جای او تصور می کنید. من بعد از بازی سریعا پوچتینو را در آغوش گرفتم زیرا دقیقا می دانستم که او در آن لحظه چه احساسی دارد. روزهای پس از آن مسابقه، قطعا بهترین روزهای زندگی من بودند زیرا قهرمانی در اروپا فوق العاده است. من با تیم‌های مختلف برای قهرمانی در این رقابت‌ها تلاش کردم و به عنوان یک شخص می دانستم که رسیدن به فینال فوق العاده است اما اگر در فینال برنده نشوید، همه چیز خراب می شود و دیگر حس فوق العاده‌ای ندارید. مدتی قبل از آن بازی احساس کردم که به پکیج کاملی در این فینال نیاز دارم زیرا برنده شدن در فینال بسیار بسیار خاص و ویژه است.

وی در ادامه افزود:

من تعداد فینال‌هایی را که واگذار کرده بودم را از یاد برده‌ام اما فکر می کنم که قبل از بازی با تاتنهام، در 5 یا 6 فینال شکست خورده بودم. من یک سرمربی حرفه‌ای در فوتبال هستم و یکی از مواردی که باید قبول کنم این است که شاید در برخی از بازی‌ها شکست بخورم. بنابراین من خیلی زود یاد گرفتم تا با شکست خوردن کنار بیایم اما پذیرش شکست برای خانواده‌ام بسیار دشوار بود. آن‌ها هم در برخی مواقع درگیر شکست‌ها می شوند. بعد از اینکه در بازی با بارسلونا با نتیجه 3-0 شکست خوردیم، با دو پسر خود دیدار کردم و آن‌ها واقعا ناراحت بودند، خودم روحیه خوبی داشتم زیرا خیلی خوب بازی کرده بودیم اما آن‌ها خیلی غمگین بودند زیرا فوتبال برای آن‌ها یعنی پیروزی در تمامی بازی‌ها!

برای من بیشتر عملکردمان در یک مسابقه مهم است و پس از بازی با بارسلونا، به خاطر عملکرد خوبی که داشتیم، حس خوبی داشتم اما خانواده‌ام اینطور نبودند. به همین خاطر، پیروزی در فینال لیگ قهرمانان برای همسرم، دو پسرم، خواهرانم و مادرم خیلی خیلی بزرگ بود.