شبا کش زیر شلوارم باز میکنم تا راحت بخوابم اما صبح قبل از بلند شدنم دوباره می بستم یه صبح حواسم نبود وقتی بلند شدم نبسته بودم بچه های خوابگاه کلی خندیدن??
وای از این بگاییا زیاد داشتم یکیش این بود سال ۹۱ گوشی اس۴ سامسونگ خریده بودم ، شب بابام گفت گوشیتو بده ببینم هیچی مام دادیم دستش نگو رفت سرچای گوگل من رو ببینه حالا دیدن به کنار داره با صدای بلند سرچای گوگل رو برای ننه م میخونه هیچی دیگه گوشیمو که شکست مودم رو هم شکست و تو کل فامیل گفت این پسره منحرفه ، ننه م تا ی هفته حتی نگاهمم نمیکرد ؛ البته بابامو جدای از شخصیتش که بعضی وقتا اذیت میکنه دوسش دارم ❤
دیدگاهها