قبل از هر چیز از شما می خواهم که ابتدا متن را کامل خوانده و متوجه محتوای آن شوید. این متن، تکمیل شده پست قبلی است و حال تغییراتی در آن بوجود آمده است. کلمه ای که در پست قبلی توی ذوق می زد و توجه زیادی به خود جلب کرد، استفاده از واژه «نژادپرستی» بود. به همین سبب عده زیادی فقط از روی تیتر و برداشت ناخودآگاه خود از این واژه گارد بسته گرفتند و از محتوای اصلی متن چشم پوشی کردند. با قاطعیت می گویم کسانی که به طور کامل و با درک صحیح رشته افکارم را دنبال کردند، متوجه شدند که عقیده من چیزی جز نژادپرستی عرفی است و اصلا بیانگر تصورات شما از این واژه نیست. به همین خاطر لازم می دانم که بگویم استفاده از این کلمه اشتباه بوده و سبب کج فهمی عده ای از مخاطبین شده است. نباید روی نقاط ضعف بقیه دست گذاشت و آن ها را بازیچه تمسخر خود کرد. این کار به دور از اخلاقیات و نشان دهنده شخصیت ضعیف انسان است. اگر ما در ویژگی هایی دست برتر را نسبت به دیگران داریم نیز حق تمسخر دیگران را نداریم. فروتنی را از فضائل اخلاقی می دانم. چه دست گذاشتن روی نقطه ضعف دیگران و چه نشان دادن نقطه قوت خود -در شرایط غیر ضرور- باعث ایجاد کینه و نفرت می شود و این مانعی در مقابل انسان است. من هیچ گاه نگفتم ضعف دیگران را نشانه بریم و نگفتم که خود ادعای برتری کنیم. عده ای این تهمت ها را به سبب برداشت غلط خود از واژه نژادپرستی، به من زدند که آن را قویا رد میکنم (ستم ویرایش نشده و کامنت هایم موجود است). حرف من این است که واقعیات را ببینیم، اگر ضعفی داریم در صدد رفع آن بر آییم و اگر دارای قوتی هستیم، آن را تقویت کنیم. دغدغه من سیاهپوست های آفریقا یا سیاهپوست های آمریکا که حتی یکبار آنان را از نزدیک ندیده ام، نیست. دغدغه من جامعه ای است که هر روزه با آن برخورد دارم. قبول دارم که بعضی حقایق تلخ است و به مزاق ما خوش نمی آید اما نام حقیقت رویش است. بگذارید با یک مثال به صورت عینی منظورم را به شما برسانم. «ژاپنی ها از نظر میانگین قدی در رده کشور های کوتاه قامت بودند.» وقتی یک ژاپنی این حقیقت را بیان می کند چه به هموطنانش بر بخورد و چه بر نخورد تغییری در اصل ماجرا رخ نمی دهد. اما ژاپنی ها چه کردند! آن ها حقیقت را پذیرفتند و با برنامه ریزی بلند مدت، از طریق ورزش و برنامه غذایی، میانگین قدی ملت خود را افزایش دادند. هدف من نیز همین است. وقتی حقیقتی را راجع به خودمان بیان می کنم به عده ای بر می خورد. عزیزان من، ما در مواجهه با کاستی های خودمان نباید زانوی غم بغل بگیریم. کاملا برعکس باید نیروی محرک و مشوقی در ما ایجاد شود که ما را به سمت رفع آن ها سوق دهد. در ادامه لازم می دانم که باور خود راجع به «تقصیر» جامعه در شرایطی که در آن قرار دارد را بهبود ببخشم. گاهی اوقات خود جامعه تقصیر مستقیمی ندارد و عوامل خارجی سبب اوضاع آنان شده است. نسل کودکانی که در مناطق جنگ زده و محروم به دنیا می آیند گناهی نکرده اند. جبر برای آنان چنین خواسته است. این که در شرایط بدی قرار بگیریم تقصیر ما نیست اما این که تلاشی برای بهبود آن نکنیم، به گردن ما است. نقطه بحث برانگیز دیگر گفته هایم «چیره شدن قوی تر ها بر ضعیف تر ها» بود. می دانم که این نیز برای بسیاری از افراد ناگوار است. ما چه بخواهیم چه نخواهیم این اتفاق می افتد. همچنان بر روی سخنم هستم. چیره شدن لزوما این نیست که برویم و دستمان را بر روی خرخره دیگران فشار دهیم، خیر! همین که الان از نظر رفاه و امکانات بسیاری از کشور ها نسبت به ما وضع بهتری دارند یعنی که آنان بر ما چیره شده اند. از این گذشته رسانه های غربی که منشا تزریق افکار به بیشتر جامعه مدرن هستند، به تبلیغ اخلاقیاتی می پردازند که نظر من با آن ها زاویه دارد. قبلا انسانیتی را که مثل نقل و نبات در دهان نسل جدید افتاده است را نقد کرده ام(لینک). عقاید مردم ما دارد سطحی پیش می رود. از بحث دور نشویم. رسانه ها دارند نگاهی سطحی به خورد جامعه می دهند و نسلی ساده لوح را تربیت می کنند. هنگامی که می گویم قوی باید بر ضعیف چیره شود و می شود منظورم در بعد کوچک و برخورد نفر به نفر نیست. دارم راجع به ابعاد بزرگ تر -یعنی در سطح دولت ها- صحبت می کنم. کشور الف که مهد عقاید انسان دوستانه است، هیچ گاه امکانات کارساز خود را به رایگان در اختیار دیگر کشور ها قرار نمی دهد، در قبال آن بسیاری مزایای دیگر می گیرد. کشور ایکس با وام دادن به کشور های دیگر آنان را به گونه ای مستعمره خود می کند و تا می تواند امتیاز می گیرد. امیدوارم حالا متوجه منظورم شده باشید که چرا می گویم آن عقاید سطحی ساده لوحانه است. به همان اندازه که سر حرفم در ابعاد کلان مصمم هستم دلیل برای ردش در ابعاد کوچک تر -یعنی در برخورد های عادی مان- دارم. کمک کردن به یکدیگر و همدل بودن می تواند بسیار به پیشرفت ما کمک کند. قرار نیست بر همه چیره شویم. انسان موجودی اجتماعی است و به روابط نیاز اساسی دارد. چه بهتر که این روابط به شکل همیاری باشد و به همه طرفین کمک کند. آزاد باشید