ادوارد دیویس وود، جونیور (۱۹۲۴–۱۹۷۸) کارگردان، نویسنده، تهیه‌کننده و بازیگر B فیلم‌های آمریکایی در دهه ۱۹۵۰ بود. در حالی که در اکثر فیلم‌هایش همهٔ مسئولیت‌های ذکر شده را هم‌زمان بر عهده می‌گرفته. بلا لاگوسی بازیگر مشهور شده به نقش دراکولا در اواخر عمر در فیلم‌های او بازی می‌کرد. اد وود کارگردان فیلم‌های کلاسیکی مثل «گلن یا گلندا»، «عروس هیولا»، «بدنام تر از همه» و «نقشه ۹ از فضای خارج» بود که در سال ۱۹۸۷ و در سن پنجاه و چهار سالگی در فقر و گمنامی درگذشت. او به طرزی غم‌انگیزی در اواخر دهه ۱۹۸۰ پس از مرگ به دلیل این که فیلم او، یعنی «نقشهٔ ۹ از فضای خارج»، بدترین فیلم همه تاریخ لقب گرفت، به شهرتی افسانه‌ای رسید. وود که در سال ۱۹۲۴ در پاکیپسی، نیویورک به دنیا آمده بود، همهٔ عمر خود را در هالیوود زندگی کرد به این امید که اورسن ولز بعدی شود، ولی هرگز حتی قدری هم به او نزدیک نشد.

وی توسط عده‌ای از منتقدین به عنوان «بدترین کارگردان تاریخ» شناخته شده‌است. به همین مناسبت جایزهٔ بوقلمون طلایی توسط دو تن از منتقدین دو سال پس از مرگ وی به وی تعلق گرفت که در شهرت او نقش به سزایی ایفا کرد.

تیم برتون زندگی وی را در فیلمی به نام ادوود با بازی جانی دپ به شیوه مخصوص خود شرح داده است.

ادوارد دی. وود  بدترین کارگردان تاریخ لقب دارد و ضعیف بودن فیلم‌هایش هیچ جای بحثی ندارد، فیلم‌هایش یا خیلی بد و یا غیرقابل توضیح بد، هستند؛ اما همین سادگی و خوش‌خیالی این کارگردان باعث شده که این شخصیت در فیلم برتون بسیار جالب از کار درآید. در واقع بی‌استعداد بودن وود، سوژه اصلی فیلم نیست، بلکه خوش‌بینی و بی‌خیالی این شخصیت، با بازی جانی دپ  نسبت به مسائل زندگی است که موضوع اصلی داستان است. پس از باخبر شدن از تصمیم ساخت فیلمی در مورد داستان تغییر رفتاری کریستینه یورگنسن ، وود برای ساخت آن اعلام آمادگی می‌کند و می‌گوید که می‌تواند به راحتی سوژه داستان را درک کند چراکه خودش گاهی از این کارها می کند. و نکته جالب این است که فیلم با نمایش این موضوعات در مورد وود قصد تخریب این شخصیت را ندارد، بلکه می‌توان «اد وود» را یکی از بهترین فیلم‌ها در مورد رفتارهای نامتعارف دانست. وقتی از او پرسیده می‌شود که به زن‌ها علاقه دارد؟ او جواب می‌دهد «خیلی و پوشیدن لباس‌های آن‌ها باعث می‌شود خودم را به زن‌ها نزدیک‌تر حس کنم و آن‌ها را راحت‌تر درک کنم.» دپ نیز با بازی عالی خود این شخصیت را به حدی راحت و بی‌غل‌وغش به تصویر می‌کشد که ما کاملا حرف‌ها ونیاتش را باور می‌کنیم.برتون در این فیلم خود، با فیلم‌نامه‌ای از اسکات الکساندر  و لری کارازسکی ، وود را مردی ساده و بی کلک نشان می‌دهد و با این‌که زندگی او چه از نظر حرفه‌ای و چه شخصی، دستخوش اتفاقات زیادی شده است، اما او همیشه توانسته روحیه خود را حفظ کند. با این‌که داستان برتون حول اتفاقات خنده‌داری است که در حین ساخت فیلم‌های وود می‌افتاد، اما محوریت اصلی داستان رابطه وود و قهرمان زندگیش، بلا لاگوسی  (با بازی مارتین لاندو است. لاگوسی که ۷۰ سال دارد و درگیر اعتیاد به مورفین است، سال‌هاست که در هیچ فیلمی بازی نکرده‌ است؛ اما از نظر وود، او به بزرگی و موفقیت همیشگی‌اش است و با این‌که هیچ‌ نقشی در فیلمش در مورد تغییر رفتار مناسب لاگوسی نیست، اما او را استخدام می‌کند. بازی لاندو در نقش این بازیگر، فوق‌العاده است. از نظر برتون، لاگوسی و وود از همه نظر به هم می‌خورند. لاگوسی به وود برای حل مشکلات مالیش کمک می‌کند و وود به لاگوسی مقداری پول و دلیلی برای ادامه زندگیش می‌دهد. بااین‌حال رابطه دپ و لاندو در فیلم، لطیف‌تر و عجیب‌تر از آن است که فقط رابطه دو نفر که به دنبال منافع مشترک هستند، باشد. پس از مدتی، کمک به لاگوسی برای حل کردن مشکلاتش، انگیزه وود برای کار کردن می‌شود. او برای این‌که لاگوسی بدون پول نماند، به هر دری می‌زند تا پروژه جدیدی بگیرد و او را در فیلم خود بازی دهد.

شب خوش